سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران

ادامه آیت الله خامنه ای ازنگاه دوست ودشمن


* مجری شریعت محمدی(ص) است

دکتر محمد نمر احمد زغموت، رئیس مجلس‌اسلامی فلسطین در لبنان می گوید: و روایات پیامبر بر وحدت اسلامی تأکید دارند؛ به همین خاطر، سخنان و افکار امام خامنه‌ای ـ خداوند ایشان را نصرت دهد ـ که به مثابه امانت‌دار امت و امیر مسلمانان‌اند در دعوت دائمی مسلمانان به وحدت، دور از ذهن نیست مانند تأکید ایشان بر عدم تفرقه و جدایی مسلمانان که عامل ضعف‌شان می‌باشد، لذا از خداوند می‌خواهیم که صف‌های مسلمانان را واحد گردانده و بر آنچه مورد رضایت اوست جمع‌شان کند.
می‌دانیم که مسلمانان مؤمن در برابر تهدیدات و فشارهای مستکبران، خضوع نمی‌کنند و سرشان را بالا گرفته و آزادانه سخن می‌گویند و به بندگی تن نمی‌دهند. ما سخن امام حسین(ع) را می‌دانیم که فرمود: "هیهات منا الذلة " و امروز جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که بر این شعار تطبیق می‌کند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید می‌کنند که بر همه ملت‌های مسلمان واجب شرعی است تا از نهضت ملت مظلوم فلسطین دفاع کنند و در این راه بر لزوم همکاری بین دولت‌های اسلامی و تلاش دولت ایران تأکید می‌کنند که در واقع ایشان به تکلیف شرعی‌شان عمل می‌کنند. ایشان به‌خوبی از جایگاه بلند فلسطین و قدس در میان مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان، مطلع‌اند، لذا برای انجام تکلیف شرعی در قبال مسئلة فلسطین و فلسطینی‌ها قیام کرده‌اند و پرچم جهاد را بر دوش گرفته‌اند و تاکید می‌کنند که جهاد در امت اسلامی تا روز قیامت پابرجاست.
دکتر زغموت به این سخن از آیت‌الله خامنه‌ای اشاره کرده "انقلاب اسلامی در ایران برای حاکمیت ارزش‌های معنوی بوده است " و افزود: حاکمیت ارزش‌های معنوی، مبتنی بر اصول اسلامی است و امروز جمهوری اسلامی ایران، به رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، در روش و عمل و قوانین خود بر اسلام متکی است و هر فشاری هم که بر آن وارد کنند جز این اصول بر آن حکم نخواهد کرد.
دکتر زغموت به تأکید آیت‌الله خامنه‌ای در زبان و عمل بر التزام به قرآن‌کریم و لزوم پایبندی مسلمانان به روح تعالیم قرآنی اشاره کرده و افزود: آیت‌الله خامنه‌ای به حدیث نبوی که می‌گوید "خیرکم من تعلم القرآن و علمه " باور دارند و قصد دارند این سیره را در میان مسلمانان گسترش دهند و از مسلمانان می‌خواهند که قرآن را بخوانند و قانون و کتاب‌شان که به‌وسیله آن خداوند را در دنیا و آخرت‌ ملاقات خواهند کرد را بفهمند. شکی نیست که ایشان به خوبی این مسائل را می‌دانند و مطابق با آن رفتار می‌کنند.
ما به آیت‌الله خامنه‌ای نگاه یک رهبر شیعی را نداریم، بلکه ایشان را یک رهبر اسلامی از خاندان مولای ما رسول‌الله(ص) می‌دانیم که شریعت محمدی را اجرا می‌کند و بدون توجه به اختلاف مذاهب، به وحدت مسلمین دعوت می‌نماید و نمی‌گوید که ایران، شیعی یا سنی است بلکه می‌گوید ایران، اسلامی است.
آیت‌الله خامنه‌ای چیزی را که امام خمینی به ارث گذاشتند ادامه داده‌اند و امام خمینی بر حرکت جهادی در راه خدا و مقابل مستکبرین تأکید کردند و آیت‌الله خامنه‌ای همان مسیر را پیمودند و در واقع آن‌ها امروز، راه سرورم رسول‌الله(ص) را پوئیدند.
از خدا می‌خواهم که صفوف مسلمانان را وحدت بخشد و پشتیبان آن‌ها باشد و پایدارشان کند و آنان را بر دشمنان‌شان از قبیل طاغوت‌ها و سپس مفسدان زمین، صهیونیست‌های تروریست غاصب سرزمین فلسطین پیروز نماید و از خداوند می‌خواهم که مسجد الأقصی را زیر سایه "لا اله الا الله و محمد رسول الله " و جهاد به ما بازگرداند و آیت‌الله خامنه‌ای در رأس مجموعه آزادکنندگان أقصی باشند.


* در برابر نسیم، برکاتش ودیعة خداست

"عفاف الحکیم "، مسئول انجمن‌های زنان حزب الله و رئیس انجمن حمایت از زنان در امور اجتماعی لبنان می گوید: ما در لبنان همیشه منتظر خطابه‌ها و سخنان مقام‌معظم‌رهبری هستیم و از تمام توصیه‌های ایشان در زمینه‌های مختلف بهره‌مند می‌شویم، به‌ویژه در این برهه زمانی حساس که ما به رهبری مخلص و الهی نیازمندیم که توانایی راهبری جامعه اسلامی را داشته باشد و به جرأت می‌توانم بگویم که این رهبری در شخصیت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای نمایان است؛ شخصیتی که فرزانگی‌اش طمأنینه و اعتماد را در وجود هر شخص وفادار به اسلام می‌کارد.
----------
بدون شک جهت‌گیری‌های استوار و مقاوم مقام‌معظم‌رهبری، تأثیر بزرگی در وجدان مسلمانان، به‌ویژه میان مردم لبنان دارد و استقامت مردم لبنان در مواجهه با رژیم اسرائیل و استکبار جهانی از برکات رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است که از چشمه‌های حکمت و فرزانگی که خداوند در وجود ایشان به ودیعه نهاده است، سرچشمه می‌گیرد.
----------
بنده به‌عنوان شرکت‌کننده در همایش‌های مختلف و پی‌گیر دائمی حضور مقام ‌معظم ‌رهبری در مجالس گوناگون و مناسبت‌های مختلف، حاضران در این مجالس و همچنین کسانی که در پی تحکیم وحدت اسلامی و برجسته‌سازی قضیه فلسطین در سطح جهانی هستند را نسبت به اظهارات قاطع ایشان امیدوار می‌بینم و آنان نقش آیت‌الله خامنه‌ای را در جهان اسلام و تصمیم‌گیری برای قضیه فلسطین برجسته و سرنوشت‌ساز می‌دانند.
----------
بدون تردید جمهوری اسلامی ایران امروزه در قلب هر مسلمان واقعی دارای جایگاه بلندی است، من در طی مسافرتم به کشورهای اسلامی مختلف میزان علاقه، اثرپذیری و تقدیر دیگران نسبت به رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را مشاهده کرده‌ام و مسلمانان واقعی می‌دانند که تنها راه خلاص آنان از تفرقه، لبیک و تمسک به وحدت اسلامی است که رهبر معظم انقلاب آن را ندا می‌دهد و در پی تحکیم آن است و زعامت ایشان به ما قدرت مقاومت در برابر دشمنان را می‌دهد.
----------
ما افتخار می‌کنیم که "جمعیت القرآن‌الکریم " لبنان جزئی از انجمن قرآنی ایران است و وجود هشت هزار حافظ قرآن کریم در لبنان ـ که پیش از این بی‌سابقه بوده است ـ نتیجه تأثیر جمهوری اسلامی ایران و نقش حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در گسترش حضور قرآن در منازل ما و جامعه ماست.


* در سیمایش نور قرآن پیداست

شیخ محمد احمد بسیونی، قاری مشهور و شناخته‌شدة مصری می گوید: از نظر توجه به قاریان و حافظان قران کریم، در میان حاکمان دولت‌های اسلامی، نظیر و مشابهی نیست. رهبر انقلاب اسلامی ایران، توجه خاصی به قراء و فعالان عرصه قرآن دارند و قراء ایرانی و غیرایرانی را به یک میزان تکریم می‌کنند. به‌علاوه اینکه خودم تأثر شدید ایشان از قرائت آیات قرآن و جاری شدن اشک از چشمان ایشان در هنگام تلاوت‌ها را دیدم و نور قرآن را در سیمای ایشان مشاهده کردم.
بسیونی، برقراری مسابقات سالانه قرآن‌کریم و حفظ آن، با عنایت خاص رهبر انقلاب اسلامی را از ویژگی‌های خاص ایشان دانست و افزود: از زمانی که ایشان تصدی فعالیت‌های مذهبی و قرآنی را به عهده دارند امکان گسترش مفاهیم و ارزش‌های اسلامی در جمهوری اسلامی ایران در سطحی عالی و همچنین گسترش بیشتر این‌گونه فعالیت‌ها در سطح جهانی، میسر شده است.
شکی نیست که نقش و رهبری بارز امام خمینی و امام خامنه‌ای، عنصری اساسی در تبیین چهره انقلاب اسلامی ایران داشته است. آیت‌الله خامنه‌ای یکی از بارزترین رهبران جهان اسلام در گسترش موفق تعالیم اسلامی‌اند که در این راه پایداری و مقاومت کرده‌اند.
----------
بسیونی، از آرزوی خویش برای پیروزی جمهوری اسلامی ایران بر دشمنانش سخن گفت و افزود: ایران مواجهه با هجمه فرهنگی و تبلیغاتی گسترده از سوی دشمنانی است که او را خطرناک و تروریست معرفی می‌کنند در حالی که واقعیت جز این است و جمهوری اسلامی ایران با تدبیر رهبر شایسته خود در راستای تقویت وحدت و تحکیم روابط مسلمین گام برمی‌دارد.
او تأثر رهبر انقلاب اسلامی ایران از تلاوت آیات قرآن را دلیل صفا و خلوص قلبی ایشان می‌داند که این تأثر از کلام وحیانی در جهان اسلام، کم‌نظیر است.


* یکتای عالم روحانیت

زین‌العابدین حیدری، خبرنگار شبکه ماهواره‌ای الفرات عراق می گوید: چندی پیش که هیات بلندپایه عراقی به تهران آمده بود. یکی از اشخاصی که در این جمع، خدمت رهبری رسیده بود، بعد از این دیدار چنین می‌گفت که "بسیاری از اعضای خانواده من از روحانیون بنام عراق هستند و در عراق نیز با محافل روحانیت عراق ارتباطات زیادی دارم، اما وقتی آیت‌الله خامنه‌ای را دیدم به شدت تحت تاثیر اخلاق و منش ایشان قرار گرفتم و ایشان تنها روحانی بود که با دیدنشان بی‌اختیار اشک ریختم. "
این شخص بعد از این دیدار مدام این جمله را تکرار می‌کرد که "من روحانی ندیده نیستم اما آیت‌الله خامنه‌ای در میان علما و روحانیون جهان اسلام وجهه ممتازی دارند. "
"ایشان در پی وقوع رخدادهای بعد از انتخابات ایران و در حالیکه اکثر رجال سیاسی راه اشتباه را طی می‌کردند، با درایت و حکمت توانستند ایران را از این مرحله عبور دهند؛ گرچه دشمنان ایران در یک تلاش دست‌جمعی، سعی می‌کردند ایران هرچه بیشتر در این وضعیت بماند. در زمانی که غنی‌سازی اورانیوم برای مدتی از سوی ایران به حال تعلیق درآمد، این رهبر ایران بود که دستور داد تا چرخه سوخت دوباره به راه افتد و امروز هم با درایت ایشان، غرب در مقابل ایران هسته‌ای به یک بن‌بست رسیده است.


* اگر اهل بهشت باشم، دعایتان می‌کنم

شیخ محمود عید، مدیر مرکز اسلامی آرژانتین می گوید: مردم آرژانتین به انقلاب اسلامی ایران خیلی علاقه‌مندند؛ زیرا انقلاب اسلامی ایران در مقابل استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیست ایستاده است.
پنج سال پیش با گروه 22 نفری از فارغ‌التحصیلان طلاب خارجی به محضر مقام معظم رهبری رفتیم و دو نفر از طلاب ـ یکی از ترکیه و دیگری از پاکستان ـ قرار بود سخنرانی کنند. بعد از طلبه ترکیه‌ای، آن طلبه دیگر هنگام سخنرانی دچار اضطراب شد و دستانش به شدت می‌لرزید، حضرت آقا فرمود اگر به خاطر من است که من صفر و هیچ هستم، شما راحت باشید.
وقتی این سخن را شنیدیم، همگی به گریه افتادیم. بعد از مراسم به نوبت دست ایشان را بوسیدیم. در این میان یک طلبه آذربایجانی به ایشان گفت: در روز قیامت ما را دعا کنید. آیت‌الله خامنه‌ای فرمود: اگر من اهل بهشت باشم، دعایتان می‌کنم و اگر شما اهل بهشت باشید، مرا دعا کنید. آن دیدار، شیرین‌ترین خاطره عمر من است و همیشه دعا می‌کنم دوباره تکرار شود.


** سر تعظیم سیاستمداران

*پوتین: مسیح را در ایران دیدم

چند سال پیش پوتین، رئیس‌جمهور وقت روسیه، برای نخستین بار در طول سی سال انقلاب به ایران سفر کرد.
پوتین، شخصیتی بسیار چارچوب‌مند و منضبط بر اصول دیپلماسی است، اما با این حال چندبار پرسیده بود که دیدار با رهبر جمهوری اسلامی آیا انجام می‌شود یا نه. دیدار انجام شد. در این دیدار رهبری به نکاتی از تاریخ شوروی و قبل از آن اشاره می‌کنند که برای رئیس‌جمهور وقت روسیه جدید بوده است، پس از دیدار مسئولین دستگاه دیپلماسی می‌گفتند رفتار وی تغییر کرده بود و شخصاً و نه از طریق وزیر خارجة خود، به وزیر خارجه وقت کشورمان گفته بود که شما حتماً سفری به روسیه داشته باشید تا با هم گفت‌وگو کنیم.
در برگشت به کشور روسیه، خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ایران می‌پرسد و وی در پاسخ می‌گوید: "من مسیح را ندیده‌ام، اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خوانده‌ام، من مسیح را در رهبری ایران دیدم ". (به نقل از حجت‌الاسلام مروی)

*کوفی عنان: با دیدنش همه را فراموش کردم

کوفی‌عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد بود. هنگام خروج از تهران و در پاویون فرودگاه گفته است:
در دوران نوجوانی که بوده‌ام در مورد شخصیت‌های کاریزما مطاله می‌کردم و همیشه این سئوال برای من مطرح بود که اگر زمانی من روبه‌روی یک شخصیت کاریزما قرار گیرم چه عکس‌العملی خواهم داشت. وی افزود: کسانی که مرا به سازمان ملل آوردند، شخصیت‌های برجستة دنیا بودند و من به آن‌ها علاقه‌مند بودم و هر کدام مثل ژاک شیراک، برای من امتیازاتی داشتند. من به شدت تحت تأثیر ژاک شیراک بودم. طوری‌که وقتی ایشان صحبت می‌کرد بدون مکث حرف‌هایی صریح می‌زد. "گورباچف " و "هلموت کهل " هم همین‌طور بودند. این‌ها کسانی بودند که نیاز به مکث نداشتند. من این‌ها را دوست داشتم. در ملاقات با (حضرت آیت‌الله العظمی) خامنه‌ای احساس کردم که کسی را مثل او ندیده‌ام. شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد و از معنویات چیزی نداشته باشد! با دیدن آقای خامنه‌ای هم آن شخصیت‌هایی که مرا جلب کرده بودند فراموش کردم و تحت تأثیر شخصیت معنوی ایشان قرار گرفتم. من شخصیت‌های معنوی در دنیا زیاد دیده بودم، ولی از هیچ‌یک، از مسائل سیاسی اطلاع نداشتند. با دیدن آقای خامنه‌ای در من اوج قداست، آن شخصیت‌های سیاسی از ذهن من پاک شد. من تعجب می‌کنم ایران با چنین شخصیتی چرا در بعضی جا‌ها می‌لنگد. بعید می‌دانم به سازمان ملل هم بروم شخصیت ایشان از ذهن من پاک شود.


* دکوئیار: شخصیتی به هوشمندی او ندیدم

خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل در بحبوحه جنگ تحمیلی به ایران آمد، دیداری هم با رئیس‌جمهور (آقای خامنه‌ای) داشت.
دکوئیار پس از آن دیدار پرسیده بود: رئیس‌جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است. دکوئیار افزوده بود من مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و 30سال است کار سیاسی می‌کنم و چند سال است دبیرکل سازمان ملل هستم، در این مدت شخصیت‌های سیاسی و رئیس‌جمهورهای بسیاری را دیده‌ام اما تاکنون شخصیتی به سیاستمداری و هوشمندی او ندیده‌ام.


* بنی‌صدر: اگر امام بود، صدها بار به او احسنت می‌گفت

ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور ایران بود که به حکم مجلس شورای اسلامی و تائید امام خمینی، به دلیل خیانت‌های مکررش، از مقام خود عزل شد، در گفت‌وگو با آبزرور گفت:
اگر ایشان [امام خمینی(ره)] زنده بود، صدها بار به آقای خامنه‌ای احسنت می‌گفت. دلیل این تحسین این است که آقای خامنه‌ای به خوبی توانسته نظامی که آقای خمینی ایجاد کرد را حفظ کند.
بنی‌صدر در حالی این اعتراف را انجام داده که پیش از آن نیز وابستگان آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بارها تأکید کرده‌اند که مدیریت آیت‌الله خامنه‌ای موجب شکست طرح‌های آنان شده است.


** قدرتمندترین رهبر جهان

* گزارشی کوتاه از مقاله مؤسسه کارنگی برای صلح

نویسنده مقاله "بازخوانی آیت‌الله خامنه‌ای، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر در ایران " گرچه خواسته آرای معظم‌له را از میان سه دهه سخنرانی‌ها و اقدامات ایشان بررسی کند و به طور دقیق، جزء به جزء آ‌ن‌ها را نیز مطالعه و بررسی نموده است، اما در خلال متن خویش نتوانسته، بغضش را از انقلاب اسلامی مخفی کند و تحلیل‌های خود را به‌عنوان یک ایرانی مقیم و مزدور آمریکا، به نحوی کینه‌توزانه ارائه داده است که در این گزارش از ذکر عمده این کینه‌ورزی‌ها صرف نظر کرده‌ایم.
بازخوانی این مقاله مفصل، از آنجا که یک مؤسسه آمریکایی با هدف برآورد روابط ایران و آمریکا در آینده، بدان پرداخته است، قابل توجه می‌باشد که اینک گزارشی از آن را تقدیم شما می‌داریم.
نکته قابل توجه آن است که روایت غرض‌مند این افراد نیز نتوانسته رهبری قدرتمندانه و اندیشه توانمند آیت‌الله خامنه‌ای را پنهان کند. یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ (توبه: 32)
با خواندن این مقاله بهتر می‌فهمیم که به راستی، عقول دنیایی مملو از هوس‌های شیطانی، توان درک انسان‌های بزرگ و الهی را ندارند و این‌چنین است که عاقبت با مؤمنان و شکست برای کافران خواهد بود. خواندن این گزارش به خوبی اقتدار و صلابت و زیرکی آیت‌الله خامنه‌ای را نشان می‌دهد و البته این سؤال را نیز ایجاد می‌کند که آمریکا از رابطه با ایران چه سودی می‌برد که این‌چنین در صدد دستیابی به آن است و رهبر انقلاب را مانع بزرگ آن می‌داند؟!
----------
نویسنده این مقاله این‌چنین سخن خود را آغاز کرده است که: "شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیت‌الله خامنه‌ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد، اما در عین حال، تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد " و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افکار و اندیشه‌های ایشان نموده و در عبارتی، به اینکه ایشان پیش از تصدی رهبری، یک چهرة "میانه‌رو ناشناخته " بوده است تاکید می‌کند و علائم آن را در علاقة ایشان به موسیقی و شعر و به دست کردن ساعت مچی می‌بیند!
وی در ادامه به نفوذ ایران در منطقه و برخی کشورها از جمله عراق، لبنان و فلسطین اشاره کرده و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر کرده است! وی اشاره می‌کند که مسیر حرکت جمهوری اسلامی در نوشته‌ها و سخنان امام خمینی موجود است و بر همان مبنا نیز آیت‌الله خامنه‌ای چهار هدف انقلاب ایران را "عدالت "، "استقلال "، "خودکفایی " و "معنویت دینی " می‌داند که از این پس، نویسنده سعی می‌کند نظرگاه ایشان در این چهار زمینه را استخراج و بیان کند.
او همچنین نواب صفوی و امام خمینی را دو شخصیت مؤثر بر آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند که رفتار سیاسی ایشان را شکل و جهت داده‌اند و سپس به ذکر تاریخچه‌ای مخدوش از دوران ریاست جمهوری و پیش از رهبری ایشان ارائه می‌دهد و سپس تأکید می‌کند که از آنجا که رهبری در ایران سیاست‌های کلی را تعیین می‌کند و نفوذ فراوانی دارد، مهم‌ترین شخصیت در ایران است.
او نظرگاه ایشان در باب عدالت را مخالف سرمایه‌داری می‌داند و در تحلیل نظرگاه ایشان عاجز می‌ماند. وی توجه به توده‌های جامعه و همچنین تولید احتیاجات ضروری جامعه خصوصاً در زمینة مواد غذایی را مورد توجه ایشان می‌داند و می‌افزاید که ایشان اسلام را به‌عنوان بهترین روش برای برپایی عدالت معرفی می‌کند و روحیة ظلم‌ستیزی اسلام را برای جوانان دنیا جذاب می‌دانند که خود عاملی برای تبلیغ اسلام است.
او در اندیشه ایشان بین سه مؤلفه رشد علمی، خودکفایی اقتصادی صنعتی و استقلال سیاسی، ارتباطی وثیق دیده که هر یک را مقدمه‌ای برای تحقق دیگری دانسته‌اند و نهایتاً به تأکید ایشان بر اینکه دور نگاه داشتن کشورها از این عوامل، از جمله خود ایران در زمان شاه، برنامة ابرقدرت‌ها و غرب برای تسلط بر سایر کشورهاست، اشاره می‌نماید و از منظر ایشان، تحریم‌ها را عامل خودکفایی بیشتر ایران می‌داند.
وی در بخشی از گزارش خود، به روی کار آمدن احمدی‌نژاد اشاره کرده و آن را هم‌سو با خواست آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند. او همچنین تاکید می‌کند که ویژگی‌های برشمرده شده از سوی ایشان در هفته‌های مانده به انتخابات بر احمدی‌نژاد تطبیق می‌کرده‌اند.
او، آیت‌الله خامنه‌ای را در سیاست خارجی، که بخش مهم این مقاله است، پیرو امام خمینی می‌داند و تأکید می‌کند که ایشان در طول این سه‌دهه، همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تأکید داشته‌اند و دشمنی خود با آن را به صراحت ابراز کرده‌اند و ریشة دشمنی آمریکا با ایران را در واقع نه به‌خاطر مسئله‌ هسته‌ای یا نفی اسرائیل و دفاع از حزب‌الله، بلکه به‌خاطر موقعیت استراتژیک ایران و ذخایر انرژی آن می‌دانند که اینک در اختیار یک کشور اسلامی قرار گرفته است. راهبرد مقابله در برابر فشارهای شورای امنیت و آمریکا نیز "مقاومت " معرفی شده، چرا که ایشان معتقدند هر چقدر در برابر ابرقدرت‌ها کرنش کنی و کوتاه بیایی به همان اندازه فشارهای آن‌ها بیشتر خواهد شد.
او، ضمن اشاره به توجه بسیار زیاد آیت‌الله خامنه‌ای در ترسیم "نقشه‌های آمریکا علیه انقلاب "، برای مردم ایران، به تبیین ایشان دربارة نحوه فروپاشی شوروی و انقلاب‌های رنگی نیز توجه داشته و با تعجب بسیار از این توجه زیاد، تأکید بر انجام تهاجمات فرهنگی ضداسلامی توسط غرب و آمریکا و بیدارگری درباره عوامل داخلی انهزام یک کشور در اندیشة ایشان را نیز مورد بررسی قرار داده‌ است.
او یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه ایشان را مسأله فلسطین و اسرائیل دانسته و ضمن توضیح موضع ایشان، به راهکار برگزاری رفراندم میان همة فلسطینی‌ها که توسط ایشان مطرح شده بود، اشاره می‌نماید. نویسندة مقاله که در منطق مستحکم و قانونمند ایشان درمانده، تأکید می‌کند که اگر خود فلسطینی‌ها به صلح با اسرائیل روی بیاورند دیگر ایران نمی‌تواند چنین مسائلی را مطرح نماید!
او استراتژی ایشان برای گسترش نفوذ منطقه‌ای ایران در اندیشة آیت‌الله خامنه‌ای را شامل سه عنصر می‌داند: تأکید بر منافع و دشمنان مشترک ایران و جهان اسلام و سعی در جا انداختن آن در سران منطقه، حمایت از دموکراسی و انتخابات مستقل در کشورهای اسلامی منطقه و به‌عنوان مثال پیروزی حماس در فلسطین، حزب‌الله در لبنان، اخوان‌المسلمین در مصر و شیعیان در عراق و نهایتاً ترکیب نفوذ فرهنگی و سیاسی با مسائل امنیتی منطقه که ایران می‌تواند در حل آن‌ها نقش داشته باشد.
او تأکید می‌کند که انرژی‌هسته‌ای در منظر آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان نشانه‌ای از موضوعاتی چون تلاش برای استقلال، ضرورت خودکفایی، بی‌عدالتی قدرت‌های جهانی و توجه بسیار زیاد اسلام برای کسب علم معرفی شده است، لذا ایشان دائماً بر لزوم پیشرفت علمی ایران تأکید کرده‌اند؛ چرا که رشد علمی، خودکفایی و استقلال سیاسی را حلقه‌های به هم متصل می‌دانند.
در ادامه این گزارش به تحلیل ایشان از حمله آمریکا به عراق اشاره شده و تأکید ایشان بر اینکه این حمله با هدف سیطره بر خاورمیانه انجام شده، ولی اینک آمریکا در خود عراق با مسائل زیادی روبه‌روست مورد توجه قرار گرفته است. او این اقدام آمریکا را از منظر ایشان به‌عنوان تلاش برای ایجاد حکومتی آمریکایی در منطقه، تهدید ایران و همچنین دفاع از اسرائیل، دانسته است.
او همچنین به وحدت‌طلبی ایشان با جهان اسلام اشاره می‌کند و تأکید ایشان بر اینکه ایران با اهل‌سنت مشکلی ندارد و آمریکا و اسرائیل را که دشمن اصلی همة جهان اسلام هستند و اینک نیز به دنبال آتش‌افروزی در منطقه می‌باشند، مورد توجه قرار داده است. در همین راستا به تأکیدات ایشان در حمایت از جنبش سنی‌مذهب حماس و رد شبهه تلاش ایران برای ایجاد هلال شیعی در منطقه اشاره شده است.
این مقاله که پس از هر بررسی، افادات بغض‌آلود نویسنده را در خود جای داده، در پایان به ایران پس از ایشان دل بسته و اظهار امیدواری نموده که در آن هنگام، آمریکا بتواند به منافع خود در رابطه با ایران دست یابد! زهی خیال باطل!
نهایتاً نیز برخی دستورالعمل‌ها برای سران دولت آمریکا ذکر کرده، هر چند اشاره نموده که با وجود آیت‌الله خامنه‌ای امید ایجاد شرایط داخلی یا خارجی مطلوب آمریکا دور از تصور است. به هر حال، این گزارش، در راستای بهبود روابط ایران و آمریکا "در شرایط حاضر "، چند نکته واقع‌بینانه را مطرح می‌نماید تا بر اساس آن‌ها استراتژی مطلوب! آمریکایی‌ها انتخاب گردد که خود جالب توجه‌اند:
1. آیت‌الله خامنه‌ای باید متقاعد شود که آمریکا رویة خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با آن برخورد خواهد کرد؛
2. آیت‌الله خامنه‌ای هیچ‌گونه عقب‌نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان مؤثر نمی‌افتد.
3. هر نوع برنامه‌ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح بشود، نه مقامی دیگر؛ وگرنه مانند تلاش‌های قبلی که در دورة اصلاح‌طلبان صورت پذیرفت بی‌نتیجه خواهد ماند!
آخرین جملات این گزارش نیز تأکید می‌کنند که تا زمانی که آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران است، دستیابی به روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب فرهنگ "مرگ بر آمریکا " در ایران حاکم است و گرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت می‌باشد، اما باید دانست که اجرای هر برنامه‌ای برای دور زدن ایشان نتیجه نمی‌دهد.

 



کلمات کلیدی :

آیت الله خامنه ای ازنگاه دوست ودشمن

روزی بعد از ملاقات حضرت آقا با آیت‌الله بهاءالدینی از ایشان می‌پرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا آمده بود؟ ایشان در جواب می‌فرمایند: بله چند دقیقه خورشید اینجا تابید و رفت، او چون خورشید دارای خیر و برکات است.

رهبر بزرگوار از وضع و حال زندگى خانواده‌شان چنین مى‌گویند:

«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه‌گیر... زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق مى‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى‌کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»

امّا خانه‌اى را که خانواده سیّدجواد در آن زندگى مى‌کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى‌کنند:

«منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار ـ پنج سالگى من، یک خانه 60 - 70 مترى در محّله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى‌آمد (و معمولاً پدر بنابراین که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیرزمین مى‌رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه‌اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده‌اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، این‌گونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید‌محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه‌تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت‌نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.
تحصیل در حوزه علمیه «نجف اشرف» و حضور در حوزه عملیه شهر قم در سال 1341 باعث همراهی ایشان با قیام مردمی «حضرت امام خمینی(ره)» شد. بازداشت‌های مکرر ایشان توسط ساواک که تعداد آن به عدد شش رسیده بود منجر شد تا رژیم سفاک پهلوی، ایشان را به شهر ایرانشهر تبعید کند. همراهی با جریانات انقلاب اسلامی تا پیروزی این حرکت مردمی در بهمن ماه 1357 ادامه داشت، پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیک تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظیر و بسیار مهّم بودند.
آنچه که پیش رو دارید نظرات چهره‌های برجسته سیاسی، دینی و اجتماعی و برخی از سیاستمداران است که رویکرد و عملکرد آنها نسبت به انقلاب اسلامی معاندگونه است؛ پیرامون شخصیت مقام معظم رهبری است:

********


* امام خمینی(ره) خطاب به مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری ایشان: هر موقعی‌که شما به سفر می‌روید، من مضطرب هستم تا برگردید. خیلی سفر نروید!


* پیام امام خمینی (ره) به مناسبت سوءقصد به جان مقام معظم رهبری در 6 تیر 60

بسم‌الله الرحمن الرحیم
جناب حجت‌الإسلام آقاى حاج سیدعلى خامنه‏اى دامت افاضاته
خداوند متعال را شکر که دشمنان اسلام را از گروه‌ها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شکر که از ابتداى انقلاب شکوهمند اسلامى هر نقشه که کشیدند و هر توطئه که چیدند و هر سخنرانى که کردند ملت فداکار را منسجم‏تر و پیوندها را مستحکم‏تر نمود و مصداق "لازال یُؤیّدُ هذا الدّین بالرجل الفاجر "[1] تحقق پیدا کرد. اینان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر کردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بیدارتر نمودند و هرچه شخصیتها را ترور کردند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم و خاندان حسین‌بن‌على هستید و جرمى جز خدمت به اسلام و کشور اسلامى ندارید و سربازى فداکار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطیبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمایى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏باشید، میزان تفکر سیاسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوء‌قصد به شما عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‏دار نمودند.
اینان آن‌قدر از بینش سیاسى بى‏نصیبند که بى‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند، و به کسى سوء قصد کردند که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است. اینان در این عمل غیرانسانى به جاى برانگیختن و رعب، عزم میلیون‌ها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب‌خورده از دام خیانت اینان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزیز خود را فداى امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان برحذر دارند؟ آیا نمى‏دانند که دست زدن به این جنایات، جوانان آنان را به تباهى کشیده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهکار از دست مى‏رود؟ ما در پیشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقیة اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار مى‏کنیم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه که شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزیز، تبریک مى‏گویم که در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.
روح اللَّه الموسوى الخمینى
[1] مسند احمد؛ ج 2؛ ص 309؛ کنزالعمال؛ ج 1؛ ص 45؛ ح 115
منبع: صحیفه‌ امام؛ ج ‏14؛ ص 504


* ختم صلوات برای سلامتی

فرزند آیت‌الله العظمی بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، به حساسیت این مرجع تقلید نسبت به سلامت رهبری اشاره می‌کند و می‌گوید: این موضوع سبب شد تا معظم‌له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذکر را گرفتند و مداومت بر این ختم‌ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعت عمر حضرت آیت‌الله بهجت ادامه داشته است. برخی نیز از پیش‌بینی رهبری آقا چند سال پیش از رهبری توسط ایشان خبر داده‌اند.


* به تقوایش پی بردم

شهید آیت‌الله مطهری می‌فرمایند: سیدعلی خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده‌ای است که برای آینده موجب امیدواری است. من از اخلاص آقای خامنه‌ای تعجب می‌کنم، ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست که بخواهد خودش را مطرح کند و خودش را نشان بدهد، من در جریان کمیته استقبال از حضرت امام بیشتر به تقوای ایشان پی بردم.(به نقل از همسر شهید مطهری)
شهید مطهری در پنجم بهمن 1353 به تجلیل از شخصیت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است. آیت‌الله خامنه‌ای در آن زمان توسط شهربانی استان خراسان بازداشت شده بود. در گزارش ساواک آمده است: "مطهری در محل دانشکده الهیات دانشگاه تهران، ضمن اظهار تأسف از بازداشت سیدعلی خامنه‌ای اظهار داشته: ما کمتر نمونه ارزنده چون [آیت‌الله]خامنه‌ای داریم و این نیروها هم باید با این‌گونه هدر روند و گوشه‌های زندان تلف گردند. مطهری پس از ستودن [آیت‌الله]خامنه‌ای او را از عوامل مؤثر در روشن کردن افکار اجتماع دانسته است... "


* خوشا به حال او

آیت‌الله دکتر شهید بهشتی، چند ساعت قبل از شهادت‌شان با اشاره به پیامی که حضرت امام به آیت‌الله ‌خامنه‌ای فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقای خامنه‌ای که ولی امر مسلمین چنین پیامی را برای ایشان فرستاده است و این پیام نه برای دنیای ایشان، بلکه برای آخرت او هم بسیار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنین پیامی از ولی امر مسلمین از دنیا بروم.


* خورشید اینجا تابید و رفت

روزی بعد از ملاقات حضرت آقا با آیت‌الله بهاءالدینی از ایشان می‌پرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا آمده بود؟ ایشان در جواب می‌فرمایند: بله چند دقیقه خورشید اینجا تابید و رفت، او چون خورشید دارای خیر و برکات است.
قبل از ریاست جمهوری، روزی آقا به بیت حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی می‌روند. آقای بهاءالدینی می‌فرماید: "خورشید لحظه‌ای تابید و رفت. " زمانی برای امضای قائم مقامی رهبری، خدمت حضرت آیت‌الله بهاءالدینی می‌رسند، ایشان امضا نمی‌کنند. هر چه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ایشان انکار، تا آنجا که خود آقای منتظری شخصاً خدمت ایشان می‌رسد و تمام کتاب‌هایی را که درباره ولایت فقیه نوشته است، جلوی روی آقای بهاءالدینی می‌چیند. آیت‌الله بهاءالدینی تمام کتب را جمع می‌کنند و به آقای منتظری می‌گویند: "ولایت‌فقیه نوشتنی نیست، فهمیدنی است. " بعد که از ایشان می‌پرسند: آقا چرا ایشان را تأیید نکردید، مگر شخص دیگری هم می‌تواند؟ می‌فرمایند: نظر ما سیدعلی خامنه‌ای است. آقای بهاءالدینی فرموده است: "البته هیچ کس حاج‌آقا روح‌الله نمی‌شود، ولی آقا سیدعلی خامنه‌ای حقیقت ولایت‌فقیه هستند و رهبر. از همه به امام نزدیک‌تر است. کسی که ما به او امیدواریم، آقای خامنه‌ای است. شما از ما قبول نمی‌کنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقا سیدعلی خامنه‌ای رهبر آینده هستند. "
یکی از روزها که حضرت آقا تشریف برده بودند به جمکران، حدود ساعت دو شب به حضرت آیت‌الله العظمی بهاءالدینی خبر می‌دهند که آقا صبح بعد از نماز می‌خواهند تشریف بیاورند منزل شما. تیم حفاظت ساعت چهار صبح برای آماده کردن شرایط به منزل ایشان می‌روند که متوجه می‌شوند آقای بهاءالدینی، پیرمرد نود ساله جلوی در خانه ایستاده‌اند. می‌گویند: آقا چرا با این کهولت سن اینجا تشریف دارید؟ ایشان می‌فرمایند: برای دیدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتی که شما زنگ زدید آمده‌ام استقبال.

* تضعیف شما را حرام می‌دانم

مرجع تقلید جهان تشیع، حضرت آیت‌الله العظمی گلپایگانی، برای رهبر معظم عبای ظریفی هدیه فرستادند و فرمودند: اگر دیدم کاری را شما انجام می‌دهید و خلاف مطلب اسلامی است، من تذکر می‌دهم، اگر تغییر دادید بسیار خوب، اگر تغییر ندادید من دیگر صحبت نمی‌کنم و تضعیف شما را حرام می‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمین هستید و نمی‌خواهم صحبتی کنم در یک فرعی که شما را تضعیف کرده‌ام.(6)(به نقل از حجت‌الاسلام راشد یزدی)


* امید آینده اسلام

مرحوم آیت‌الله طالقانی تصریح می‌فرمودند: آقای خامنه‌ای امید آینده اسلام است. آیت‌الله العظمی میلانی در سنین جوانی ایشان را مجتهد خطاب می‌کند.


* رهبری تالی تلو معصوم(ع)

علامه گران‌قدر آیت‌الله مصباح یزدی می‌فرمایند: اگر امثال بنده شبانه‌روز تسبیح به دست بگیریم و فقط خدا را شکر کنیم که خدا چنین رهبری را به ما داده، والله معتقدم که از عهده شکر این نعمت برنمی‌آییم. رهبر عزیز ما تالی تلو معصوم(ع) است.


* مثل رهبر عظیم‌الشأن

شهید محراب، عارف عامل، آیت‌الله دستغیب می‌فرمایند: چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده‌ام این است که فردی است خدایی، هوا‌پرست نیست، مقام نمی‌خواهد، قدرت نمی‌خواهد به دست بگیرد، امتحان خویش را پیش از پیروزی و بعد از پیروزی داده است. در هر پستی که بوده، امتحان خودش را داده است. کسی که امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع کند، این مرد بزرگ، مقامی برای خودش قائل نیست، به عینه مثل رهبر عظیم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگویید بهتر است از اینکه رهبر بگویید. آقای علی خامنه‌ای هم این‌جوری است، مقام نمی‌خواهد، مقام روی او اثر نمی‌گذارد.


* گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است

علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید. علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج). راهی که حسن‌زاده در پیش دارد، خاک آن توتیای چشم طباطبایی. جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه یکی از کتاب‌های خود خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: با سلام و تحیت خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه و درود نوید جاوید به حضور آن قائد ولی وفی و رائد سائس حفی، مصداق بارز "نرفع درجات من نشاء " تقدیم می‌گردد و عرض می‌شود "یا ایها العزیز جئنا ببضاعه مزجاه " دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.
(التمسک بذیل الولایه، حسن حسن‌زاده آملی)
آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید، عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.


* روح بزرگ ایثارگر

در قسمتی از پیام شهید رجایی به حضرت آقا، چنین آمده است: به قطع و یقین می‌دانم که روح بزرگ ایثارگر آن برادر مجاهد، شهادت در راه اسلام و انقلاب اسلامی را فیضی عظیم و الهی می‌داند و در راه بندگی خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهیدپرور از بذل جان خویش دریغ نداشته و ندارد.


* شهید صدوقی: محضر مبارک آیت‌الله العظمی آقای خامنه‌ای...

در سال 56 به اتفاق آقای صدوقی و تعدادی از آقایان دیگر، تصمیم گرفتیم برویم به افرادی که در تبعید هستند، سری بزنیم. چون مقام معظم رهبری به ایرانشهر تبعید شده بودند، خدمت ایشان رسیدیم. به امامت آقای صدوقی نماز مغرب و عشا را خواندیم. من شنیده بودم که در سمت ایرانشهر، کفش‌های خوبی تولید می‌شود، لذا تصمیم گرفتم به بازار بروم و یک جفت کفش بخرم. کارم یک الی دو ساعت طول کشید. به خانه آقای خامنه‌ای تلفن زدم که دیگر آقای صدوقی و آقای خامنه‌ای برای صرف غذا منتظر من نباشند و شام را میل کنند. وقتی برگشتم دیدم این دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد که شدم، آقای صدوقی به من گفت: "ماشاءالله، ماشاءالله این آقای سید‌علی آقا خیلی مُشت‌شان پر است. " صبح روز بعد رفتیم چابهار برای زیارت آقای مکارم؛ در این فاصله، اسم آقای خامنه‌ای از دهان آقای صدوقی نیفتاد؛ از بس مجذوب ایشان شده بود.
بعد از زیارت آقای مکارم، گفتم کنار دریا برویم تا مدتی استراحت کنیم. ایشان گفت من می‌خواهم برگردم پیش آقای خامنه‌ای و بعد حدود دو ساعتی با هم بحث کردند. از لحاظ علمی آقای خامنه‌ای، مورد تأیید صددرصد آقای صدوقی بود.
در زمان انقلاب، بین حزب جمهوری اسلامی و امام جمعه بندرعباس اختلافی در گرفت. آقای صدوقی به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشی بیاورم. بعد از تهیه و دادن گزارش آن به آقای صدوقی، ایشان پرسیدند: کی به تهران می‌روی؟ گفتم فردا. ایشان پاکتی را به من دادند. پشت پاکت نوشته بود: "تقدیم به محضر مبارک آیت‌الله‌ العظمی آقای خامنه‌ای " پسر آقای صدوقی اعتراض کردند که آیا ایشان به مقام آیت‌اللهی رسیده‌اند؟ آقای صدوقی از بالای عینک به پسرش نگاه کرد و گفت: "بله که آیت‌الله‌ هستند. "(حجت‌الاسلام راشد یزدی)


* سیدنا علی

در نامه‌ای که شهید آیت‌الله مصطفی خمینی برای یکی از آشنایان نوشته بودند، آمده است: آقایان خامنه‌ای را خصوصاً سیدنا علی را سلام برسانید. شهید محراب آیت‌الله العظمی صدوقی قبل از انقلاب به آقای خامنه‌ای می‌گفتند: آیت‌الله.


* اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در قنوت دعاهای مختلف می‌خواند؛ ولی در پایان قنوت دعای "اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای. اللهم حفظه و وفقه و ثبته " را همیشه قرائت می‌کرد.



* سر ما و فرمان شما

سید شهیدان اهل قلم، شهید سیدمرتضی آوینی می‌نویسد: بسیارند کسانی که می‌دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان ثواب در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده، که مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.
شهید آوینی بعد از رحلت امام خمینی، خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: عزیز ما، ‌ای وصی امام عشق، آنان که معنای ولایت را نمی‌دانند، در کار ما سخت درمانده‌اند. اما شما خوب می‌دانید که سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست؟ خودتان خوب می‌دانید که چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دل‌مان می‌خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم. ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما،‌ شفقت شما را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدم‌تان که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف.


* نعمت‌های خدا را خود فراهم می‌کند

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی فرموده بودند: امام خمینی ـ ‌رحمت الله علیه ـ مظهر مهابت بود و رهبری مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت‌ها را یک‌جا داد و امام هم این نعمت‌ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند؛ ولی نعمت‌ها به حضرت آقا را، خدا تدریجی به ایشان می‌دهند و در هر زمان متناسب با شرایط خدا نعمت‌هایی را به ایشان می‌دهد. یعنی شرایط آن نعمت را خود آقا فراهم می‌کند.(به نقل از استاد پرورش)


* آقای خامنه‌ای هست

آقای هاشمی رفسنجانی نقل می‌کند: من نسبت به حضرت امام روی بازتری داشتم و مسائل را بی پرده با ایشان مطرح می‌کردم. یک روز که خصوصی خدمت معظم‌له رسیده بودم، بی‌پرده در مورد قائم مقامی رهبری و مشکلاتی که احتمالاً پیدا می‌شود، صحبت کردم. حضرت امام(ره) در آن جلسه فرمود: شما در بن بست نخواهید بود، آقای خامنه‌ای در میان شما هست؛ چرا خودتان نمی‌دانید؟!
این جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام(ره) است. در همان روزها امام برای مقام معظم رهبری، کلمه برادر را به کار می‌بردند. قطعاً این تعبیر بی‌معنا نبود. ما آن روزها از این تعبیرات، به موضوع رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتقل نشدیم. اما گفته‌های امام خمینی(ره) نشانگر این است که معظم‌له، آیت‌الله خامنه‌ای را شایسته این کار می‌دانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرموده بودند: "الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند. "


* آیت‌الله شاهرودی: علم اعطایی خدا را دیدم

چهارشنبه شب‌ها، آقا جلسه‌ای دارند که ده تن از علما جمع می‌شوند. آقایان محمدی گیلانی، خزعلی، بهجتی، امامی‌کاشانی، مؤمن، شیخ محمد‌ یزدی، سید‌جعفر کریمی، آقای شاهرودی و آملی لاریجانی حضور دارند.
گاهی هم ما آنجا می‌رویم. یک‌بار خیلی غوغا و سر و صدا شد. بحث پیرامون یک مسئله فقهی پیچیده بود. بعد از اتمام جلسه، آقای شاهرودی به من گفت، امشب من "العلم نور یقذف الله فی قلب من یشاء " را درک کردم. یعنی آقا مچ همه را پیچانده بود. (به نقل از حجت‌الاسلام راشد یزدی)


* هر چه ایشان گفت، گوش کنیم

در سال 69 بنده به حاج احمدآقا خمینی گفتم که شما طی یک سخنرانی اعلام کردید که "هر کس بین اطاعت از مقام معظم رهبری و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمریکاست " که ایشان با تأیید دوباره این سخن گفتند، بنده از روی اعتقاد این حرف را زده‌ام. بعد ایشان فرمودند: برخی از این افراد دور من را گرفته‌اند که بنده را در مقابل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قرار دهند که من متوجه شدم و توی دهن‌شان زدم.
حاج احمدآقا در ادامه فرمود: باید به این احمق‌هایی که می‌گویند آقای خامنه‌ای نباید رهبر شود، گفت "پس چه کسی؟ " اگر نظر آن‌ها بر روی فلانی است، او که حتی توانایی اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به یک مملکت.
همچنین ایشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظری، یعنی سال 1365، سران قوای سه‌گانه کشور در جماران جلسه داشتند که آن روز آقای منتظری نیز با امام راحل(ره) ملاقاتی داشت، آن‌ها مشغول بحث و گفت‌وگو بودند که یک‌دفعه امام خمینی برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتی وارد اتاق می‌شود.
بنا به گفته حاج‌احمدآقا، در این جلسه خود ایشان، میرحسین موسوی با منصب نخست‌وزیری، موسوی اردبیلی رئیس قوه قضاییه، هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس و آیت‌الله خامنه‌ای نیز با سمت ریاست جمهوری حضور داشتند.
امام(ره) با ناراحتی تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظری به درد رهبری نمی‌خورد، مجلس خبرگان رأی بر شایستگی او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذیرفتم، ولی امروز به صورت صریح این سخن را تکرار می‌کنم.
در آن وضعیت سکوت عمیقی در جلسه حاکم شد که آیت‌الله خامنه‌ای با طرح این سئوال که پس چه کسی عهده‌دار رهبری شود؟ سکوت را شکستند که در همین لحظه امام بدون کوچک‌ترین مکثی انگشت اشاره را به سوی حضرت خامنه‌ای گرفتند و گفتند: "خود شما، مگر شما از دیگران چه کم دارید؟ "
وی گفت: سکوت بیشتر شد تا حدی که نفس‌ها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبری خطاب به امام گفتند: "این مسئله که شما می‌فرمایید موضوع جدیدی است، بنده می‌خواستم شما به اعضای این جلسه حکم ولایی کنید که ما حق دم زدن از این جلسه را نداریم تا زمانی که خود شما حکم بفرمایید. " امام نیز این حکم را کردند. (به نقل از آیت‌الله خزعلی)
حاج احمد آقا می‌فرمایند: باید در کنار نظام‌مان پشت سر رهبری قرار بگیریم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندان‌های سفاک پهلوی به سر برده... هیچ کس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه‌ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستور رهبری عمل کنند... ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت، گوش کنیم. اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست... قاطع‌تر پشت رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی کنند. همان‌طور که نگذاشتید امام احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای است، در خط آمریکاست.
من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کرده‌ام که کوچک‌ترین قدمی را علیه رهبری و بر خلاف رهبری و حتی بر خلاف میل رهبری بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشید که ما در تمام زمینه‌ها بر آمریکا پیروز می‌شویم... به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام کشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است.
مرحوم حاج احمد آقای خمینی می‌فرمودند: بر خود واجب می‌دانم شهادت دهم زندگی داخلی آیت‌الله خامنه‌ای، نه از باب اینکه رهبر عزیز انقلاب ما به این حرف‌ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می‌دانم تا این مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روی موکت زندگی می‌کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آنجا بود، من از زبری فرش به موکت پناه بردم.
در ملاقاتی که مقام معظم رهبری با حاج احمدآقای خمینی داشته‌اند، ایشان می‌فرماید: حضرت امام بارها از جناب‌عالی به‌عنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.


* استعداد مرجعیت

حاج آقای میردامادی، دایی حضرت آقا، نقل می‌کنند: مرحوم آقا سیدهاشم میردامادی، پدربزرگ مادری آقا و مرحوم آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای پدر ایشان عنایت خاصی به حضرت آقا داشته‌اند و بارها می‌فرمودند: علی آقا آینده خوبی دارد. آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری به آقای خامنه‌ای فرموده بود: آقای آقا سیدعلی‌آقا من با این استعدادی که در شما می‌بینم، شما یا یک مرجع تقلید می‌شوید یا حداقل عالم برجسته خطه خراسان.

* کسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم‌پاى آقا ندیده‌ام

مرحوم بهلول می‌گوید: من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زیادى را دیده‌ام؛ اما کسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم پاى "آقا " ]آیت الله خامنه‌ای [ ندیده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزدیک مى‌بیند، حس مى‌کند که ذره‌اى میل به دنیا در او وجود ندارد.
واقعاً در این مقطع، من هیچ کس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنیا، مثل او نمى شناسم. آخرین بارى که در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست که قبل از انقلاب، یک شب در مسجد طرقبه منبر بودید؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستید از مسجد بیرون بیایید، چون تاریک بود، من آمدم دستتان را بگیرم و کمکتان کنم؛ اما دستتان را کشیدید و گفتید: من چشمانم خوب مى‌بیند؛ تا جایى که هنوز زیر نور ماه، خاطره مى‌نویسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بینایى تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زیر نور خورشید هم دیگر نمى توانم بنویسم. بعد آقا گفت: اخیراً کمتر به ما سر مى زنید. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ایران هستید؛ من اگر وقت شما را بگیرم، مثل این است که وقت همه ایرانى ها را گرفته‌ام.


* مرحبا به سیدحسن

قبل از انقلاب، وقتی حضرت آقا جوان بودند، همراه شهید هاشمی‌نژاد سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در رشت درباره اینکه آیا شخص عالم و عارفی هست که برای کسب فیض به دیدار ایشان بروند از مردم می‌پرسند. نشانی شخصی به نام آقا سیدصفی را به آقا می‌دهند که گویا دارای کراماتی بودند. حضرت آقا به همراه شهید هاشمی‌نژاد، قصد دیدار آقا سیدصفی را می‌کنند و به منزل ایشان می‌روند. آقا سیدصفی در حالی که عده‌ای شیخ و مرید دور ایشان حلقه زده بودند، هنگامی که چشمشان به حضرت آقا می‌افتد، بلند می‌شوند و با حالت استقبال به طرف آقا می‌آیند و آقا را این‌گونه خطاب می‌کنند که: مرحبا به سیدحسن، این در حالی بوده که طرفین همدیگر را نمی‌شناخته و ندیده بودند. آقا می‌فرمایند من سید حسینی هستم نه حسنی، آقا سیدصفی اشاره می‌کنند که مادر شما سیدحسنی هستند و شما از طرف مادر حسنی هستید. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت می‌شوند و اشاره می‌کنند که شما در آینده مقامی پیدا می‌کنید که امور این مملکت تحت امر شماست، حضرت آقا هم می‌پرسند: شما از آینده من گفتید، آینده خودتان را هم دیده‌اید؟ آقا سیدصفی با تأمل و درنگ می‌گوید: من و همسرم یک سال بیشتر زنده نیستیم...
یک‌سال دیگر که حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند، ماجرای تصادف خونینی را در روزنامه می‌خوانند که نام آقاسیدصفی نیز در بین کشته‌گان بوده است.(به نقل از حجت‌‌الاسلام و المسلمین کاظم صدیقی)


* رهبر، خود شما

مرحوم حاج احمد آقای خمینی تعریف کرده‌اند: در سال 65، جلسات هفتگی سران قوا در دفاتر یکی از آن‌ها یا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار می‌شد. در یک جلسه‌ای که در جماران تشکیل شده بود، من، آیت‌الله خامنه‌ای، آقای موسوی‌اردبیلی، آقای میرحسین موسوی، آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشتیم. از قرار اتفاق، در همان روز آقای منتظری نیز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقای منتظری ملاقات می‌کرد، بعد از جلسه برافروخته و عصبانی بودند، به‌طوری که در چهره‌شان مشخص و نمایان بود. در وسط جلسه بودیم که ناگهان امام بدون در زدن، یک‌دفعه با حال عصبانیت شدید و برافروختگی وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: "من از اول با قائم‌مقامی آقای منتظری مخالف بودم، ایشان به درد رهبری بعد از من نمی‌خورد. " جلسه امام که تمام شد، همه سران قوا و من، در یک سکوت سنگینی فرو رفتیم و همه متحیر از این جملات بودیم؛ چون سابقه نداشت و حضور غیر منتظره امام هم نشان از اهمیت موضوع بود. بعد از مدتی سکوت، آقای خامنه‌ای شروع به صحبت کردند که: آقای منتظری شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولانی‌مدت رفتند و... و از آقای منتظری تعریف کردند و در آخر هم آقای خامنه‌ای گفتند که خُب اگر ایشان نباشد چه کسی باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقای حبیبی دبیر کل مؤتلفه)
امام خمینی بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 که قبل از ریاست جمهوری حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: "خداوند ذخیره انقلاب را حفظ کرد. " علی‌محمد بشارتی نقل می‌کند: در تابستان سال 58 هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم که آقای شریعتمداری در مشهد گفته بود: "من بالاخره علیه امام اعلام جنگ می‌کنم. " خدمت امام رسیدیم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذکور را هم گفتند. ایشان سرش پایین بود و گوش می‌داد. این جمله را که گفتم، سربلند کرد و فرمود: "این‌ها چه می‌گویند؟! پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می‌شویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل می‌دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می‌سپاریم. " پرسیدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند.
حضرت امام می‌فرمایند: یک نفر را مثل آقای خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بنای قلبی‌اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمی‌کنید، ایشان را من سال‌های طولانی می‌شناسم.
حضرت امام خمینی در پیامی به مناسبت ترور آیت‌الله خامنه‌ای نوشتند: اکنون دشمنان انقلاب، با سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم(ص) و خاندان حسین بن علی(ع) هستید... عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور، بلکه جهان، جریحه‌دار نمودند... من به شما خامنه‌ای عزیز تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی، سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.


* خامنه‌ای، دنیا و آخرت ماست

حجت الاسلام سیدحسن نصرالله، رهبر مقاومت اسلامی لبنان می گوید: خداوند تعالی، پیامبر یا امام معصوم(ع) را ـ به آن خاطر که معصوم‌اند ـ به ولایت امر برمی‌گزیند، صفاتی چون علم و زهد و حکمت و شجاعت و ابهت در او متجلی است و هنگامی که امام معصوم(ع)، غایب است بر ماست که به دنبال این صفات در شخصی بگردیم که بیش از دیگران آن‌ها را در خود داراست. البته باید فقیهی عادل باشد و نه فقط کسی که از حرام الهی اجتناب می‌کند. او باید زاهد دنیا و شجاع و کاردان و حکیم و بصیر و مدبر باشد. در امتداد زمان و طول تاریخ ما، فقهایی از این نوع بوده‌اند و زمانه از فقهایی این‌چنین خالی نبوده است. امانت را به دوش کشیدند و از آن به تناسب ظرف زمانی و شرایطی که در آن حضور داشتند محافظت کردند. تا اینکه خداوند تعالی به مرجع بزرگ و فقیه گرانقدر این زمانه، امام خمینی(ره) توفیق داد تا این پیروزی تاریخی مداوم را به وجود آورد. شخصیت امام خمینی(رحمت الله علیه) به نحوی در چشم‌ها و عقل‌ها و قلب‌ها بروز یافت که هیچ کدام از ما تصور نمی‌کرد در طول تاریخ ما، فقهایی به این بزرگی بروز یافته باشند، البته در تاریخ ما فقهای بسیار بزرگی بوده‌اند اما ظرف زمانی و شرایط آن‌ها متفاوت بوده است.
مسأله مهم آن است که در این زمانه، ‌امام خمینی(ره) ظهور کرد که گر چه معصوم نبود اما این ویژگی‌ها و اوصاف در او جمع بود: علم،‌ شجاعت، اخلاص، زهد، ورع، عرفان و تدبیر. به این واسطه بود که بعد از قرن‌های متمادی مظلومیتی که ابتدا داشت و انتها نداشت، به مدد الهی توانستیم در این زمان و به دست امام خمینی(ره) دولت آل محمد را برپا کنیم که این دولت نیز هر روز بیشتر از روز قبل خود، عزت و قوت و کرامت به دست آورد. سپس حضرت امام رحلت کردند و ولی فقیه جدیدی برای ما متجلی شد که شخصیت و صفات امام خمینی را دارا بود به نام آقای خامنه‌ای که او همان امام خمینی است که اینک ولی امر ماست.
ای خواهران و برادران! برای ما و همه مسلمین در سراسر جهان یک ولی امر وجود دارد و حال اگر بیشتر مسلمانان نمی‌خواهند از ایشان تبعیت کنند مشکل خودشان است چنانچه پیش‌تر نیز بسیاری از مردم، از پیامبر و امامان معصوم تبعیت نکردند ولی این بدان معنا که امام، امام و پیامبر، پیامبر نبود نمی‌باشد. ما ولی امری داریم که نائب امام مهدی(عج) است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاکی و صفات نیکو و پرهیزگاری و به طور هم‌زمان، شجاعت، قدرت، حکمت، تدبیر و بصیرت او آگاهیم. او با آمریکا و اتحادیه اروپا و کشورهای تحت سلطه‌شان که منطقه خلیج را پر کرده‌اند به مبارزه برخاسته است. خدا بر ما منت نهاده که او را به ولایت امر ما برگزیده است. او مردی آگاه و شخصیتی استثنایی است که اگر همه حوزه‌های علمیه و کشورهای اسلامی‌مان را جست‌وجو کنیم، فقیهی از میان فقهای شیعه نمی‌یابیم که این‌چنین بزرگی‌ها و صفات متعالی در او جمع شده باشند بدان پایه که در رهبر ما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان ولی امر جمع شده‌اند.
اگر آخرت را بخواهیم، آخرت ما با ولی امر و نائب حضرت حجت(عج) است و همچنین اگر عزت و شرف و کرامت دنیا را نیز بخواهیم، به آن نمی‌رسیم مگر با ولی امر. حتی برای این جنبش مقاومت بزرگ که بدان توجه شده است و در جهان عرب یک پدیده استثنایی است و ما به‌واسطه آن سرمان را بالا گرفته‌ایم و به آن افتخار می‌کنیم، اگر شخصی به‌نام روح الله الموسوی الخمینی نبود، اثری از آن در لبنان نمی‌بود و بعد از آن نیز اگر شخصی به نام سیدعلی حسینی خامنه‌ای نبود، استمرار نمی‌یافت.

http://jahannews.com/vdcfcjdyvw6d0ea.igiw.html



کلمات کلیدی :

هدف تشکیل حکومت توسط امام حسین علیه السلام؛

گفتاری از استاد رحیم‌پور درباره‌ی هدف تشکیل حکومت‌‌ توسط امام حسین‌علیه‌السلام؛
در حکومت مدنظر امام‌حسین(ع)حاکمان نباید اهل مسامحه و ریاکاری باشند

امام حسین‌‌علیه‌السلام به هدف و انگیزه‌ی تشکیل چه نوع حکومتی به پیشواز آن همه مصائب رفت؟ این حکومت، یک حکومت اسلامی ممکن بود یا رؤیا و اتوپیا بود؟ به طور کلی آیا حکومتی بر پایه و اساس احکام و قوانین اسلامی می‌تواند وجود خارجی داشته‌باشد یا صرفاً مدینه‌ی فاضله‌ایست خیالی و دور از دسترس؟ آن حکومت دینی که حسین‌علیه‌السلام می‌خواست دوباره اقامه شود، حکومتی بود که در آن علی‌علیه‌السلام مصقله بن هویره را که از کارگزاران خویش بود، به جرم قوم و خویش بازی در حکومت، گوشمالی داد.

حکومتی که با علا بن زیاد، یکی دیگر مسئولین که خانه ای اشرافی برای خود ساخت، برخورد کرد. حکومتی که وقتی منذر بن جارود، پارتی بازی کرد، حضرت او را کوبید.

حکومتی که وقتی عبدالله بن زمعه، سهم اضافی از اموال عموم و بیت المال برای خود خواست، حضرت امیر‌علیه‌السلام او را پیش چشم مردم، تحقیر کرد. حکومتی که وقتی عثمان بن حنیف، حاکم بصره، در میهمانی سرمایه‌دارها شرکت کرد و فقط در میهمانی شرکت کرد و بر سفره آنها نشست، او را به شدت توبیخ کرد.

حکومتی که وقتی ابن عباس، پسر عموی خود علی‌علیه‌السلام، در حاکمیت، خطا کرد، او را در هم کوبید و گفت: "به خدا سوگند، با شمشیری تو را خواهم زد که هر کس را با این شمشیر زدم، به جهنم رفت." حکومتی که آهن گداخته به دست برادرش عقیل نزدیک کرد، چون سهم اضافی از بیت المال می خواست.

حکومتی که ابوالاسود دوئلی را که از اصحاب درجه یک خود علی بن ابی طالب‌علیه‌السلام و آدم صالح و شریفی بود، از قضاوت عزل کرد؛ برای آنکه صدایش را در جلسه دادگاه بلند کرده بود. حکومتی که حسین‌علیه‌السلام به خاطر آن شهید شد، حکومتی بود که اهل سازش و سستی نباشد.

حضرت امیر‌علیه‌السلام، نکته مهمی فرمودند که باید این تعبیر را مجریان همه‌ی حکومت‌ها ببینند. روایت بسیار مهمی است. فرمودند: "کسانی می توانند حکومت دینی واقعی تشکیل بدهند که اهل مداهنه و سازشکاری و مصانعه و ریاکاری نباشند؛ کسانی که با صاحبان قدرت و ثروت و با جناحهای قوی و سرمایه‌دارها و با قدرت‌های داخلی و خارجی، معامله نکنند و نترسند؛ کسانی که محافظه‌کار نباشند". آری فقط اینان می‌توانند.

حکومتی که وقتی ابن حرمه ــ ناظر مالی بازار اهواز ــ دزدی کرد، رشوه گرفت و اختلاس کرد، حضرت امیر‌علیه‌السلام او را به زندان انداخت و دستور داد او را به انفرادی بردند (یعنی ملاقات ممنوع شد) و فرمود او را در نماز جمعه و جلوی چشم مردم، شلاق بزنید نه اینکه مجازات مخفی کنید؛ بلکه آبرویش را بریزید.

حکومتی که امام حسین‌علیه‌السلام می‌خواست احیاء کند، حکومتی که خودش و مردم قبلاً تجربه کرده بودند و در عاشورا به خاطر همان اصول کشته شد.

آری، حکومتی که وقتی شخص اول آن در کوفه، روز عید قربان، دخترش ام‌کلثوم را دید که گردن‌بند مروارید بسته، با نگاه خود به او اعتراض کرد که این چیست که بسته‌ای؟

ام‌کلثوم گفت: این را برای سه روز از بیت المال عاریه و امانت گرفته‌ام و با اجازه‌ی مسئول بیت المال، بوده و ضمان مالی‌اش هم بر عهده‌ی من است. یعنی کار قانونی کرده‌ام و عاریه است. ابن رافع، مسئول بیت المال هم آمد و از ام‌کلثوم، دفاع و او را تایید کرد و به حضرت گفت: "دخترت خلاف نکرده و من در جریان هستم و کار او قانونی بوده‌است." حضرت رو کرد به دخترش ام‌کلثوم و گفت: "یا بنت علی ابی طالب، لا تذهبن بنفسک عن الحق."؛ ای دختر علی، بحث نکن و بهانه نتراش تا حق را زیر پا بگذاری.

خواهش می کنم به دقت توجه کنید که خیلی جمله عجیبی است. حضرت امیر از دخترش می‌پرسد: "اکل نساء المهاجرین تتزین بمثل هذا العید؟"؛ آیا همه‌ی دختران و زنان شهر در روز عید قربان می‌توانند چنین گردن‌بندی را که تو بسته‌ای، ببندند؟" حتی اگر تو از راه قانونی خارج نشده باشی، آیا همه‌ی دختران این جامعه می‌توانند چنین گردن‌بندی ببندند؟ گفت: «نه.» فرمود: "تو دختر خلیفه‌ای. پس تو هم حق نداری این گردن‌بند را ببندی. شما وقتی حق داری چنین گردن بندی که همه‌ی دختران و زنان این شهر چنین امکاناتی داشته‌باشند؛ چون فرزند مسئولین حکومت اسلامی هستید." حکومت دینی که حسین علیه‌السلام می گوید، غیر از حکومت دینی‌ای است که من و تو درباره آن حرف می‌زنیم که در آن، همه کار می‌شود کرد و اسمش را فقط اسم دینی می‌گذاریم و یک عنوان مذهبی روی هر چیزی می‌توان گذاشت.

حکومتی که امام حسین علیه‌السلام به دنبال آن بود، حکومتی بود که در آن بشود حاکمان را نهی از منکر کرد. "اقولهم بمرالحق" یعنی تندترین منتقدان دلسوز، نزدیکترین رده به مسئولان باشند و کسانی که بتوانند بدون سازشکاری و محافظه‌کاری علیه فسادها انتقاد صادق و صریح بکنند. حکومتی که در آن، افرادی که کار بلد نیستند، شرعاً حرام و ممنوع باشد که قبول مسئولیت بکنند.

حضرت امیر‌علیه‌السلام فرمود: "فهو خائن"؛ یعنی کسانی که کار را نمی‌شناسند ولی مسئولیت قبول می‌کنند، خائن هستند. حکومتی که قوم‌وخویش‌بازی و پارتی‌بازی و آقازاده‌بازی و این حرف‌ها در آن نیست. حکومتی که فرمود: "انما الوالی بشر" حاکمان، بشرند و مثل همه‌ی بشرها در معرض خطرند و باید مراقب خودشان باشند.

حکومتی که حسین‌علیه‌السلام به دنبال ساختن آن بود و شهید شد، حکومتی بود که سطح زندگی مسئولین درجه یک و دوی آن، وزیرش، وکیلش، رئیس جمهورش، رئیس قوه‌ی قضاییه، رئیس دادگستری، رئیس مجلس و نماینده‌ی مجلس آن در حد متوسط مردم به پایین باشد. نباید خانه‌های آنها در منطقه‌ی بالای شهر باشد و در کنار اشراف زندگی بکنند. این است حکومتی که حسین بن علی‌علیه‌السلام برای تشکیل آن شهید شد.

حکومتی که فرمود حاکمان آن نباید اهل مسامحه و سازشکاری و ریاکاری باشند. اگر کسانی در حکومت اسلامی، باندبازی و حزب بازی و قوم‌وخویش‌بازی بکنند، حضرت امیر علیه‌السلام فرمود: "اینها محاربند و اعلام جنگ با خدا و رسولش داده اند."

حکومتی که فرمود: "من عدل فی سلطانه استغنی عن اعوائه"؛ یعنی "اگر عدالت را اجرا بکنید، دیگر احتیاجی به تبلیغات و مهندسی مصنوعی افکار عمومی و جلب توجه مردم ندارید؛ بلکه خود عدالت، با صدای بلند حرف می‌زند. اجرای عدالت، خودش حرف می‌زند. با عملتان حرف بزنید". فرمود: "عدالت را اجرا کن" "و احذر الحیف"؛ "از ستم بپرهیز"؛ "الحیف یدعوا الی السیف"؛ "ستم و بی عدالتی، زمینه شورش و درگیری و خشونت‌های اجتماعی را ایجاد می‌کند." در برابر این ایده، اموی‌ها، عباسی‌ها دنبال حکومتی به ظاهر دینی بودند که کسب و حفظ قدرت به هر قیمت را تعقیب می‌کرد و نزد آنان، نگاه غیر ارزشی و غیر ایدئولوژیک به حکومت و سیاست، اصالت داشت و صرفاً دنبال مسابقه قدرت و دنیاپرستی بودند.

امام حسین‌علیه‌السلام در قیام عاشورا، به همه این ریزه‌کاری‌ها توجه داشتند و جنبش کربلا، یک عملیات استشهادی و عاشقانه بود اما صرفاً محدود در عشق نبود. باطناً یک سلوک عارفانه الی الله بود. اما امام علیه‌السلام به همه‌ی آثار اجتماعی و تاریخی آن، همه آثار تربیتی، سیاسی و فرهنگی آن کاملاً توجه داشتند و این سلوک عاشقانه، در عین حال، یک رفتار عاقلانه بود و اصولاً عشق و عقل در منطق عاشورا هووی یکدیگر و پشت به یکدیگر نیستند. عشق عاشورایی، عاقلانه است و عقل عاشورایی، عارفانه است. یک پدیده است با دو بعد، یکی بعد سلوکی و رو به خدایی و دیگری، بعد اجتماعی و رو به حلقی، و هر دو مهم و هر دو، به یکدیگر مربوطند.

بزرگ فلسفه شاه دین این است/که مرگ سرخ به اززندگی ننگین است
حسین مظهرآزادگی وآزادی است/خوشاکسی که چنینش مرام وآیین است
نه ظلم کن به کسی نی به زیرظلم برو/که این مرام حسین است ومنطق دین است
ببین که مقصدعالی وی چه بودای دوست/که درک آن سبب فروجاه وتمکین است
ز خاکِ مردمِ آزاده بوی خون آید/نشان شیعه و آثار پیروی این است
ز خون سرخ شهیدان کربلا خوشدل/دهانِ غنچه و دامان لاله رنگین است



کلمات کلیدی :

پاسخ شبهه ای درباره دیه زن

در یادداشتی که در باره قصاص گذاشته شده بود یکی از بازدیدکنندگان شبهه ای رامطرح کرده بود تحت این عنوان که قرآن نیازی به تفسیر ندارد وشیعه در این مورد به روایات رجوع کرده وبه قرآن بی اعتنایی نموده اکنون پاسخ این اشکال:

آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد ؟

پیامبر اکرم نسبت به قرآن 4 وظیفه مهم به عهده دارد :

1 - دریافت وحی « وانک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم ، نحل/6 »

2- تبلیغ و رساندن پیام «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک.....مائده/67)

3 - تبیین و تفسیر قرآن «و انزلنا الیک الکتاب لتبیّن للناس ما انزل الیهم و لعلهم یتفکرون ، نحل / 44»

4- اجرای احکام «السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما ، ماةده /38

بنابراین آنچه از احکام درقرآن به طور کلی آمده است ، تبیین آن به عهده پیامبر است به طور مثال در قرآن آمده «اقیمواالصلاه» نماز بخوانید اما این که چند رکعت باید خوانده شود در قرآن نیامده ودر این امر باید به پیامبرویا کسانی که متصل به وحی هستند وعلمشان را از پیامبر دریافت کرده اند ،رجوع نمودچون قرآن فرموده « فسألوا اهل الذکر» البته این گروه همان ها هستند که« الراسخون فی العلم» میباشند

در این مسأله هم با مراجعه به سیره پیامبر مشخص می شود که وظیفه مسلمانان چیست: عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ أُتِیَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِرَجُلٍ قَدْ ضَرَبَ امْرَأَةً حَامِلًا بِعَمُودِ الْفُسْطَاطِ فَقَتَلَهَا فَخَیَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوْلِیَاءَهَا أَنْ یَأْخُذُوا الدِّیَةَ خَمْسَةَ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ غُرَّةٌ وَصِیفٌ أَوْ وَصِیفَةٌ لِلَّذِی فِی بَطْنِهَا أَوْ یَدْفَعُوا إِلَى أَوْلِیَاءِ الْقَاتِلِ خَمْسَةَ آلَافِ [دِرْهَمٍ] وَ یَقْتُلُوه

وده ها روایت دیگر که در این باب آمده است.

آیا تمسک به یک آیه به تنهایی جایز است ؟

آیات قرآن بعضی مطلق، بعضی مقید، بعضی ناسخ وبعضی منسوخ، بعضی عام وبعضی خاص هستند لذا برای به دست آوردن حکم شرعی باید اولاًهمه این مواردرا رعایت نمود و ثانیاً نیاز به سیره پیامبر اکرم وامامان معصوم علیهم السلام در آنحکم داریم ،بنابر این بسنده کردن به یک آیه وغفلت از آیات دیگرموجب اشتباه وبرداشت ناقص از قرآن کریم شده وانسان را به انحراف می کشاند. در باره قصاص آیات گوناگونی درقرآن آمده است ، اما بازدید کننده محترم فقط به یک آیه توجه کرده وازسایر آیات غفلت کرده لذا دچار این اشتباه شده است ،

برای روشن شدن مطلب ابتدا آیه 45سوره ماةده را با هم مروری می کنیم :

وَ کَتَبْنا عَلَیْهِمْ فیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون

احکامی در ادیان گذشته بوده که در اسلام با تغییراتی جزو شریعت اسلامی گردیدهمانند قبله که پیامبر بامسلمانان تا مدتها رو به بیت المقدس نماز می گذاشتند همان طور که یهودیان رو به آن نماز می خواندندچنانچه در قرآن آمده است که« واوحینا الی

موسی واخیه ان تبوءا لقومکما بمصر بیوتا واجعلو ابیوتکم قبله ...- یونس/87.»اماپیامبر از سرزنش یهود ناراحت بود تا اینکه دستور آمدکه رو به قبله نماز بگذار«قد نری تقلب وجهک فی السماءفنلولینک قبله ترضاها فول وجهک شطر المسجدالحرام-بقره/144 »واینکه چرا از اول رو به مسجد الحرام واجب نبود به خاطر این بود که پیروان واقعی پیامبر مشخص شوند«و ما جعلنا القبله التی کنت علیها الا لنعلم

من یتبع الرسول ممن ینقلب علی عقبیه .......بقره/143 » همچنین در آیه ، خداوند نماز رو به مسجد الحرام را ایمان نامیده است .

از موارد دیگر که جزو احکام تورات بوده ، مسأله روزه است که نکاح در آن به صورت شبانه روزی حرام بوده است ، اما در شریعت اسلامی این حکم نسخ شده است«احل لکم لیله الصیام الرفث الی نساءکم......... –بقره/187» در آیه مورد نظرهم که نفس در برابر نفس قرار داده شده این از احکام شریعت موسیبوده است که در شریعت اسلامی به آیه178سوره بقره نسخ شده است

 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخیهِ شَیْء فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِکَ فَلَهُ عَذابٌ أَلیم»

بر طبق این آیه باید بین دو نفس تماثل باشد چرا که فرموده حر را در برابر حر قصاص می کنند و عبد را در برابر عبد ، و زن را در برابر زن قصاص می کنند،لذا به اتفاق همه علماء چه شیعه و چه سنی ؛سید و مولا را در برابر عبد، و مومن را در برابر کافر حربی، و مسلمان

را در برابر کافر ذمی نمی کشند، و به نظر همه انسان ها چه مسلمان وچه غیر مسلمان ،هیچ انسانی را در برابر حیوانی نمی کشند ، هر چند به حیوان هم ،نفس اطلاق می شود .بنابر این عموم آیه النفس به آیه الحر مقید می شود .

با توجه به نکات ذکر شده اگر مردی عمداًزنی را بکشد ، خانواده مقتول حق دارند که قاتل را قصاص کنند ولی نصف یک دیه کامل را به خانواده او بدهند ،و در این حکم به هیچ کسی ظلم نشده است .



کلمات کلیدی :

حجاب

پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام است.بنابراین هیچ مسلمانی نمی تواند در ضرورت حجاب تردید کند؛زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است وهم روایات بسیاری بر وجوب آن گواهی میدهد . به همین علت فقیهان شیعه وسنی به اتفاق به آن فتواداده اند همان گونه که نماز وروزه به دوران خاصی اختصاص ندارد دستور پوشش نیز چنین است .خداوندمتعال در قرآن می فرماید:
 وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُن...                 نور آیه 31   ای پیامبر به زنان مومن بگو:دیدگان خود را فرو خوابانند وعفت  پیشه ساخته ،دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند وزیور خویش را جز برای شوهران ودیگر محارم آشکار نکنند؛مگر آنچه پیداست وروسری های خویش را  به گریبان اندازند تا سر و گردن وسینه وگوش ها پوشیده باشد و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان  می کنند معلوم شود...
 پیش از آن که فلسفه حجاب را بررسی کنیم ،توجه به این نکته اساسی -که در همه احکام الهی جریان دارد- لازم است که خداوند متعال با صدور احکام دینی، در پی تحقق چند هدف مهم در زندگی بشر است که تحلیل چرایی احکام، بدون توجه به این اهداف ناتمام خواهد بود. برخی از این اغراض عبارتند از :حفظ نظام جامعه ،حفظ کیان خانواده ،تلاش برای استیفای حداکثر حقوق افراد ،حرکت در مسیر تکامل معنوی آحاد جامعه، اعم از زن ومرد ،در کنار رشد زندگی دنیوی ایشان ،حفظ آبروی افراد وحفظ جان و اموال مردم.
 در ضمن باید توجه داشته باشیم که رسیدن به این اهداف ،در گرو عمل به احکام الهی است وهیچ کس نمی تواند به این اهداف بی اعتنا باشد ومثلا بگوید : به من  ارتباطی ندارد که رفتارم باعث گناه دیگران می شود ،من کار خود را می کنم ؛زیرا بنا نیست این آرمان ها از طریقی غیرعادی و از راهی به جز احکام دینی به منصه ظهور برسند.لذا گاه ممکن است خداوند برخی حقوق فردی یک نفر را از او بگیرد تا جامعه به مسیر صلاح حرکت کند.
فلسفه حجاب زن:
برای روشن شدن فلسفه حجاب، توجه به مطالب ذیل لازم است:
  *توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینی
براساس فرهنگ اسلامی ،انسان موجودی است که برای رسیدن به کمال ومعنویت خلق شده است .اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز ؛به ویژه غریزه جنسی وتوجه به هر یک از آنها در حد نیاز طبیعی ،سبب شکوفایی همه استعداد های انسان شده ،اورا به سوی کمال سوق داده است .پوشش مناسب برای زن ومرد ،عامل مهمی در تعدیل وتنظیم این غریزه است.
   *توجه به ساختار فیزیولوژی انسان
نوع پوشش زن و تفاوت آن با مرد ،رابطه ای مستقیم با تفاوت های جسمی و روحی زن و مرد دارد .در تحقیقات علمی در باره ی فیزیو لوژی و نیز روانشناسی زن ومرد ثابت شده است که مردان به محرک های  چشمی شهوت انگیز حساس ترند وچون تاثیر حس بینایی زیاد تر است وچشم از فاصله دور و در میدان وسیعی قادر به دیدن است از سوی دیگر ترشح هورمون ها در مرد صورتی یکنواخت وبدون انقطاع دارد مرد به صورتی گسترده تحت تاثیر محرکات شهوانی قرار می گیرد اما زنان به حس لمس ودرد حساس ترند وبه محرک های حسی پاسخ می دهند .حس لامسه بروز زیادی ندارد وفعالیتش محدود به تماس نزدیک است از این گذشته چون هورمون های جنسی زن به صورت دوره ای ترشح می شوند وبه طور متفاوت عمل می کنند تاثیر محرک های شهوانی بر زن صورتی بسیارمحدود دارد ونسبت به مردان بسیار کمتراست. اسلام می خواهد انواع التذاذ ها ی جنسی (چه بصری ،لمسی و چه نوع دیگر )به محیط خانواده ودر چهار چوب شرع وقانون اختصاص یابد واجتماع تنها برای کار و فعالیت باشد روشن است که بی بند وباری در پوشش ،در محل کار وجامعه ،به معنای عدم ضابطه در تحریک غریزه وعدم محدودیت در رابطه جنسی است که آثار شوم آن برکسی پوشیده نیست.

آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش
1-بهداشت روانی اجتماع وکاهش هیجان ها والتهاب های جنسی که سبب کاهش عطش سیری ناپذیر شهوت است. 2-تحکیم روابط خانوادگی وبرقراری صمیمیت کامل زوجین
 بارواج بی حجابی وجلوه گری زن افراد متاهل هر روز در معرض مقایسه ای خطرناک میان آن چه دارند و ندارند قرار می گیرند. این مقایسه ها،هوس رادامن زده ،ریشه زندگی رامی سوزاند.زیرا این افراد زنانی بهتر وزیباتراز زنان خود رامشاهده کرده،درباره همسر خود بی انگیزه می شوند
3- استواری اجتماعی واستیفای نیروی کاروفعالیت  
دختروپسری که درمحیط کارودانشگاه ،تحریک شهوانی شوند از تمرکز وکار آیی آنان کاسته می شود وحکومت شهوت بر اجتماع سبب از بین رفتن نیروی فکری وکاری است.
4-بالارفتن ارزش واقعیت زن وجبران ضعف جسمانی او
حیا،عفاف وحجاب زن می تواند درنقش عاطفی او وتاثیرگذاری برمرد موثر باشد لباس زن سبب تقویت تخیل وعشق درمرد است. وحریم نگه داشتن یکی از وسایل مرموز برای حفظ مقام وموقعیت زن در برابر مرد است اسلام با رعایت عفاف وحفظ حریم ،اجازه حضور زن در اجتماع را داده است ؛اما از سوءاستفاده  شهوانی وتجاری منع کرده است .در واقع ،اسلام می خواهد زن به عنوان یک  انسان وارد اجتماع شود، نه به عنوان یک زن، که دارای زنانگی وزیبایی است بنابراین حجاب موجب محدودیت مردان هرزه است که در صدد کامجویی های آزاد وبی حد و حصر هستند .از همین جا می توانیم به عمق مفهومی که آیه شریفه بدان اشاره دارد ،پی ببریم .خداوند می فرماید :{ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین} به این وسیله ،زنان به پاکدامنی شناخته شده ،مورد آزارقرارنمی گیرند.
افزون بر مطالب فوق ،استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته است می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش ،اختصاص به زنان یافته ،این است که میل به خود نمایی وخود آرایی مخصوص زنان است از نظر تصاحب قلب ها ودل ها مرد شکار است و زن شکارچی ؛هم چنان که از نظر تصاحب جسم وتن ،زن شکار است ومرد شکارچی .میل زن به خود آرایی از حس شکارچی گری او ناشی می شود.این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می خواهد دلبری کند ومرد دل باخته ودر دام علاقه ی خود اسیر سازد .بنابراین ،انحراف تبرج وبرهنگی ،از انحراف های مخصوص زنان است ودستور پوشش هم برای آنان مقررگردیده است

 

 



کلمات کلیدی :

عرصه هاى تقابل با دشمن


عرصه هاى تقابل با دشمن
مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) می فرمایند:
انقلاب اسلامى فقط این نبود که دگرگونى هایى در داخل کشور ایجاد کند، یک فرهنگ خلق کرد؛ فرهنگى که در کشورهای اسلامى به طور متفاوت در بعضى کشورها خیلى شدید، در بعضى کشورها با شدت کمتر- اثر خودش را در ذهن ها؛ به خصوص ذهن جوانها، روشنفکرها و دانشگاهى ها باقى گذاشت. بلاشک شما از گرایشهای قشر جوان در
کشورهای اسلامى نسبت به انقلاب نسبت به امام (ره) و نسبت به ارزشهای ملت ایران و ایستادگى اش مطالبى شنیده اید، اما یقینا آنچه شنیده اید به مراتب کمتر از آن چیزی است که در واقع وجود دارد.
... تفکر بیداری اسلام و تفکر بازگشت به اسلام که کانون آن هم درجمهوری اسلامى و میان شما مردم بود، منتشر شده و به همه ی دنیا رسیده است. این ارتباط و ارزش کمى نیست. خوب، این بذر اکنون پاشیده شده است. اگر مراکز قدرت جهانى و کانون استکبار جهانى بخواهند این بذر نروید، راهش چیست؟ طبیعى ترین راهش این است که با سرچشمه های جوشان آبیاری کننده ی این بذر مقابله کنند. این هم یکى از علل دشمنى استکبار با جمهوری اسلامى و کشور ماست...... این تقابل از اول انقلاب هم بوده است. کسى گمان نکند که تقابل آمریکا با ایران امر جدید و تازه ای است؛ نه، از شروع انقلاب، این تقابل شروع شد. چند ماه شاید - سه یا چهار ماه - از پیروزی انقلاب نگذشته بود که مجلس سنای آمریکا یک قطعنامه شدیدالحنى علیه انقلاب صادر کرد. البته اینجا مردم اجتماع کردند، تظاهرات کردند و گفتند چرا دخالت می کنید؟ غرض؛ از اول شروع کردند. تنها در یک دوره ی نسبتا طولانى، تقابل- آمریکا با جمهوری اسلامى، بیشتر تقابل عملى بود. تقابل عملى در مقابل تقابل نظری است که بعد توضیح خواهیم داد.
تقابل عملى یعنى اقدام برای ضربه زدن به جمهوری اسلامى از انواع مختلف، تقابل از همین قطعنامه ی سنای آمریکا شروع شد. در اینجا کودتای نظامى راه انداختند، کودتای پایگاه شهید نوژه معروف است که حتما شنیده اید و شاید اطلاعاتى هم داشته باشید. البته، ما در جریان ریز قضایا بودیم. کودتای نظامى بسیار خطرناکى بود که مقدماتش را هم
چیده بودند. اما نتوانستند آن را به جایى برسانند. مسدود کردن حساب های بانکى کشورمان در هر جایى که اینها مى توانستند دخالت کنند، تقابل عملى دیگری بود. در بانکهای آمریکا پولهای زیادی متعلق به ملت ایران وجود داشت؛ از جمله پولهای دولت در معاملاتى که داشتند.
اینها همه ی حسابها را مسدود کردند. ضد انقلاب را به انواع مختلف تحریک کردند، نه فقط ضد انقلاب راست - یعنى سلطنت طلب ها - بلکه غیر مستقیم، ضد انقلاب ها و گروه هایى را که هم وابسته به جریان چپ آن روز بودند تحریک می کردند. که مدارک و نشانه هایى در دست است. حمله ى نظامى به طبس، تحریک اقتصادی، قطع رابطه، قطع خرید

نفت و تشویق عراق به جنگ.

... تحریک عراق به جنگ، کمکهای پر بهایی که به عراق کردند و بعد سرنگونى هواپیما که نزدیک به سیصد نفر کشته شدند؛ هواپیمای ما را در خلیج فارس سرنگون کردند. کشتى ما - کشتى ایران اجر را قلدرانه در دریا توقیف کردند. اینها برخوردهای عملى، آن هم در آن موقعیت حساس است. زمان ریاست جمهوری، بنده به سازمان ملل رفتم و در مجمع عمومى سازمان ملل سخنرانى بسیار پرشوری کردم. چند کانال تلویزیونى اروپایى هم مستقیم سخنرانى را پخش کردند. خوب؛ ممکن بود تأثیرات زیادی بگذارد. در همان روز یا فردای روز سخنرانى، کشتى ایران اجر را در خلیج فارس توقیف کردند! در نیویورک بودیم و هر کانال تلویزیونى ای را که باز می کردیم، ماجرای کشتى ایران اجر و اقدام به مین گذاریش در خلیج فارس، تمام فضای تبلیغاتى امریکا و بلکه دنیا را پر می کرد. این کار برای آن بود که آن سخنرانى را تحت الشعاع قرار دهند.
حمله به سکوهای نفتى و امثال این اقدامات، نوع دیگر تقابل عملى بود؛عملى یا سیاسى یا اقتصادی یا نیمه نظامى و حتى نظامى. آمریکا بعد از این که سالهایى را در مقابل جمهوری اسلامى و ملت ایران، با این روش عمل کرد، به این نتیجه رسید که تقابل عملى کافى نیست و باید در کنار آن، تقابل و تخاصم و مبارزه ی نظری را هم شروع کنند. معنای تقابل نظری چیست؟ یعنى مبارزه با جمهوری اسلامى در صحنه ی اعتقاد، در زمینه فرهنگ و در زمینه مسایل اخلاقى. البته قبلا هم یک مبارزه جدی بود، منتها احساس کردند باید نقطه ثقل این باشد. فکر کردند با مبارزه اعتقادی مى توانند بخش عظیمى را فلج کنند و یک مانع را بردارند. فکر کردند با مبارزه در زمینه های اخلاقى، یک بخش دیگر از
امکان و سلاحى را که در اختیار جمهوری اسلامى است، بگیرند؛ یعنى این سیاست آمریکا شد.
این که ما بتوانیم طرح کلى دشمن را در مورد خودمان بدانیم، بخشى از توان دفاعى ماست. به این مسأله توجه داشته باشید. ندانستن این که دشمن چه در سر دارد و چه مى خواهد بکند، غفلتى است که ممکن است ما را از امکان برخورد و امکان دفاع محروم کند؛ ما باید این را کاملا بدانیم. از سالهای هفتاد و چهار - یعنى از حدود هشت، نه سال پیش -
بتدریج و به صورت روزافزون، این مبارزه ی اعتقادى - اخلاقى شروع شد. بنده همان وقتها شروع این مبارزه را احساس کردم. بحث تهاجم فرهنگى یى که مطرح کردیم، ناشى از این بخش قضیه بود. یعنى در کنار آن حرکات عملی سیاسى و اقتصادی و غیره، حقیقتا یک تهاجم در زمینه ی مسایل فرهنگى و با ابزارهای فرهنگى آغاز شد. هدف از این تقابل نظری
و حمله ی اعتقادی، امری معلوم و روشن است. چون نظام جمهوری اسلامى، نظامى متکى به مردم است و مردم هم با ایمان و روحیه و اعتقاد خودشان به این نظام علاقه مند و دلبسته اند و از آن دفاع می کنند – این حقیقت در طول این سالها فهمیده شد، که اگر این ابزار از دست نظام اسلامى گرفته شود، بدیهى است برای کسى که فکری برای این کشور و
این نظام در سر دارد، چقدر حائز اهمیت است. لذا دیدیم از همان سالهای هفتاد و سه، هفتاد و چهار، هفتاد و پنج و هفتاد و شش روز به روز این تقابل شدیدتر شد. رخنه افکنى در مبانى اعتقادى و ارزشى نظام در سطوح مختلف شروع شد. حتى در خود انقلاب و حتى در ریشه های عمیق تر انقلاب مانند اسلام، عاشورا، تشیع و جدا نمودن دین از سیاست
که جزو مبانى مسیم فکری در نظر متصدیان انقلاب و روشنفکران کشور و پیشروان این حرکت عظیم بود، شبهه افکنى و تردیدافکنى به شکل همه جانبه و عمیق شروع شد. سمینارها تشکیل دادند، کنگره ها تشکیل دادند، نشریات تخصصى در این زمینه در خارج از کشور به وجود آوردند و هر چه هم توانستند در داخل کشور از پایگاههایى که ممکن بود در اختیار آنها باشد و در اختیارشان بود، استفاده کردند.... در همه ی مسایل؛ چه مسایل سیاسى، چه مسایل اقتصادی، چه
مسئله فلسطین، چه مسئله حزب ا...، چه مسئله علمى، دشمن شبهه افکنى می کند. خوب؛ نقشه ی اساسى دشمن چیست؟ مقابله با جمهوری اسلامى، برای دستیابى و سلطه بر ایران با همان خصوصیاتى که مى دانیم...
... از طرفى، در داخل، به وسیله ی گسست پیوند نظام با مردم، زمینه سازی می کنند اساس سیاست آنها این است که بتوانند بین نظام جمهوری اسلامى و مردم، گسیختگى به وجود بیاورند. بعد هم آماده سازی افکار عمومى در سطح عالم و در سطح بین المللى، حال چرا احتیاج به این زمینه سازی دارند؟ برای اینکه بدون این زمینه سازی، آمریکا مى داند که پیروزیش بر جمهوری اسلامى- با وجود برتریهای نظامى- ممکن نیست؛ این یک واقعیت است. برتری نظامى همه جا تعیین کننده نیست... آمریکا احتیاج به این زمینه سازی داخلى دارد تا بتواند برتری نظامى و سلطه ی نظامى را به دست آورد و از سلطه ی نظامى استفاده کند.
... این رویکردی که عرض کردیم آمریکا مى خواهد ابرقدرتى خود را تثبیت کند و امتیاز ابرقدرتی را برای خودش به دست بیاورد - بهره برداری از امتیاز ابرقدرت منحصر بودن در دنیا - یک راهبرد و یک استراتژی است. بلاشک این راهبرد اقتضا مى کند که ماجراجویى هم بکند. کما اینکه مى بینید در دنیا ماجراجویی هم مى کنند، منتها ماجراجویى و بحران آفرینى از نظر خود این ماجراجویان و بحران آفرینان، یک شرط اساسى دارد که اگر آن شرط حاصل نشود دست
به بحران آفرینى نمى زنند. آن شرط این است که بتوانند از بحران، موفق بیرون بیایند. آنجایى که مطمئن نباشند مى توانند از ماجراجویى با توفیق بیرون بیایند، اقدام نمى کنند؛ چون به ضرر خودشان تمام خواهد شد...
... هر جای دیگری هم آمریکایى ها بخواهند ماجراجویى کنند به همین عناصر احتیاج دارند یا باید مردم، دشمن آن نظام باشند یا باید در داخل آن نظام و کشور، مجموعه منسجمى در اختیار داشته باشند که بتوانند به آن تکیه کنند. شاید هم هر دو را لازم داشته باشند. اگر چنین شود، آن وقت بحران برایشان صرفه دارد و مقرون به صرفه خواهد بود. که وارد آن بحران شوند؛ و الا پیروزی برایشان نامحتمل است.....پس شرط موفقیت دشمن در چالشی که با ملت ایران دارد، این است که اولا احتیاج شدید دارد به این که با وسایل تبلیغاتی گوناگون ، تصویر نادرستی از نظام جمهوری اسلامی به وجود بیاورد. اینجا نقش تبلیغات معلوم مى شود؛ نقش روزنامه، نقش کتاب، نقش تبلیغات امواج رادیویى و تلویزیونى که در دنیا این طور متوجه به ایران است و با زبان فارسى برنامه پخش می کنند. معلوم مى شود که نقش تبلیغات چقدر برای اینها اهمیت دارد.
... یکى از مسایلى که اینها به شدت به دنبالش هستند، سلب اعتماد مردم از کارآیى نظام است. بعضى از حرفهایى که مى شنوید تصادفى نیست که بعضى کسان بیایند درباره نظام اسلامى بحث کنند و بحران مشروعیت نظام را مطرح سازند...
... بعضى از حرفهایى که مى بینید در بعضى از تریبون ها پخش مى شود، همه در جهت تصویرسازی منفى از نظام اسلامى در ذهن مردم و برای سلب اعتماد مردم است که آن مقصود حاصل شود؛ یعنى گسستگى پیوند میان مردم و نظام تا خیال دشمن آسوده شود.1

پی نوشت ها:

1. بیانات مقام معظم رهبری در سفر به استان اصفهان، سال 1382

منبع:
www.khamenei.ir


کلمات کلیدی :

انتظار فرج از منظر امام راحل


انتظار فرج از منظر امام راحل


ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور إن شاءالله تهیه بشود.
صحیفه امام؛ ج 8، ص 374
*******
إن شاءالله اسلام را به آنطور که هست در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کنند و در دنیا، دنیای اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف بشود، و مقدمه باشد برای ظهور ولی عصرـ ارواحنا له الفداء.
صحیفه امام؛ ج 15، ص 262
*******
دست عنایت خدای تبارک و تعالی به سر این ملت کشیده شده است و ایمان آنها را تقویت فرموده است که یکی از علائم ظهور بقیه الله ـ ارواحنا فداه ـ است.
صحیفه امام؛ ج 16، ص 130
*******
انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است که خداوند بر همه ی مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.
صحیفه امام؛ ج 21، ص 327
*******
امید است که این انقلاب، جرقه و بارقه ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیه الله ـ ارواحنا لمقدمه الفدا ـ منتهی شود.
صحیفه امام؛ ج 15، ص 62
*******
ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم و با صدور انقلابمان، که در حقیقت صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل، و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار می کنیم.
صحیفه امام؛ ج 20، ص 345
*******
امید آن است که مسلمانان و مستضعفان جهان به پاخیزند و داد خود را از مستکبران بگیرند و مقدمات فرج آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را فراهم نمایند.
صحیفه امام؛ ج 18، ص 462
*******
ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد، در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که اینقدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد، ما تکلیف داریم آقا! اینطور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان ـ سلام الله علیه ـ هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه هایمان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم:عجّل علی فرجه» عجّل با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او؛ و فراهم کردن اینکه مسلمین را با هم مجتمع کنید، همه با هم بشوید، إن شاءالله ظهور می کند ایشان.
صحیفه امام؛ ج 18، ص 269
*******
همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همه مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند.به امید آن روز که خداوند تعالی وعده فرموده است.
صحیفه امام؛ ج 21، ص 448
*******
امیدواریم که جوانان ما...برسند به جایی که حکومت اسلامی توسعه پیدا کند در همه جا و عدل اسلامی در همه جا توسعه پیدا بکند؛ و عدل اسلامی این است که همه حکومتهایی که در دنیا هستند، روی موازین اسلامی حکومت بکنند؛ و ما امیدواریم که این امر بتدریج مهیا بشود برای آن وقتی که آن عدل بزرگ اسلامی در روی زمین توسعه پیدا می کند و حکومتها، حکومت عدل می شوند.
صحیفه امام؛ ج20، ص 206
*******
امیدورام که ما همه جزء هیأت قائمیه باشیم و همه به آن وظایفی که اسلام، قرآن تحت لوای حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ برای ما تعیین فرموده اند، عمل کنیم و صورتها را محتوای واقعی به آن بدهیم و الفاظ را معانی حقیقی.
شاید این وصفی که برای حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ ذکر شده است، دنبال همین آیه شریفه که می فرماید: قُل إنّما أعظُکُم بواحدهٍ أن
تقوموا للِه مثنی و فُرادی. (1) دنبال همین معنا باشد که همه باید قیام بکنیم، قیام واحد که بالاترین قیام، همان قیام آن شخص واحد است و همه ی قیامها باید دنبال آن قیام باشد و «قیام الله» باشد.
خدای تبارک و تعالی می فرماید که:«من فقط یک موعظه دارم به شما قل أنّما اعظکم بواحده به امت بگو که فقط من یک موعظه دارم به شما و آن موعظه این است که قیام کنید و قیام لله باشد، قیام لله کنید، البته آن حضرت قیام لله می فرمایند و آن لِلّهی که و آن خلوصی که برای ایشان هست برای دیگران نیست؛ لکن شیعه های بزرگوار آن حضرت هم باید پیروی از او بکنند در اینکه قیام کنند لله، برای خدا.
صحیفه امام؛ ج 8، ص 8
*******
من امیدوارم که إن شاءالله برسد روزی که آن وعده مسلّم خدا تحقق پیدا کند و مستضعفان مالک ارض بشوند. (2) این مطلب وعده ی خداست و تخلف ندارد، منتها آیا ما درک کنیم یا نکنیم، آن به دست خداست. ممکن است در یک برهه ی کمی وسایل فراهم بشود و چشم ما روشن بشود به جمال ایشان. این چیزی که ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است. همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را؛ لکن با انتظار تنها نمی شود؛ بلکه با وضعی که بسیاری دارند، انتظار نیست. ما باید ملاحظه ی وظیفه ی فعلی شرعی ـ الهی خودمان را بکنیم و باکی از هیچ امری از امور نداشته باشیم.کسی که برای رضای خدا إن شاءالله مشغول انجام وظیفه است، توقع این را نداشته باشد که مورد قبول همه است، هیچ امری مورد قبول همه نیست.
صحیفه امام؛ ج19، ص 246
*******
تمام سپاه پاسداران و تمام دادگاهها و تمام کمیته ها و تمام قشرهایی که می خواهند خدمت کنند به این کشور، توجه داشته باشند که همه ی اینها خدمتگزار اسلامند. الآن جمهوری اسلامی است. و شماها از جنود اسلامی هستید. لشکر اسلام هستید. شما کارمند اسلام و کارمند امام زمان هستید. توجه کنید که نبادا یک وقتی یک خطایی بکنید برخلاف مسیر اسلام. برخلاف مسیر جمهوری اسلامی قدمی بردارید. این یک وظیفه ی خطیری است برای همه. برای ما و برای شما.
صحیفه امام؛ ج 11، ص 249
*******
شما جنود خدا هستید و پیروزید. آنهایی که در ابتدا، حرکت خودشان را شروع کردند، با طمأنینه ی قلبی شروع کردند و از هیچ نترسیدند. ...شما ایمان دارید، قلبهایتان با مبدأ نور و قدرت پیوند خورده است، پیوندی ناگسستنی، ...شما مورد نظر امام زمان هستید، و از آنجا که ایمان و قدرت و امام زمان را دارید، همه چیز دارید.پشتوانه ی شما الهی است، باید این پشتوانه را حفظ کنید، و وقتی ما چنین تکیه گاهی داریم، از هیچ چیز نمی ترسیم.
صحیفه امام؛ ج 19، ص 172
*******
آن کاری که لشکر امام زمان باید بکند، با آن کاری که لشکر طاغوت می کرد فرق دارد، همان طوری که خود امام زمان با طاغوت فرق داشت. آن حکومت جور بود و این حکومت عدل، آن حکومت طاغوت بود و این حکومت خدا.
صحیفه امام؛ ج 11، ص 467
*******
عنایت شما فرماندارها یا خدمتگزاران به خلق، به این طبقه ی ضعیف بیشتر باشد تا آن طبقه ی بالا.مبادا یکوقتی یک نفر آدمی که مثلاً متمکن است و چیزدار است با یک نفر آدم ضعیف، او را با آنکه آن یکی باید جلو باشد او را جلو بیندازید.من نمی گویم آن یکی را جلو بیندازید؛ می گویم عدالت باید باشد.البته در یک فرمانداری که به آن احتیاج دارند نمی تواند همه را یکدفعه بپذیرد؛ لکن روی عدالت باشد که آن آدمی که ضعیف است هم بپذیرید؛ آن یکی هم که غیر ضعیف است او را هم بپذیرید. ...وقتی نامه های ما را بردند پیش امام زمان ـ سلام الله علیه ـ که در روایات (3) است که هر هفته می برند، هفته ای دو دفعه. وقتی بردند، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم؛ اما آنطور نیست که خودسربخواهیم یک کاری را انجام بدهیم.
صحیفه امام؛ ج 9، ص 123
*******
ابداً گروه گرایی نکنید. شما همه لشکر امام زمان هستید و همه گروه واحد، و این گروه جُند خدا [است و]لشکر امام زمان.
صحیفه امام؛ ج 14، ص 144
*******
روحانیون که نماینده ی رسول خدا هستند در بین مردم، اگر خدای نخواسته روحانیونی که مدعی این هستند که نماینده ی امام زمان الآن هستند در بین مردم، اگر خدای نخواسته، از یکیشان یک چیزی صادر بشود که برخلاف اسلام باشد، اینطور نیست که فقط خودش را از بین برده، این حیثیت روحانیت را لکه دار کرده.این یک وظیفه ی بزرگی به عهده اش هست. روحانی همچو نیست که اگر یک خلافی بکند، بگویند که زید این خلاف را کرده. خلاف روحانی، به اندازه ای که سعه ی شعاع نفوذش هست، خطایش خطای بزرگ هست. خطایی است که عفوش در درگاه خدا بسیار مشکل است. برای انیکه این نماینده، یعنی مدعی نمایندگی از طرف امام زمان ـ سلام الله علیه ـ و اسلام دارد. نماینده ی امام زمان اگر خدای نخواسته یک قدمی کج بگذارد این اسباب این می شود که مردم به روحانیت بدبین بشوند. بدبین شدن به روحانیت و شکست روحانیت، شکست اسلام است. آن که حفظ کرده است تا حالا اسلام را، این طبقه بودند. و اگر در این طبقه شخصی، اشخاصی پیدا بشوند که برخلاف مصالح اسلام خدای نخواسته عمل بکند،
جرمی است که از آدمکشی بدتر است. جرمی است که از همه ی معاصی بدتر.برای اینکه جرم صادر می شود از کسی که آبروی یک روحانیت را از بین می برد. مردم را؛ آنهایی که غافل هستند از اسلام، گاهی وقتها برمی گرداند.اینطور نیست که وارد شده است که ـ چنانچه عالِم فاسد بشود عالَم فاسد می شود. برای اینکه عالِم ـ به حسب ظاهر ـ نماینده ی امام است. و اگر خدای نخواسته یک فسادی در او پیدا بشود، فاسد بشود، قشرهای ملت را فاسد می کند. گاهی عالَم را فاسد می کند. و از آن طرف اگر صالح باشد، صالح می کند قشرهای ملت را. صالح می کند عالَم را.
صحیفه امام؛ ج 11، ص 250
*******
شما نشانه ی خدا هستید؛ نشانه ی اسلام إن شاءالله خواهید بود، و کسی که نشانه ی خدا و نشانه ی اسلام است، باید همه ی حرکاتش، همه ی سکناتش، همه ی اعمالش، همه ی گفتار و کردارش الهی باشد؛ روی موازین الهی باشد. مردم به روحانیون نظر دارند، توجه دارند، توجه به پیغمبر اکرم، که اینها نمایندگان پیغمبر اکرم و امام زمان ـ سلام الله علیه ـ هستند.اگر خدای نخواسته از اینهایی که نماینده هستند از طرف اولیای خدا، از طرف رسول خدا، اینها اگر یکوقت یک انحرافی از آنها پیدا بشود، شاید اشخاص غرضمند این را به پای اسلام حساب کنند؛ خیال کنند تعلیمات اسلامی اینطور است. و لهذا راه، راه پرخطری است، و راه شریفی. جدیت کنید که از این راه پرخطر خوب عبور کنید، که این صراط است. صراط مستقیم الهی از اینجا شروع می شود.
صحیفه امام؛ج8،ص261

پی نوشت ها :

1- سبأ/46.
2- قصص/5.
3- وسائل الشیعه؛ ج 16، ص 113، «کتاب جهاد»، ح 19؛ جمال الاُسبوع؛ ص 172

منبع: صحیفه امام خمینی (رحمت الله علیه


کلمات کلیدی :
   1   2      >