سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

کر بلا محل بلا نردبان سلوک

کربلا .کربلا .کربلا

عجب سرزمین پر رمز ورازی که امیرعالم وآدم سر سلسله ی عارفان و عاشقان فرمودند :...ومناخ رکاب ومصارع عشاق شهداءلایسبقهم من کان قبلهم ولایلحقهم من بعدهم

واینجا محل فروخوابیدن شترها ومحل شهادت وعشق بازی عشاق همان هایی که کسی از پیشینیان برآنها سبقت نگرفت وکسی از پسینیان به مقام آنها  نمی رسد.

آری پروردگار عالم خاصیتی وسری در این سرزمین نهاده است که آن را قابلیت می دهد تا محل پرواز عاشق ترین انسان ها ومحبوبترین افراد نزد او به سمت اوشود .

وشایدآن رمز وآن سر این باشد که( کربلا محل بلا ومحفوف به بلاست)

آری وخداوند بلا را برای اولیای خود اسرع طریق برای قرب وبهترین نردبان  برای سیروسلوک قرار داده است.

وهمین ابتلاست که قلب سالک را آماده ی محبت حضرت محبوب می نمایدودر این محبت است که سالک قربانی یار می شود واین نمی شود مگر درمقام وفای بالله وآن  مقام این باشد که عهد ببندد که وارد میدان بلا شودوآنان که به این مقام رسیده اند واین عهد رابسته اند به مقام شکر در بلا هم می رسند (اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم )

ودر این میان بلای عاشورا عظیم ترین ابتلاست

و چه زیباست سلوک همراه با ابتلای  عاشورایی حسین  علیه السلام

وچه زیباتر اینکه حسین مارا در بلای خویش شریک نماید

که آنچه در شب عاشورا ودر آخرین مرحله امتحان ،برای ورود به عاشورا اتفاق افتاد این بود که سیدالشهدا علیه السلام عنایت فرموده اصحاب را در این بلای عظیم شریک نمودند ، تا امتحان پس دادند واستقامت کردند وماندند آنان ابتلای عظیم حسین را در ظرف وجودی خودشان شهود نمودند وهمین بود که آنان را بی تاب کرده بود وباهمه وجود تلاش می کردند تا برای ولی خدا خویش را فدا کنند تا فنا شوند

وفنا شوند تا به بقاءبرسند...خوشا به حال آنان ویا لیتنا کنا معهم

وبیایید چنین دعاکنیم که

ان یجعلنی معکم فی الدنیا والاخره وان یثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا والاخره واساله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله وان یرزقنی طلب ثاری کم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم

اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود وثبت لی قم صدق عندک مع الحسین واصحاب الحسین الذین بذلوا مهجم دون الحسین علیه السلام  .


دانلود  wallpaper مخصوص موبایل و رایانه ویژه ماه محرم

 



کلمات کلیدی :

یا صاحب العزاءاذن لنا فی البکاء فی مصیبه الحسین

 

واین بار بااشک مینویسم

السلام علی من بوجوده رزق الوری وقامت الارض والسماء

سلام برآن کسی که به واسطه وجود او ما سوی الله روزی میخورند وبه وجود او آسمان وزمین پابرجاست

السلام علی صاحب العصر والزمان

السلام علی صاحب العزاء

مهدی جان سلام خدا بر شما ای جان دل ،ای صاحب عزا بازهم ماه عزا رسید وشمابا آن شال سیاهتان وچشمهایتان که خون می بارد وزخم گردیده که هزارو اندی سال برجدخود صبح وشام گریسته است وحال دوباره  ماه محرمش رسیده  است  فدایت شوم

کدام محرم ؟

همان محرمی که در آن غنچه های خشکیده از عطش وپروانه های پرسوخته وکودکان هراسناک از خون وشمشیروآتش وزنان به اسارت رفته ی گرگان بیابان واجساد پایمال شده سم ستوران،درآن جلوه هایی آفرید که هرگز از ذهن عالم بیرون نخواهد رفت.

همان محرمی که  در آن سیدالشهدا فرزند عزیزش علی اکبر را که ممصوص فی ذات الله و اشبه الناس خلقا وخلقا ومنطقا به رسول الله خوانده بودش به میدان فرستاد  واماشد آنچه شد

همان محرمی که در آن ابالفضل العباس که محرم سر وعلمدارحسین و رشک آسمانیان وزمینیان بودباتمام غیرت وشجاعتی که داشت در حالی که تنها آرزویش دفاع ومحافظت از امامش بودبه امر امامش رفت ،رفت وعنان اختیارش را به دست عشق سپرد رفت تا آب بیاورد از برای اطفال اما شد آنچه شد.

همان محرمی که زینب ندید در آن مگر زیبایی ....

همان محرمی که علی اصغر ،عبدالله ،قاسم و....نوشیدند ازجام لایزال ذات احدیت وشد آنچه شد همان  که پروردگار در شانش فرمود ک ه ی ع ص

همان ماهی که مردی که عدم هردو جهان وابسته به یک گردش چشمان اوست وعالم امکان به قیمومیت وجود او پابرجاست دست یاری فرشتگان را کنار میزند وخود تنهای تنها قلبش را هدف تیر معشوق میکند آری آن تیرها آن سنگ ها آن نیزه ها همه به اذن خود او بر بدنش اثر میکرد وقومی که با او می جنگیدند از خود او نیرو میگرفتند اما حسین پا از عبودیت وبندگی خود فراتر نمی دهد که اراده اش فانی در اراده خداست ونکرد این کار را مگر لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله   .                                   

وهرچه به ظهر عاشورا نزدیک تر می شد چهره اش بشاش تر میشد و...

آری حسین به خاطر محبوبش دراوج مظلومیت خونین تن وتشنه لب ،سوخته دل و داغ دیده از اسب بر زمین فتاده سر بر سجده میساید وآنگاه شعله روی وآتشین رخسار آفتابش برمشرق نیزه طلوع می کند واین گونه به عشق ورزی شهره آفاق میشود.

وعالیترین مناظر عشق بازی وزیباترین مواطن جمال وجلال الهی ونیکوترین مظاهر اسماءرحمت وغضب را به نمایش میگذارد واین برای حسین جز وصول به اعلی درجه حیات جاویدان وفنای مطلق در ذات احدیت چیزی نبوده است وحسین در برابر فعل محبوب سراسررضایت وتسلیم است وبلکه خواست واراده او فانی در خواست محبوب است.

آری کربلا بزم عشاق وحسین مقتول عشق است وچه سرانجام زیبایی .حسین سلطان عشق وامام العاشقین هرچه داشت تمام وکمال  به ذات اقدس احدیت واگذار کرد وخدا نیز خود را به او بخشید وخود دیه وخون بهای اوشد.

واین گونه است که حرم حسین حرم الله می شود وزیارت حسین زیارت خدا در عرش ودر حرم او از همه جا آدمی بیشتر احساس نزدیکی به حق متعال میکند وچنین است که کشتی حسین اسرع واوسع در نجات بشریت وسیر وسلوک الی الله می شود.

واین مصیبت حسین است  که در آن تمام کاینات مضطرب وآشفته و آسمان وزمین خون میگریند (وجلت وعظمت مصیبتک فی السماوات علی جمیع السماوات )وچرا چنین نباشد که این مصیبت مصیبت کسی است که عالم به وجود او پابرجاست وزمین وآسمان وانسان از صنایع دست اوست .

وببین اوج مظلومیت را که چنین عزیزی باید در مقابل دشمن مجبور به معرفی اصل ونصب خود شود ؟وجواب آن هلهله ،کف ،صوت ،تیر ونیزه وسنگ باشد .عجب ازاین قوم ؟همان قومی که امت جدش خوانده میشوند که دارند با عین الله ،قلب الله ،یدالله ،ثارالله اینگونه رفتار می کنند.عجبا؟فلذافرمود ند:(عظمت المصیبه وجلت الرضیه )

واین چنین توهین به حسین وقتال باحسین توهین وقتال با مقام احدیت است ومظلومیت حسین مظلومیت خداست.

بگذریم ای صاحب من :

یابن الحسن ای لنگر آسمان وزمین ای قلب عالم عذر میخواهم خاک بردهانم نمی خواستم شمارا رنج دهم که میدانم این سخنها که شنیدنش برای ما درد آور است شما که دیده اید چه غم عظمایی دارید وفدای مادرتان فاطمه که این روز ها در کربلا وقتلگاه همراه پسرش شاهد عشق بازی حسین با پروردگار عالم است وچه میکشد  که من نمیدانم وشما میدانید . وفدای قلب صبور عمه جانتان زینب که وارث این عشق بازی ها از یک طرف سکه وشاهد مصیبت ها ودردها ازطرف دیگر این سکه است آقای من همه ی این هارا گفتم که بگویم محرم آمد پس مولای من

 

یا صاحب العزاءاذن لنا فی البکاء فی مصیبه الحسین علیه السلام

 

 

 



کلمات کلیدی :

ای برادر عاشورا نزدیک است آماده شو تااز قافله جا نمانی

 

 ای برادر

 

 قرنهاست از عاشورا گذشته است اما این حادثه دایما در قلب عالم  در جریان است  .

برای درک این روز عظیم ورسیدن به قافله ی عارفانه وعاشقانه سیدالشهدا سلسله مراقبتهایی را سزاواراست.

همان گونه که برای حقیقت شب قدر مراقباتی لازم است تادرک شود آری برای درک مصایب، معارف وعبرتهای عاشورا  آمادگی ومراقبت نیاز است.

 باید دایما متوجه این معنا باشی که حضرت حسین آرام آرام دارد در سرزمین کربلا حاضر می شود عده ای به او ملحق وعده ای از او جدامی شوند

آنها که جدامی شوند نه به این خاطر که محب حسین نیستند جدا می شوند چون محبتشان به حسین  بعد از محبتشان وتعلقشان به دنیاست.

باید محاسبه کنی  این نفس را وببینی  که آیا در برابر ندای من کان باذلا فینا محجته علی لقاءالله فلیرحل معنا (آنکه با ماست ومی خواهد خونش را در راه خدا بدهد پس با ما همسفر شود) که از حلقوم عرشی حجت بالغه پروردگار خارج شد چگونه است  ؟

نگاه کن که نفست  با تو چه می گوید ؟ می گوید سرعت بگیر وخود را به حسین برسان یاتورابه تاخیر می اندازد و یا از یاری عزیزالله باز می دارد.

بدان که تا عاشورا فرصتی نمانده است  اگر می خواهی به حسین برسی باید هرچه تعلق است کنار بگذاری هرچه فاصله است از میان برداری وهر محبتی غیراز محبت یگانه محبوب  را از دل بیرون کنی واز غیر او منقطع شوی.

وبدان سلوک با عاشورا راه ورود به حرم امن ولایت است والبته ورود به این محیط صعب مستصعب است اما بعد از ورود حصن حصینی است که انسان را از هر عذابی مصون می سازد.

وآنها که در این محیط وارد شدند خود را فراموش نموده وجذبه های ولایی سیدالشهدا به گونه ای آنهارا برد که خبر از رنج ها نداشتند.

برادرم

باید باور کنی که هر سال موسم عاشورا موسم تجدید عهد وپیمان با ولی الله است ببین آماده ای مقابل  ثارالله قطعه قطعه شوی تا او نماز خود را بخواند یا نه؟

محاسبه کن وببین آنان که با حسین رفتند ودنیارا به کناری نهاده بهشت برین که تجلی از تجلیات سیدالشهداست به دست آوردند سود نمودند؟یا آنان که به خاطر دنیا وتملق گویی پست ترین مردم دنیا آخرت خود را فروختند ودر نهایت به آسایش دنیا هم نرسیدند ،ندیدی عمر سعد را که حتی به گندم ملک ری هم نرسید.

 

ندیدی آنهاکه بر بدن عزیز زهرا تاختند وقتی به پیش ابن زیاد رفته وگفتند ما کار بزرگی کردیم بهترین خلق خدارا کشتیم وقطعه قطعه وپایمال کردیم پس به ما پاداشی بزرگ بده  در جواب گفت :اگر می دانستید او بهترین انسان هاست چرا چنین کردید ؟و حتی در دنیا چیزی  نصیبشان نشد ووای بر آخرتشان!

بگذریم...

اما اگر می خواهی عاشورا را درک کنی باید مراقبه کنی باید محاسبه کنی!

 هر روز با خود بگویی یالیتنا کنا معکم فافوز فوزا عظیما وجایگاه خویش را نسبت به این شعار وفاصله ای که مانده تا به  حضرت حسین برسی بسنجی!

واگر فاصله  ای داری توبه کن توبه کن تا فاصله را از میان برداری.

عاشورا همواره تورا به محاسبه ومراقبه می خواند اگر از آنانی که عاشورا را درک کرده اند مراقبه ای تازه  شروع کن که  میان  حر وحبیب فاصله بسیاراست.

 واگر از آنانی که از قافله جامانده اند ودر قفس نفس خود محبوس مانده اندهنوز از برای پشیمانان راهی برای باز گشت باقی مانده است والبته بسیار  

بر محرومیت خود گریه کن، گریه کن ،گریه کن.....

_محرم



کلمات کلیدی :

مومن واقعی کیست ؟

رُوِیَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ:

 لا یَکْمُلُ الْمُؤْمِنُ إِیمَانُهُ حَتَّى یَحْتَوِیَ عَلَى مِائَةٍ وَ ثَلَاثِ خِصَالٍ فِعْلٍ وَ عَمَلٍ وَ نِیَّةٍ وَ ظَاهِرٍ وَ بَاطِنٍ

 فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یا رَسُولَ اللَّهِ مَا یَکُونُ الْمِائَةُ وَ ثَلَاثُ خِصَالٍ فَقَالَ یَا عَلِیُّ مِنْ صِفَاتِ الْمُؤْمِنِ أَنْ یَکُونَ

از رسول خدا ص روایت شده که فرمودند ایمان مومن کامل نمی شود تا اینکه دارای 103 خصلت در فعل وعمل ونیت وباطن وظاهر گردد آنگاه امیرالمونین ع فرمودند یا رسول الله آن 103 خصلت کدامند ؟فرمودند یا علی از جمله صفات مومن اینست که:

جَوَّالَ الْفِکْرِ- جَوْهَرِیَّ الذِّکْرِ- کَثِیراً عِلْمُهُ -عَظِیماً حِلْمُهُ-

اندیشه اش بسیار متحرک وپویاست –ذاتا متذکر وبه یاد خداست –علم ودانشش فراوان –بردباریش بزرگ

 جَمِیلَ الْمُنَازَعَةِ- کَرِیمَ الْمُرَاجَعَةِ- أَوْسَعَ النَّاسِ صَدْراً- وَ أَذَلَّهُمْ نَفْساً

خوش برخورد در کشمکش –بزرگوار در بازگشت وپذیرش –سعه صدرش از همه بیشتر –ونفسش از همه خاکسار تر است

 ضِحْکُهُ تَبَسُّماً- وَ اجتماعه تَعَلُّماً- مُذَکِّرَ الْغَافِلِ- مُعَلِّمَ الْجَاهِلِ

خنده اش تبسم –گرده هماییش برای تعلم ویادگیری –تذکردهنده به غافل- و آموزنده جاهل است

لَا یُؤْذِی مَنْ یُؤْذِیهِ _وَ لَا یَخُوضُ فِیمَا لَا یَعْنِیهِ_ وَ لَا یَشْمَتُ بِمُصِیبَةٍ

به کسی که آزارش می کند آزاری نمی رساند –ودر آنچه به دردش نمی خورد وارد نشود وهیچ  کس رابه مصیبتی سرزنش وشماتت نمی کند

 وَ لَا یَذْکُرُ أَحَداً بِغِیبَةٍ- بَرِیئاً مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ- وَاقِفاً عِنْدَ الشُّبُهَاتِ

وهیچ کس را با غیبت یاد نمی کند –از کارهای حرام بیزار است –ودر موارد شبهه قدم بر نمی دارد

کَثِیرَ الْعَطَاءِ- قَلِیلَ الْأَذَى- عَوْناً لِلْغَرِیبِ -وَ أَباً لِلْیَتِیمِ

بخشش فراوان –آزارش بسیار کم –برای غریب وناآشنا یاور –وبرای یتیم پدر است

بُشْرُهُ فِی وَجْهِهِ- وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ- مُسْتَبْشِراً بِفَقْرِهِ

شادابی وخرمی اش در چهره –وحزن واندوهش در دل –وبه نیاز خود (به خدا )خرسند است

 أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ- وَ أَصْلَدَ مِنَ الصَّلْدِ- لَا یَکْشِفُ سِرّاً- وَ لَا یَهْتِکُ سِتْراً

شیرین تر از عسل- وسخت تر از سنگ است –و هیچ رازی را فاش نسازد –وهیچ پرده ای را ندرد

 لَطِیفَ الْحَرَکَاتِ- حُلْوَ الْمُشَاهَدَةِ -کَثِیرَ الْعِبَادَةِ- حَسَنَ الْوَقَارِ

حرکاتش لطیف- دیدارش شیرین-عبادتش بسیار –وقارش نیکو

  لَیِّنَ الْجَانِبِ- طَوِیلَ الصَّمْتِ- حَلِیماً إِذَا جُهِلَ عَلَیْهِ

برخوردش نرم –سکوتش طولانی است –اگر در باره او به نا دانی رفتار شود حلیم وبردبار است

 صَبُوراً عَلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَیْهِ- یُجِلُّ الْکَبِیرَ وَ یَرْحَمُ الصَّغِیر

برکسی که به او بدی کرده است شکیبا است –بزرگتر را گرامی داشته وبه کوچکتر رحم می کند

َ أَمِیناً عَلَى الْأَمَانَاتِ- بَعِیداً مِنَ الْخِیَانَاتِ- إِلْفُهُ التُّقَى وَ حِلْفُهُ الْحَیَاءُ

بر امانتها امین- واز خیانتها به دور است –همدم او تقوا وهم پیمان او شرم وحیاست

 کَثِیرَ الْحَذْرِ- قَلِیلَ الزَّلَلِ- حَرَکَاتُهُ أَدَبٌ -وَ کَلَامُهُ عَجِیبٌ

پرهیزش بسیار –ولغزشش کم حرکاتش مودبانه –وگفتارش مایه شگفتی است

مُقِیلَ الْعَثْرَةِ- وَ لَا یَتَّبِعُ الْعَوْرَةَ- وَقُوراً صَبُوراً- رَضِیّاً- شَکُوراً

از خطا و لغزش در می گذرد –ودر پی عیوب دیگران نمی رود –با وقار –صبور –خشنود وراضی –سپاسگذار

 قَلِیلَ الْکَلَامِ- صَدُوقَ اللِّسَانِ- بَرّ-اً مَصُوناً

کم حرف –راست گفتار –نیکوکار-مصون –ومحفوظ

حَلِیماً- رَفِیقاً- عَفِیفاً –شَرِیفاً- لَا لَعَّانٌ وَ لَا کَذَّابٌ

 بردبار-رفیق وسازگار-پاکدامن –با شرافت است لعن کننده ودروغگو نیست

 وَ لَا مُغْتَابٌ- وَ لَا سَبَّابٌ- وَ لَا حَسُودٌ- وَ لَا بَخِیلٌ- هَشَّاشاً بَشَّاشاً

غیبت کننده نیست –دشنام نمی دهد نه حسود است ونه بخیل –گشاده رو وشاداب است

 لَا حَسَّاسٌ وَ لَا جَسَّاسٌ -یَطْلُبُ مِنَ الْأُمُورِ أَعْلَاهَا- وَ مِنَ الْأَخْلَاقِ أَسْنَاهَا

نه ظریف وحساس است –ونه کنجکاووجاسوس –از کار ها عالیترین را طلب می کند –واز اخلاق برجسته ترین را

 مَشْمُولًا بِحِفْظِ اللَّهِ -مُؤَیَّداً بِتَوْفِیقِ اللَّهِ- ذَا قُوَّةٍ فِی لِین

حفظ خدا شامل حال اوست –به توفیق الهی یاری شده است –ودر عین نرمش قوی است

ٍ وَ عَزْمَةٍ فِی یَقِینٍ -لَا یَحِیفُ عَلَى مَنْ یُبْغِضُ- وَ لَا یَأْثَمُ فِی مَنْ یُحِبُّ

 وتصمیمش همراه با یقین –با کسی که دشمن باشد ستم نمی کند –ودر باره کسی که دوستش دارد به گناه نمی افتد

صَبُورٌ فِی الشَّدَائِدِ- لَا یَجُورُ وَ لَا یَعْتَدِی- وَ لَا یَأْتِی بِمَا یَشْتَهِی

در سختیها بسیار شکیباست –نه ستم میکند ونه تجاوز –وهرچه دلش خواست انجام ندهد

 الْفَقْرُ شِعَارُهُ- وَ الصَّبْرُ دِثَارُهُ -قَلِیلَ الْمَئُونَةِ- کَثِیرَ الْمَعُونَةِ

جامه زیرینش نیاز( به خدا)-وجامه زبرینش صیر ومقاومت –هزینه وزحمتش اندک –کمک ویاریش بسیار

 کَثِیرَ الصِّیَامِ -طَوِیلَ الْقِیَامِ- قَلِیلَ الْمَنَامِ- قَلْبُهُ تَقِیٌّ- وَ عِلْمُهُ زَکِیٌّ

روزه داری او بسیار –قیام وعبادتش طولانی –خوابش کم –قلبش پرهیزگار وعلم و دانشش پاکیزه است

 إِذَا قَدَرَ عَفَا -وَ إِذَا وَعَدَ وَفَى- یَصُومُ رَغْباً -وَ یُصَلِّی رَهْباً

هنگامیکه قدرت یابد عفو نماید –وهنگامیکه وعده دهد وفا نماید –با میل ورغبت روزه می گیرد –وبا ترس وخوف نماز می خواند

 وَ یُحْسِنُ فِی عَمَلِهِ کَأَنَّهُ نَاظِرٌ إِلَیْهِ -غَضَّ الطَّرْفِ- سَخِیَّ الْکَفِّ

چنان نیکو عمل می کند که گویا اورا می بینند –دیده اش (از ناروا )فرو بسته –دستش باسخاوت است

لَا یَرُدُّ سَائِلًا -وَ لَا یَبْخَلُ بِنَائِلٍ- مُتَوَاصِلًا إِلَى الْإِخْوَانِ- مُتَرَادِفاً إِلَى الْإِحْسَانِ

در خواست کننده ای را رد نکند –ونسبت به دستاورد دیگران بخل نورزد –با برادران ارتباط وپیوستگی دارد –در نیکو کاری پیاپی اقدام کند

 یَزِنُ کَلَامَهُ وَ یُخْرِسُ لِسَانَهُ- لَا یَغْرَقُ فِی بُغْضِهِ- وَ لَا یَهْلِکُ فِی حُبِّهِ

سنجیده سخن می گوید وزبانش را می بندد-در خشم ودشمنی غرق نشود –ودر دوستیش هلاک نگردد

 لَا یَقْبَلُ الْبَاطِلَ مِنْ صَدِیقِهِ وَ لَا یَرُدُّ الْحَقَّ مِنْ عَدُوِّهِ- وَ لَا یَتَعَلَّمُ إِلَّا لِیَعْلَمَ وَ لَا یَعْلَمُ إِلَّا لِیَعْمَلَ

باطل را از دوستش نمی پذیرد ودر مقابله با دشمن حق را پایمال نمی کند –دانش را نمی آموزد مگر برای دانستن وآگاهی ونمی آموزد مگر برای عمل

 قَلِیلًا حِقْدُهُ- کَثِیراً شُکْرُهُ- یَطْلُبُ النَّهَارَ مَعِیشَتَهُ- وَ یَبْکِی اللَّیْلَ عَلَى خَطِیئَتِهِ

کینه اش اندک –شکروسپاس بسیار –در روز به جستجوی معاش میپردازد ودر شب برخطا وگناهش گریه می کند  

إِنْ سَلَکَ مَعَ أَهْلِ الدُّنْیَا کَانَ أَکْیَسَهُمْ وَ إِنْ سَلَکَ مَعَ أَهْلِ الْآخِرَةِ کَانَ أَوْرَعَهُمْ

اگر با اهل دنیا همراه شود زیرکترین آنهاست واگر با اهل آخرت همراه باشد پارسا ترین آنهاست

 لَا یَرْضَى فِی کَسْبِهِ بِشُبْهَةٍ- وَ لَا یَعْمَلُ فِی دِینِهِ بِرُخْصَةٍ

در کسب خویش موارد شبهه را نمی پسندد –ودر عمل به دینش دنبال عذر ورخصتی نمی رود

 یَعْطِفُ عَلَى أَخِیهِ بِزَلَّتِهِ- وَ یَرْضَى مَا مَضَى مِنْ قَدِیمِ صُحْبَتِهِ  

با خطا ولغزش برادر دینیش به عطوفت رفتار نماید –وحق دوستی دیرینه را مراعات می کند

 منبع :بحار الانوار -جلد 67-ص210

 



کلمات کلیدی :