سفارش تبلیغ
صبا

شهید وشهادت دربیان شهید مطهری

                   

مثل شهید، مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته‌شدن و فانی شدن و پرتوافکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند.

شهدا شمع محفل بشریت‌اند و محفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک می‌ماند هیچ دستگاهی نمی‌توانست کار خود را آغازکند یا ادامه دهد.

هیچ وقت خون شهید هدر نمی‌رود، خون شهید هر قطره‌اش تبدیل به صدها قطره و هزارها قطره، بلکه به دریایی از خون می‌گردد و در پیکر اجتماع وارد می‌شود.

شهادت تزریق خون است به پیکراجتماع و این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگهای اجتماع خون جدید وارد می‌کنند.

علی(ع) به امید شهادت زنده بود. اگر این امید را از او می‌گرفتند خیری در زندگی نمی‌دید و زندگی برایش بی‌معنی و بی‌مفهوم بود.

گریه بر شهید، شرکت در حماسه‌ی او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست.

منطق شهید، منطقی است آمیخته با منطق عشق از یک طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف دیگر.

شهید به خون خود و در حقیقت به تمام وجود و هستی خود ارزش و ابدیت و جاودانگی می‌بخشد.

شهید، شهید، کلمه‌ی دیگری جای این کلمه را نمی‌گیرد و نمی‌تواند بگیرد.

                                                                              شهید مطهری



کلمات کلیدی : شهیدمطهری، شهید وشهادت دربیان شهید مطهری

کرسی های آزاد اندیشی در حوزه

کرسی های آزاد اندیشی در حوزه علمیه مسئله‏ ای که رهبر عزیزمان دوسال پیش مطرح کردند اما هیچ گاه به طور جدی مورد توجه قرارنگرفت مسئله‏اىکه اگر به آن عمل می شد خیلی از مشکلات سیاسی اعتقادی فکری وعلمی طلاب حوزه های علمیه ومدارس حل می شد اما....

 

امام خامنه ای :یکى از موضوعاتى که حتماً لازم است من عرض بکنم، مسئله‏ى آزاداندیشى است که در بعضى از صحبتهاى آقایان بود. چرا این کرسیهاى آزاداندیشى در قم تشکیل نمیشود؟ چه اشکالى دارد؟ حوزه‏هاى علمیه‏ى ما، همیشه مرکز و مهد آزاداندیشىِ علمى بوده و هنوز که هنوز است، ما افتخار میکنیم و نظیرش را نداریم در حوزه‏هاى درسىِ غیر حوزه‏ى علمیه، که شاگرد پاى درس به استاد اشکال کند، پرخاش کند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نکند. طلبه آزادانه اشکال میکند، هیچ ملاحظه‏ى استاد را هم نمیکند. استاد هم مطلقاً از این رنج نمیبرد و ناراحت نمیشود؛ این خیلى چیز مهمى است. خوب، این مال حوزه‏ى ماست. در حوزه‏هاى علمیه‏ى ما، بزرگانى وجود داشته‏اند که هم در فقه سلیقه‏ها و مناهج گوناگونى را میپیمودند، هم در برخى از مسائل اصولى‏تر؛ فیلسوف بود، عارف بود، فقیه بود، اینها در کنار هم زندگى میکردند، با هم کار میکردند؛ سابقه‏ى حوزه‏هاى ما اینجورى است. یکى، یک مبناى علمى داشت، دیگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه کنید، از این قبیل مشاهده میکنید.

مرحوم صاحب حدائق با مرحوم وحید بهبهانى، نقطه‏ى مقابل؛ هر دو در کربلا زندگى میکردند؛ معاصر، مباحثه هم میکردند با هم. یک شب در حرم مطهر سیدالشهدا (سلام‏اللَّه‏علیه) اینها سر یک مسئله‏اى شروع کردند بحث کردن، تا اذان صبح این دو نفر روحانى ایستاده - حالا وحید بهبهانى آنوقت نسبتاً جوان بوده، اما صاحب حدائق پیرمردى هم بوده - بحث کردند! مباحثه هم میکردند با هم، منازعه هم میکردند، اما هر دو هم بودند، هر دو هم درس میگفتند. من شنیدم که شاگردان وحید - که وحید تعصب شدیدى علیه اخباریها داشت - مثل صاحب ریاض و بعضى دیگر از شاگردان وحید، میرفتند درس صاحب حدائق هم شرکت میکردند! اینجورى بوده؛ ما تحمل را در حوزه باید بالا ببریم. خوب، یکى مشرب فلسفى دارد، یکى مشرب عرفانى دارد، یکى مشرب فقاهتى دارد، ممکن است همدیگر را هم قبول نداشته باشند. من چند ماه پیش از این، در مشهد گفتم که مرحوم آ شیخ مجتبى‏ قزوینى (رضوان‏اللَّه تعالى علیه) مشرب ضدیت با فلسفه‏ى حکمت متعالیه، مشرب ملاصدرا، داشت - ایشان شدید، در این جهت خیلى غلیظ بود - امام (رضوان اللَّه علیه) چکیده و زبده‏ى مکتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمینه‏ى فلسفى‏اش، در زمینه‏ى عرفانى هم همینجور است. خوب، مرحوم آ شیخ مجتبى‏ نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترویج میکرد تا وقتى زنده بود. ترویج هم از امام کرد؛ ایشان بلند شد از مشهد آمد قم، دیدن امام. مرحوم آ میرزا جواد آقاى تهرانى در مشهد جزو برگزیدگان و زبدگان همان مکتب بود، اما ایشان جبهه رفت. با تفسیر حمد امام که در تلویزیون پخش میشد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ایشان، هم مرحوم آقاى مروارید، اما حمایت میکردند. از لحاظ مشرب و ممشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سیاسى، اجتماعى، رفاقتى، با هم مأنوس؛ همدیگر را تحمل میکردند. در قم باید اینجورى باشد.

یک نفرى نظر فقهى میدهد، نظر شاذّى است. خیلى خوب، قبول ندارید، کرسى نظریه‏پردازى تشکیل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بیایند این نظر فقهى را رد کنند با استدلال؛ اشکال ندارد. نظر فلسفى‏اى داده میشود همینجور، نظر معارفى و کلامى‏اى داده میشود همینجور. مسئله‏ى تکفیر و رمى و این حرفها را بایستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ یک گوشه‏اى از حرفشان با نظر بنده‏ى حقیر مخالف است، بنده دهن باز کنم رمى کنم؛ نمیشود اینجورى، این را باید از خودِ داخل طلبه‏ها شروع کنید. این یک چیزى است که جز از طریق خودِ طلبه‏ها و تشکیل کرسیهاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفکرى و آزاداندیشى که عرض کردیم، ممکن نیست. این را عرف کنید در حوزه‏ى علمیه؛ در مجلات، در نوشته‏ها گفته شود. یک حرف فقهى یک نفر میزند، یک نفر رساله‏اى بنویسد در ردّ او؛ کسى او را قبول ندارد، رساله‏اى در ردّ او بنویسید. بنویسند، اشکال ندارد؛ با هم بحث علمى بکنند. بحث علمى به نظر من خوب است.



کلمات کلیدی : آزاداندیشی، رهبرمعظم انقلاب

فرستاده ی مهربانی

 وجود مقدس نبى مکرم و رسول اعظم اسلام، مهمترین نقطه‌ى ایجاد وحدت است. قبلاً هم این را عرض کردیم که دنیاى اسلامى مى‌تواند در این نقطه به هم پیوند بخورد؛ اینجا، جایى است که عواطف همه‌ى مسلمانها در آنجا متمرکز مى‌شود؛ این، کانون عشق و محبت و دنیاى اسلام است. حالا شما ببینید قلمهاى پول گرفته‌ى از صهیونیست‌ها، همین کانون را مورد توجه قرار مى‌دهند و به آن اهانت مى‌کنند؛ براى اینکه اهمیت اهانت به امت اسلامى و تحقیر دنیاى اسلام، کم‌کم از بین برود. این، نقطه‌ى اصلى است؛ سیاستمداران، نخبگان علمى و فرهنگى، نویسندگان، شعرا و هنرمندان ما روى این نقطه تکیه کنند و همه‌ى مسلمانها با این شعار به هم نزدیک شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگیرند، یکدیگر را متهم نکنند، یکدیگر را تکفیر نکنند و یکدیگر را از حوزه‌ى دین خارج نکنند. دلها در سراسر امت اسلامى، به یاد پیامبر و به عشق پیغمبر طراوت پیدا مى‌کند؛ همه‌ى ما دلباخته و عاشق آن بزرگواریم.
بیانات در سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق(ع)
‏‏ 27/1/1385

 در این مقطع زمانى، یاد و نام مبارک پیامبر اعظم از همیشه زنده‌تر است؛ و این یکى از تدابیر حکمت و الطاف خفیه‌ى الهى است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر اعظم خود نیازمند است؛ به هدایت او، به بشارت و انذار او، به پیام و معنویت او، و به رحمتى که او به انسان‌ها درس داد و تعلیم داد. امروز درس پیغمبر اسلام براى امتش و براى همه‌ى بشریت، درس عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبیعى، نام مبارک پیامبر اعظم است. در سایه‌ى این نام و این یاد، ملت ما درس‌هاى پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درس‌هاى زندگى و برنامه‌هاى جارى خود تبدیل کند. ملت ما به شاگردى مکتب نبوى و درس محمدى (صلى‌الله‌علیه‌وآله) افتخار مى‌کند. ملت ما پرچم اسلام را در میان امت اسلامى با استقامت و استحکام برافراشته است؛ سختى‌ها را تحمل کرده است و کامیابى‌هاى حضور در این میدان شرف و افتخار را دیده است و به فضل الهى، کامیابى‌هاى بیشتر در راه است.
…ما درس اخلاق پیغمبر، درس عزت پیامبر اعظم، درس علم‌آموزى و درس رحمت و کرامت و درس وحدتى را که ایشان به ما داد و درس‌هاى زندگى ماست، باید در برنامه‌ى زندگى خودمان قرار بدهیم.
پیام نوروزی به مناسبت حلول سال 1385
01/01/1385

ذکر نام مقدس نبى‏اکرم صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله‏وسلّم و شرح گوشه‏هایى از زندگى آن بزرگوار انصافاً کم است و چهره نورانى آن درّةالتاج آفرینش و آن گوهر یگانه عالم وجود براى بسیارى از افراد، آن‏چنان که شایسته است، روشن نیست - نه تاریخ زندگى آن بزرگوار، نه اخلاق آن بزرگوار، نه رفتار فردى و سیاسى آن بزرگوار.
بیانات در خطبه‏هاى نمازجمعه تهران‏
23/2/1379

 نبى مکرم اسلام انسان‌ها را اول ساخت؛ اول این پایه‌ها را تراشید، تا توانست این بنا را بر روى دوش آنها قرار دهد. در تمام مدت آن ده سال - که بیش از صد سال کار در این ده سال متراکم شده است - پیغمبر در همه جا؛ در بحبوحه‌ى جنگ، در هنگام ساختن، در هنگام عبادت کردن، در هنگام گفتگو کردن با مردم، بناى هویت انسان‌هاى مخاطب خودش را فراموش نکرد؛ پیغمبر در غوغاى جنگ‌هاى خطرناک مثل احزاب، بدر و احد هم انسان‌سازى مى‌کرد. آیات قرآن را ملاحظه کنید! «انسان‌سازى» هدف این تبلیغ است و این، یکى از بزرگترین کارهاست.
بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم
05/11/1384

 پیامبر از دوران کودکى، موجود نظیفى بود. برخلاف بچه‌هاى مکه و برخلاف بچه‌هاى قبایل عرب، نظیف و تمیز و مرتب بود. در دوران نوجوانى، سر شانه کرده؛ بعد در دوران جوانى، محاسن و سر شانه کرده؛ بعد از اسلام، در دورانى که از جوانى هم گذشته بود و مرد مسنى بود - پنجاه، شصت سال سن او بود - کاملا مقید به نظافت بود. گیسوان عزیزش که تا بناگوشش مى‌رسید، تمیز؛ محاسن زیبایش تمیز و معطر. در روایتى دیدم که در خانه‌ى خود خم آبى داشت که چهره‌ى مبارکش را در آن مى‌دید - آن زمان چون آینه چندان مرسوم و رایج نبود - «کان یسوى عمامته و لحیته اذا اراد ان یخرج الى اصحابه»؛(61) وقتى مى‌خواست نزد مسلمانان و رفقا و دوستانش برود، حتما عمامه و محاسن را مرتب و تمیز مى‌کرد، بعد بیرون مى‌آمد. همیشه با عطر، خود را معطر و خوشبو مى‌کرد. در سفرها با وجود زندگى زاهدانه - که خواهم گفت زندگى پیامبر به‌شدت زاهدانه بود - با خودش شانه و عطر مى‌برد. سرمه‌دان برمى‌داشت، براى این‌که چشمهایش را سرمه بکشد؛ چون آن روز معمول بود مردها چشمهایشان را سرمه مى‌کشیدند. هر روز چند مرتبه مسواک مى‌کرد. دیگران را هم به همین نظافت، به همین مسواک، به همین ظاهر مرتب دستور مى‌داد. اشتباه بعضى این است که خیال مى‌کنند ظاهر مرتب باید با اشرافیگرى و با اسراف توأم باشد؛ نه. با لباس وصله‌زده و کهنه هم مى‌شود منظم و تمیز بود. لباس پیامبر وصله زده و کهنه بود؛ اما لباس و سر و رویش تمیز بود. اینها در معاشرت، در رفتارها، در وضع خارجى و در بهداشت بسیار مؤثر است. این چیزهاى به ظاهر کوچک، در باطن بسیار مؤثر است.
بیانات درخطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران
23/02/1379

وقتى آن بزرگوار متولّد شد، کنگره‌هاى کاخ کسرى ویران گردید؛ آتشکده‌ى آذرگشسب که قرنها روشن بود به خاموشى گرایید؛ دریاچه‌ى ساوه که در نظر عدّه‌اى از مردم در آن وقت، مقدّس شمرده مى‌شد، خشک شد و بتهایى که بر گِرد کعبه آویخته بودند، سرنگون شدند. این نشانه‌ها که کاملاً رمزى و نمادین است، نشان‌دهنده‌ى جهتِ اراده و سنّت الهى در پوشاندن خلعت وجود به این موجود عظیم و این شخصیت والا و بى‌نظیر است. معناى این حوادثِ نمادین این است که با این قدوم مبارک، بساط ذلّت بشر، چه به وسیله‌ى حاکمیت جبّاران و حاکمان مستبد - از قبیل آنچه در آن روز در ایران و روم قدیم وجود داشت - و چه به وسیله‌ى عبادت غیر خدا، باید برچیده شود. بشر باید به وسیله‌ى این مولود مبارک، آزاد شود؛ هم از قید ستمى که به وسیله‌ى حکّامِ جور بر انسانهاى مظلوم در طول تاریخ تحمیل شده است، و هم از قید خرافه‌ها و اعتقادات نادرستِ ذلّت‌آفرین که انسان را در مقابل موجوداتِ پست‌تر از خود او یا در مقابل انسانهاى دیگر، خاضع و ذلیل و ستایشگر مى‌کند
بیانات در جمع مسؤولان و کارگزاران در سالروز ولادت فرخنده‌ى نبى‌اکرم(ص) و امام جعفر صادق (ع)
09/03/1381

 این ولادت براى تاریخ بشریت، طلیعه‌ى رحمت الهى بود. در قرآن از وجود پیغمبر به عنوان «رحمةً للعالمین(33)» تعبیر شده است. این رحمت، محدود نیست؛ شامل تربیت، تزکیه، تعلیم و هدایت انسانها به صراط مستقیم و پیشرفت انسانها در زمینه‌ى زندگى مادّى و معنویشان هم هست. مخصوص مردم آن زمان هم نیست؛ متعلّق به طول تاریخ است: «و اخرین منهم لمّا یلحقوا بهم(34)». راه رسیدن به آن هدف، عمل کردن به معارف و قوانین اسلام است که براى بشر مشخّص شده است.
بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت سالروز هفدهم ربیع‌الاول
29/02/1382

پیامبر بزرگوار ما - که این روزها به نام آن بزرگوار مزین است و ایام ولادت با سعادت اوست و براى همه‌ى مؤمنین و براى همه‌ى مسلمانان اسوه است - در هنگامه‌هاى سخت، ملاحظه نمى‌کرد که تضرع او پیش خدا و کمک خواستن او از خدا ممکن است در ذهن مخاطبان و شاهدان و ناظران، این تأثیر را بگذارد که او به خودى خود ناتوان است. به صراحت مى‌گفت من به خودى خود ناتوانم و بدون کمک خدا از من کارى برنمى‌آید. در جنگ احزاب، در حالى که همه‌ى دشمنان از اطراف، مدینه و پیامبر و گروه مؤمنین را محاصره کرده بودند، با این نیت که اسلام و قرآن و پیام جدید را به‌کلى از بیخ و بن بکنند، پیامبر اکرم در کنار آرایش نظامى، در کنار تدابیر بسیار هوشمندانه‌اى که در آن‌جا به کار برد، در کنار تحریض مردم بر مقاومت، در مقابل چشم مردم بر زمین زانو گذارد! بارها این کار تکرار شد که در کتابهاى سیره هست. پیامبر دستش را بلند مى‌کرد، تضرع مى‌کرد، اشک مى‌ریخت و مى‌گفت: پروردگارا! به ما کمک کن و نصرتت را به ما برسان و به ما توفیق بده.
بیانات در دیدار با نمایندگان دوره‌ى ششم مجلس شوراى اسلامى
29/03/1379

 نهضت اسلامى در ایران به رهبرى منجى بزرگ دوران، حضرت امام خمینى (رضوان‌اللَّه‌علیه)، به پیروى از شیوه‌ى نبى اعظم و رسول خاتم و قله‌ى آفرینش عالم و آدم، حضرت محمّد مصطفى(صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم)، در قالب یک انقلاب تمام‌عیار ظاهر شد و این طبیعت انقلاب است که اگر بر پایه‌یى درست و منطقى استوار باشد، همچون آتشفشان، زلزله در تمام ارکان محیط پدید مى‌آورد و همه چیز و همه‌جا و همه کس را از گرمى و اشتعال خود متأثر مى‌سازد.
پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره)
10/03/1369


کلمات کلیدی : پیامبراکرم صلی الله علیه وآله، پیامبراکرم دربیان رهبری، رهبرمعظم انقلاب

از سروده های امام خامنه ای

به یاد رفیقان

حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا

ساقی زپا فتاده شدم جام ده مرا

فرسود دل ز مشغله جسم و جان بیا

بستان زخود فراغت ایام ده مرا

رزق مرا حواله به نامحرمان مکن

از دست خویش باده گلفام ده مرا

بوی گلی مشام مرا تازه می‌کند

ای گلعذار بوسه به پیغام ده مرا

بنما تبسمی و خزانم بهار کن

ای نخل بارور گل بادام ده مرا

عمرم برفت و حسرت مستی زدل نرفت

عمری دگر زمعجزه جام ده مرا

ای عشق شعله بر دل پر آرزو بزن

چندی رهایی از هوس خام ده مرا

جانم بگیر و جام می از دست من مگیر

ای مدعی هر آنچه دهی نام ده مرا

مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید

یا رب امید رستن از این دام ده مرا

بشکفت غنچه دلم ای باد نوبهار

خندان دلی بسان «امین» وام ده مرا

 



کلمات کلیدی : مقام معظم رهبری، شعرهای رهبری
   1   2   3   4      >