سفارش تبلیغ
صبا

مبعث

دردعای شب مبعث می خوانیم : «اللهم إنّى أسئلک بالتجلّى الأعظم فى هذه اللیله من الشهر المعظّم والمُرْسَل المُکَرَّم...».خدایا از تو خواهم به حق بزرگترین تجلى (تو) در این شب از این ماه بزرگ...
آری کامل‏ ترین تجلی خدا همان است که بر قلب مطهّر کامل ‏ترین فرستاده‏ ها نازل شد

نَزَل به الروح الأمین  علی قلبک لتکون من المنذرین...



کلمات کلیدی : دل نوشته

تقرب به خدا

حیات ، علم ، قدرت ، سمع و بصر. خداوند متعال در این پنج مورد به جاى اولیاءش قیام مى کند و آنها را به عهده مى گیرد.

در کتاب کافى کلینى در حدیثى از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که فرموده : ان اللّه - جل جلاله - قال : ما تقرب الى عبد من عبادى بشى ء احب الى مما افترضت علیه و انه لیتقرب الى بالنافله حتى احبه فاذا احببته کنت سمعه الذى یسمع به و بصره الذى یبصر به ولسانه الذى ینطق به ویده التى یبطش بها ان دعانى اجببه و ان سئلنى اعطیته ؛ ". خداى - جل جلاله - مى فرماید: هیچ بنده اى به سوى من اسباب تقرب خود را فراهم نمى سازد که محبوب تر باشد نزد من از آنچه را که من بر وى حتم و واجب نموده ام به طور یقین ، بنده ؛ من به سوى من تقرب مى جوید با به جا آوردن کارهاى مستحب ، تا جائى که من او را دوست دارم ؛ پس چون من او را دوست داشتم ، من گوش او هستم که با آن مى شنود و چشم او هستم که با آن مى بیند و زبان او هستم که با آن سخن مى گوید و دست او هستم که با آن مى دهد و مى گیرد و پاى او هستم که با آن راه مى رود؛ وقتى که مرا بخواند اجابت مى کنم ، و وقتى که از من در خواست نماید به او مى دهم .


الکافى2/352

برگرفته از رساله الولایه علامه طباطبایی ره



کلمات کلیدی : عرفان

مقصد

انسان موجودی است ناگزیر ازحرکتی هدفدار حتی اگر بایستد ،حتی اگر بخواهد خودکشی کند! و هرحرکتی نیاز به شناخت وقانون دارد

تواز کدام قانون پیروی می کنی؟

از آن قانونی که کسی مثل خودت ایجاد کرده ؟یاکسی کمترازخودت ؟ولی راه دیگری هم هست آری

خدا

او تورا به مقصد خواهد رساند وبی شک مقصود تو  هم خوداوست...



کلمات کلیدی : دل نوشته

رمز ظهور

بشر امروز دربیابان جهالت چونان گله ی گوسفندان بی چوپان سرگردان به دورخود می گردد وگویا نیاز به چوپان را حس نکرده گرچه گمان می کنم به جهالت خود تاحدودی پی برده باشد و شاید تنها یک مرحله تارهایی مانده، تا بازگشت به وحی وعقل وفطرت وآن مرحله همان حس نیاز به الله وانسان کامل که مظهراوست می باشدآری حس اضطرار به معصوم وآن انسان کامل وحرکت به سوی او رمز ظهور است و من معتقدم که ما هنوزاین اضطرار را واقعا باهمه ی وجود حس نکردیم و به سوی امام باعزمی راسخ وجدیتی تمام حرکت نکردیم

وآن یکتای زمانه درانتظارما وبازگشت ماست

نمی دانم تا کی بایداورا نفهمیم ،تاکی...؟!



کلمات کلیدی : دل نوشته

بازگشت به اصل

قدر خود را ندانستم که به محدود راضی شدم وخود را خرج چیزهایی کردم که یا از من کم تربودند یا مانند خودم،حال فهمیدم که نامحدود می خواهم آری نامحدودی مطلق وبی نیاز که به اوتکیه کنم نامحدودی که ازهمه به من نزدیک تر ومهربان تر باشد کامل مطلقی که بتوان به اورسید وبه اومتصف شد وبه بقاء او باقی ماند...

الهی از غفلتم پشیمانم وبه سوی تو بازمی گردم به حق محمدوعلی که مظهر خودت والگوی من قراردادی توبه ام رابپذیر...



کلمات کلیدی : دل نوشته

علی عشق بی پایان

علی جان ! مولا

تو منزه ازآنی که من درباره ات حرفی بگویم چراکه الله درتو ظهور کرده و جز او ومحمد صلی الله علیه وآله  کسی توان شناخت توراندارد اما اینقدر که می توانم بگویم

بابا

بی نهایت دوستت دارم بی نهایت ...

 



کلمات کلیدی :

عرفان امام خمینی عین سیاست اوبود وسیاست او عین عرفان

مرحوم صاحب جواهر(قدس‌سره) در سخن بلندی می‏ فرماید: «در نظام هستی، ذات اقدس اله «ربّ» است و امامان معصوم(علیهم‌السلام) «وزرا»ی دستگاه الهی هستند و دیگر افراد به منزله رعایای‏ اند» و وقتی رعایا را با هم می‏ سنجیم، بعضی از آنها به مقامی رسیده ‏اند که قیاس هیچ یک از رعایا با آنها درست نیست و این خصیصه در امام راحل(قدس‌سره) بود.
-حضرت امام خمینی -حرف ها را زیرورو کرد و زیر پاگذاشت و گفت: «شریعت» با «سیاست»، «طریقت» با «سیاست» و «حقیقت» با «سیاست» همراه است و فرمود که هم «ربّ‏ الابل»ایم و هم مسئول حفظ بیت هستیم، از این ‏رو می‏ فرمود: «آل سعود، لایق تولیت حرمَیْن نیست. تولیت حرمین را باید مردان پرهیزکار به عهده گیرند»؛ یا می‏ فرمود: «اگر ما از مسئله قدس بگذریم، اگر ما از صدّام بگذریم، اگر ما از همه کسانی که به ما بدی کردند بگذریم، نمی‏ توانیم از مسئله حجاز (قتل عام حجّاج به فرمان آمریکا و توسّط آل سعود) بگذریم»، چون ایشان خود را «متولّی» کعبه و صاحب اختیار حرم می‏ دانست.
او تنها، رهبر ایران نبود، رهبر مسلمانان جهان و متولّی اسلام بود و این فکر بلند با افکاری که دیگران داشتند، فاصله‏ ای فراوان داشت و همان طور که هیچ کسی را با امام معصوم(علیه‌السلام) نمی ‏توان قیاس کرد، هیچ کسی از علمای عادی را هم با امام امّت نمی‏ توان سنجید، زیرا او حساب دیگری دارد.
عرفان امام، تنها «نظری» نیست؛ او تنها شارح کتب «ابن عربی» یا نگارنده تعلیقه بر فصوص و مصباح نیست؛ بنگرید که چه کرد و چه گفت!
در بسیاری از ادعیه آمده است که ذات اقدس الهی محجوب نیست و انسان خود را با «گناه» محجوب می‏ کند: «و أنک لا تحتجب عن خلقک إلاّ أن تحجُبهم الأعمال دونک». این سخن، در «دعای ابوحمزه ثمالی» است، از این‏ رو رنگ عرفان دارد؛ ولی در سخنان امام هفتم(علیه‌السلام) هم هست؛ آنجا که عرفان را با سیاست هماهنگ، و طریقت و حقیقت را با سیاست همسو کرده است: «و قد علمتُ أن أفضل زاد الرّاحلِ إلیک عزم إرادة یختارک»؛ خدایا! در سیر به سوی تو ره توشه لازم است و من به یقین می‏ دانم این ره توشه فقط «اعتماد به تو» است. این سفر، سفری نیست که انسان با خواندن کتاب و یا با اندیشه و استاد دیدن بتواند طی کند، بلکه ره ‏توشه آن فقط «جزم نظری» و «عزم عملی» است؛ آن‏گاه می فرماید: «و قد ناجاک بعزم الإرادة قلبی»؛ خدایا! من هم با تمام هستی‏ ام تو را می خواهم؛ قلبم با عزمی فولادین و وهن ناپذیر با تو مناجات کرد. این جملات حضرت امام کاظم(علیه‌السلام) «عرفان» آمیخته با «سیاست» است، چون مربوط به زمانی است که عازم زندان بغداد بوده است، گاهی عارفی در شب قدر قرآن بر سر می‏ نهد و می‏ گوید «خدایا! من تو را می طلبم»، و زمانی زاهدی در سایه مسجدی مناجات می‏ کند و می‏ گوید «خدایا! من تو را می طلبم»، که این هر دو طریقت منهای سیاست است؛ امّا هنگامی حضرت موسی‏ بن‏ جعفر(علیهماالسلام) در حال رفتن به زندان بغداد می‏ گوید: «خدایا! می‏ دانم زاد راهی جز «عشق» تو نیست». این عرفان باسیاست است
این سخن را امام معصوم(علیه‌السلام) فرمود و در بین شاگردان امامان معصوم(علیهم‌السلام) جز حضرت امام خمینی(قدس‌سره) کدام شاگردی بوده است که این «سیاست» را با «معرفت» هماهنگ کرده باشد؛ با این جملات تبعید شود؛ با این نیایش ها به زندان برود و با این راز و نیازها اهانت ببیند؟ این همان راه امام هفتم(علیه‌السلام) است که فرزند برومندش امام خمینی(قدس‌سره) پیموده است.
اگر انسانهایی در سوگ او اشک ها ریخته و ناله‏ ها می‏ کنند و عدّه ‏ای بی‏هوش می‏ شوند، برای آن است که وی بُعد فلسفی خود را با عرفان تقویت، و عرفان را با سیاست هماهنگ کرد و همان راهی را رفت که جدّش رفت و همان ره ‏آوردی را آورد که جدّش موسی بن جعفر(علیهماالسلام) آورد. اکنون اگر شما دومین را نشان دارید، ارائه دهید تا درباره او نیز این‏ گونه سخن برانیم.


بنیان مرصوص امام خمینی (ره) -  صفحه 107نوشته علامه جوادی آملی



کلمات کلیدی : امام خمینی ره
   1   2   3   4   5   >>   >