سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران

نظر آیات عظام و علمای حاضر در مورد مقام معظم رهبری چیست؟

در پاسخ به این پرسش باید عرض کنیم که پیدا کردن نظر علما در مورد معاصران و هم ردیفان خودشان دشوار است. با این وصف ما توانستیم نظر بعضی از علمای طراز اوّل را در مورد رهبر فرزانة انقلاب از جاهای مختلف پیدا کنیم و خوشبختانه در این رابطه با نظرات علمای زیادی برخورد کردیم که برای طولانی نشدن پاسخ شما به چند مورد آن اشاره می‌کنیم. پیش از همه مناسب است به چند نمونه از نظرات حضرت امام در مورد ایشان اشاره‌ای داشته باشیم:
در تاریخ 21/ 10/ 1366، حضرت امام در پاسخ به نامة حضرت آیت الله خامنه‌ای چنین مرقوم داشتند: «این جانب که از سال‌ها قبل از انقلاب با جناب‌عالی ارتباط نزدیک داشته‌ام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تا کنون باقی است، جناب‌عالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می‌دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعّهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانب‌داری می‌کنید، می‌دانم در بین دوستان و متعهّدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افرادی هستید که چون خورشید روشنی می‌دهید.»[1]
نیز در پی ترور نافرجام حضرت آیت الله خامنه‌ای، امام در پیامی به ایشان چنین مرقوم نمودند، «... اکنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما که از سلاله رسول اکرم و خاندان حسین بن علی هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبهة جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنة انقلاب می‌باشید... من به شما خامنه‌ای عزیز، تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملّت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.»[2]
و هم چنین سایر مراجع و فقها در مورد شخصیت حضرت آیه الله خامنه ای رهبر معظم انتقلاب عرائض و بیان داشته اند که برخی از آنها به شرح ذیل می باشد.
1ـ حضرت آیت الله العظمی اراکی (ره): انتخاب شایستة شما برای رهبری نظام موجب اطمینان و امید ملّت ایران شد.[3]
2ـ حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی (ره): تأییدات شما را در امر رهبری نظام جمهوری اسلامی از خدای متعال مسئلت می‌نمایم.[4]
3ـ حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره): این‌جانب رهبری شما برای نظام جمهوری اسلامی را تأیید می‌کنم.[5]
4ـ حضرت آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی (ره) (از مراجع تقلید گذشته): انتخاب شایستة جناب‌عالی از سوی مجلس خبرگان موجب امید و آرامش شد، زیرا شما شخصیّتی متفکّر و اسلام شناس و دارای بینش عمیق هستید.[6]
5ـ حضرت آیت الله العظمی بهاءالدینی (ره) (از علمای بزرگ و اهل مقامات عرفانی و معنوی): «امام بهتر از آقای خامنه‌ای کسی را نداشت و اگر داشت معرفی می‌کرد»، روزی حضرت آیت الله خامنه‌ای (حفظه‌الله) به دیدن آقای بهاءالدینی می‌رود، روز بعد یکی از دوستان ایشان پرسید: دیروز آقا (مقام معظم رهبری) آمده بود این‌جا؟ آقای بهاءالدینی فرمود: «بله. چند دقیقه خورشید تابید این‌جا و رفت. او دارای خیر و برکات است چون خورشید».[7]
6ـ حضرت آیت الله مشکینی: توضیحاً عرض می‌کنم که حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدّظلّه العالی) واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعی که از شرایط رهبری است، می‌باشد؛ همچنان‌ که ایشان سایر شرایط ولایت امّت و رهبری جامعة اسلامی را به بهترین شکل دارا است. به همین جهت واجب است بر همة مسلمانان عالم از شیعه و سنّی.. که ایشان را به‌عنوان ولیّ امر مسلمین بدانند.[8]
7ـ حضرت آیت الله فاضل لنکرانی: در مورد رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای (دامت برکاته)، اعلام می‌کنم که شکّ و تردیدی در مقام والای علمی و اجتهاد و فقاهت ایشان نیست و این جانب با توجّه به شناختی که از ایشان از زمان قدیم دارم و نیز اطّلاعی که از مراتب علمی ایشان دارم اجتهاد مطلق ایشان را تأیید می‌کنم. علاوه بر این‌که امام عظیم الشأن در موارد متعدّدی به صلاحیّت ایشان برای رهبری اشاره و تصریح داشته‌اند و این مهم‌ترین دلیل بر این است که ایشان دارای مقام اجتهاد است.[9]
8ـ حضرت آیت الله جوادی آملی: ما اجتهاد و عدالت حضرت آیت الله خامنه‌ای (دامت برکاته) را تأیید می‌کنیم.[10]
9ـ حضرت آیت الله حسن زادة آملی: زمانی که رهبر فرزانة انقلاب به شهر آمل سفر کردند، حضرت آیت الله حسن زادة آملی کتاب ارزشمند «انسان در عرف عرفان» را که به قلم خود ایشان است به رهبر انقلاب هدیه کردند. ایشان در تقدیم نامة کتاب، مطالب دقیق و قابل توجّهی ذکر کرده‌اند که فرازهایی از آن را در این‌جا می‌آوریم:
«با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادت بی‌پیرایه جاودانه به حضور باهر النور، رهبر عظیم الشأن کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیت الله معظّم، جناب خامنه‌ای کبیر ـ متّع الله المسلمین بطول بقائه الشریف ـ این اثر نمونة دوران را اعنی رسالة انسان در عرف عرفان را ... به پیشگاه مبارک آن ولیّ به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می‌دارم و عزّت و شوکت روز افزون آن قائده اسوة زمان را همواره از حقیقة الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم»[11]
10ـ حضرت آیت الله مؤمن: هنگام نظرخواهی در مجلس خبرگان پیرامون رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای، اجتهاد ایشان به وسیلة بینّة شرعیّه (حجیت نظر فقهای دیگر) برای من ثابت شد، امّا بعدها در جلسات بحث فقهی ایشان که شرکت کردم «هیئت استفتاء» شخصاً به اجتهاد ایشان پی‌بردم و اکنون شهادت می‌دهم که ایشان یک مجتهد عادل و جامع الشرایط است.[12]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . صحیفة امام، ج 21، ص 455.
[2] . همان، ج 14، ص 503.
[3] . جمعی از فضلای حوزة علمیه قم، مرجعیة سماحة آیة الله العظمی السید علی الخامنه‌ای (به زبان عربی)، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1415 هـ.ق.
[4] . همان.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . حیدری کاشانی، حسین، سیری در آفاق، قم، 1378.
[8] . جمعی از فضلای حوزة علمیه قم، پیشین.
[9] . همان.
[10] . همان.
[11] . حسن زادة آملی، حسن، انسان در عرف عرفان، تهران، انتشارات سروش، 1378.
[12] . جمعی از فضلای حوزة علمیه قم، پیشین.


کلمات کلیدی :

مدیریت رهبر انقلاب در مهار فتنه 88




مدیریت رهبر انقلاب در مهار فتنه 88


مقدمه :

انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث بعد
از آن را باید یکی از پیچیده ترین شرایط سه دهه گذشته انقلاب اسلامی دانست
که به واسطه آن خیلی از ظرفیت ها و واقعیت های جمهوری اسلامی محک خورد و
مورد آزمون قرار گرفت.
شاید اولین بار بود که گروهها و جریانات سیاسیٍ،
شخصیت ها شناخته شده کشور، رسانه ها و نهادهای مسئول در این انتخابات،
توانایی و داشته های خود را در فضای واقعی به دور از رانت های مرسوم مانند
جایگاههای حقیقی و حقوقی و سوابق تاریخی و ملاحظات معمول، عرضه و آن چه
داشتند را رو کردند.
درچنین بستری بسیاری از واقعیت های مکتوم آشکار شد،
باورهای زیادی رنگ باخت و باورهای زیادی از نو ساخته شد و در مواردی تحلیل
ها از افراد و گروهها و مجموعه ها،اصلاح و بازسازی و در مواردی تصدیق و
تعمیق شد. دراین بین نوع مواجهه و مدیریت رهبر انقلاب با مسئله انتخابات و
حوادث بعد از آن، بیش از سایر متغیر ها و مولفه ها، ارزش بررسی و واکاوی
دارد. چرا که:
1) انتخابات و حوادث بعد از آن بستر شناخت بی پرده و شفاف
از ویژگی ها و ظرفیت های علمی، راهبردی و مدیریتی ایشان را خصوصا برای نسل
جوان که در اثر کم کاری های علاقه مندان و حجاب های ناگزیر موقعیت رسمی
رهبری، مکتوم مانده بود، آشکار ساخت.
2) ظرفیت، کارآمدی و قدرت روزآمدی
اندیشه ولایت فقیه در مواجهه با چالش های پیچیده و چند وجهی را در یک تجربه
عملی و عینی نشان داد که خود بهترین پاسخ به پرسش ها و چالش های نظری در
این باره محسوب می شود.
3) از رهگذر قرار داشتن رهبر انقلاب در عالی
ترین موقعیت رسمی جمهوری اسلامی، قوت پاسخگویی نظام مردم سالاری دینی به
نیازها و مسایل مبتلا به فهمیده می گردد و واقعیت پدیده مستحکم و ضد ضربه
جمهوری اسلامی پس از سه دهه از ظهور و بروزش درک و تحلیل می گردد.
4) به
دلیل برخی نصاب شکنی ها در انتخابات و پیچیدگی و تازگی داشتن برخی حوادث
بعد از انتخابات و مشابهت های محتوایی بین چالش های پدید آمده در این حوادث
با چالش های آینده(جنگ نرم)، نوع مدیریت رهبری حالت الگو دارد که می تواند
به صورت یک مانیفست مدیریتی سطوح گوناگون نظام را از آن بهره مند کرد.
در
یک نگاه کلان می توان این مدیریت را به دو مقطع تا22 خرداد 88(روز
انتخابات) و از 22 خرداد تا 22 بهمن 88 تقسیم کرد.

الف)
تا 22 خرداد 88

1) گفتمان‏سازی

از ارکان مهم
وظایف و مسئولیت های رهبری، صیانت از جهت گیری های اصولی انقلاب و مراقبت
از تحریف آنها خصوصا تحریف معنوی ارزش های محوری و مبنایی از یک سو و پیش
بردن فضای عمومی کشور در چارچوب نیازها و خواسته های اصلی و واقعی در حرکت
آینده کشور است. خصوصا در دل حوادث و رویدادهایی مانند انتخابات و تغییر
مراکز قدرت کشور در مجلس و دولت و ... که جابجایی ارزش ها و تغییر رویکردها
می تواند رخ دهد که در دوره سازندگی و اصلاحات با شدت و ضعف متفاوت رخ
داد.
عنصر تعیین کننده در حفظ خطوط فکر انقلابی و چارچوب صحیح حرکت
آینده در کشور، منوط به داشتن گفتمان جامع و توانایی مقبول سازی آن در سطح
آحاد مردم است. چرا که این گفتمان است که به خواست ها، نیازها و اولویت ها
شکل می دهد و جهت می بخشد.
شکل‏گیری فضای عدالت خواهانه و ضد فساد پیش
از انتخابات سال 84، محصول گفتمان‏سازی رهبر انقلاب در سال‏های پیش بود.
تاکید ایشان بر مسئله عدالت، طرح مسئله مبارزه با فقر و فساد و تبعیض به
عنوان اصلاحات واقعی و فرمان ایشان به مبارزه قاطع با مفاسد اقتصادی، فضای
گفتمانی را بوجود آورد که عدالت خواهی و ضدیت با فساد را به مطالبات اصلی
مردم در سال 84 تبدیل کرد.
در انتخابات سال 88 نیز مقام معظم رهبری دو
محور گفتمانی را به موازات یکدیگر پیش می برد یکی موضوع سیرت و صورت انقلاب
که بیشتر ناظر به صیانت از اصول و مبنای انقلاب بود و دیگری محور پیشرفت و
عدالت توامان در دهه چهارم به عنوان گفتمان آینده ساز کشور بود. اگرچه
ایشان برای اولین بار مسئله صورت و سیرت انقلاب را در دیدار مجلس خبرگان به
صورت اجمالی بیان کردند اما سخنرانی ایشان در دانشگاه علم و
صنعت(24/9/1387) را باید مبدا چنین گفتمان سازی دانست. در این سخنرانی
ایشان جمهوری اسلامی را به دو بعد ساخت حقیقی و ساخت حقوقی تقسیم کردند و
صیانت از ساخت حقیقی یا سیرت نظام که جهت گیری های اصولی انقلاب را در بر
می گرفت را اساس کار دانستند.
همیشه در دلِ ساخت حقوقی، یک ساخت حقیقی،
یک هویت حقیقی و واقعی وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقی در
حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقی در حکم روح است؛ در حکم معنا و
مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهری و
حقوقی هم باقی بماند، نه فایده‏ای خواهد داشت، نه دوامی خواهد داشت؛ مثل
دندانی که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت
در هم میشکند. آن ساخت حقیقی و واقعی و درونی، مهم است؛ او در حکم روح این
جسم است.
آن ساخت درونی چیست؟ همان آرمانهای جمهوری اسلامی است: عدالت،
کرامت انسان، حفظ ارزشها، سعی برای ایجاد برادری و برابری، اخلاق،
ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن؛ اینها آن اجزاء ساخت حقیقی و باطنی و درونی
نظام جمهوری اسلامی است.
"اگر ما از اخلاق اسلامی دور شدیم، اگر عدالت
را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمی بودنِ
مسئولان کشور را دست‏کم گرفتیم، اگر مسئولین کشور هم مثل خیلی از مسئولین
کشورهای دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه
کنند، اگر مسئله‏ی خدمت و فداکاری برای مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور
حذف شود، اگر مردمی بودن، ساده‏زیستی، خود را در سطح توده‏ی مردم قرار
دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگی در
مقابل تجاوزطلبی‏های دشمن فراموش شود، اگر رودربایستی‏ها، ضعفهای شخصی،
ضعفهای شخصیتی بر روابط سیاسی و بین‏المللی مسئولین کشور حاکم شود، اگر این
مغزهای حقیقی و این بخشهای اصلیِ هویت واقعی جمهوری اسلامی از دست برود و
ضعیف شود، ساخت ظاهریِ جمهوری اسلامی خیلی کمکی نمیکند؛ خیلی اثری نمیبخشد و
پسوند «اسلامی» بعد از مجلس شورا: مجلس شورای اسلامی؛ دولت جمهوری اسلامی،
به تنهائی کاری صورت نمیدهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن
سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به
روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است. "
بعد از این
سخنرانی در اجتماع دانشجویان علم و صنعت (اجتماعات دانشجویی از مهمترین
فضاهایی است که ایشان مهمترین مسایل و راهبردی ترین آنها را طرح می نمایند)
روح تازه ای در فضای عمومی کشور دمیده شد و توانست در سطح جامعه جریان ساز
گردد به طوری که جریانات گوناگون حاضر در انتخابات با جهت گیری های
گوناگون تلاش می کردند بیش از یکدیگر خود را وفادار به انقلاب و امام برای
مردم معرفی نمایند.
انتخاب دهه چهارم به دهه گفتمان پیشرفت و عدالت نیز
محور دیگر این گفتمان سازی بود که مبداء آن سخنرانی اول فروردین 87 در مشهد
بود که جهت گیری نظام در دهه آینده را روشن و مشخص می کرد که در سخنرانی
های دیگر ایشان در سال 87 نیز مورد توجه ایشان قرار گرفت. ایشان در ابتدای
سال 88 نیز به صورت مبسوط تر به این مسئله پرداختند و در دیدار با
دانشجویان دانشگاههای کردستان نیز زوایای دیگری از این گفتمان را طرح کردند
که در جهت دادن به مطالبات و تقاضاهای اجتماعی نقش آفرین و موثر بود.

2) مشارکت 40 میلیونی :

نصاب شکنی حضور 40 میلیونی و
رکورد شکنی مشارکت 85 درصدی در انتخابات دهم ریاست جمهوری که مایه اقتدار
نظام و تثبیت مردم سالاری دینی به عنوان یک الگو موفق و کارآمد به شمار می
آید، مولفه دیگری است که تدبیر رهبر انقلاب در رقم خوردن این حماسه نقش
مهمی داشته است. محورهای اصلی که در شکل گیری مشارکت 40 میلیونی نقش مهمی
ایفا کردند:
تاکید مستمر رهبر انقلاب بر مشارکت گسترده مردم به عنوان
مسئله اول انتخابات(.تقریباً در همه سخنرانی‏ها).
تاکید بر اهمیت اصل
انتخابات در تعیین سرنوشت کشور.
افشای برنامه و خواست دشمن برای کاهش
مشارکت مردم.
ترسیم فضای امید و چشم انداز مثبت و رو به جلو برای کشور.
ابراز
اعتماد به تشخیص و انتخاب مردم.
تقویت فضای رقابتی و آزاد در انتخابات.
میدان
برای همه باز است؛ بیایند در میدان انتخابات خود را بر مردم عرضه کنند.
اختیار با مردم است؛ مردم هر جوری که فهمیدند، تشخیص دادند، هشیاری آنها به
آنها کمک کرد، ان‏شاءاللَّه همان جور عمل خواهند کرد. من به مسئولین
انتخابات هم سفارش و تأکید میکنم؛ به طور حتم بایستی انتخابات را جوری
برگزار کنند که پرشور باشد؛ دست همه‏ی نامزدها باز باشد؛ مردم آزادانه
بتوانند انتخاب کنند و انتخابات، سالم و با امانت کامل کامل ان‏شاءاللَّه
انجام بگیردوانجام خواهدگرفت.
این را هم در باب انتخابات به شما عزیزان و
همه‏ی ملت عزیزمان عرض بکنم؛ درباره‏ی موضع رهبری در مورد انتخابات،
گمانه‏زنی و شایعه و اینها همشیه بوده و خواهد بود. بنده یک رأی دارم، آن
را در صندوق می‏اندازم. به یک نفری رأی خواهم داد، به هیچ کس دیگر هم
نخواهم گفت که به کی رأی بدهید، به کی رأی ندهید؛ این تشخیص خود مردم است.
بنده گاهی از دولت حمایت میکنم، دفاع میکنم؛ بعضی سعی میکنند برای این کار
معنای نادرستی جعل و ابداع کنند. نه، من از دولتها همیشه دفاع میکنم؛ منتها
اگر دولتی بیشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس کردم حملات غیر منصفانه‏ای
میشود، بیشتر دفاع میکنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من میگویم باید منصف
باشیم. رفتارها را نگاه کنیم؛ این ربطی به انتخابات ندارد، بحث انصاف و
بی‏انصافی است. حمایت کردن از خدمتگزاران در کشور، وظیفه‏ای است که هم من
دارم، هم همه دارند؛ این مربوط به اعلام موضع انتخاباتی نیست. بنده از هر
حرکت خوبی، از هر اقدام خوبی، از هر پیشرفتی، از هر خدمتی به مردم، از هر
دلجوئی‏ای از محرومین، از هر ایستادگی‏ای در مقابل ظلم و استکبار استقبال
میکنم و از آن کسی که این کار را کرده است، تشکر و سپاسگزاری میکنم؛ هر
دولتی باشد، هر شخصی باشد؛ این وظیفه‏ی من است.

3) دادن
هشدار وایجاد حساسیت نسبت به تردید افکنی درباره سلامت انتخابات :

رهبر
انقلاب از مدتها قبل از انتخابات به خصوص در سخنرانی اول فروردین در مشهد،
نسبت به زیر سئوال بردن سلامت انتخابات هشدار دادند.
انتخابات به فضل
الهی و به حول و قوه‏ی الهی انتخابات سالمی است. من می‏بینم بعضی‏ها در
انتخاباتی که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کرده‏اند به
خدشه کردن. این چه منطقی است؟ این چه فکری است؟ این چه انصافی است؟ این همه
انتخابات در طول این سی سال انجام گرفته است - در حدود سی انتخابات -
مسئولان وقت در هر دوره‏ای رسماً متعهد شده‏اند و صحت انتخابات را تضمین
کرده‏اند، و انتخابات صحیح بوده است؛ چرا بیخود خدشه میکنند، مردم را
متزلزل میکنند، تردید ایجاد میکنند؟ که البته در ذهن مردم عزیز ما با این
حرفها تردید ایجاد نخواهد شد.
و در دیدار با معلمان، کارگران و پرستاران
در اردیبهشت ماه نیز مجدداً بر این مسئله تاکید کردند و از جریانی که به
این فضاسازی‏هامی پرداخت، گله کردند و زیر سئوال بردن انتخابات را سخنی
علیه ملت ایران عنوان کردند.
من انتظارم این است: کسانی که با ملت
ایرانند، جزو ملت ایرانند، توقع دارند ملت ایران به آنها توجه کنند، اینها
دیگر علیه ملت ایران حرف نزنند و انتخابات ملت ایران را زیر سؤال نبرند.
مرتب تکرار نکنند که آقا این انتخابات سالم نیست؛ انتخابات، انتخابات نیست.
چرا دروغ میگویند؟ چرا بی‏انصافی میکنند؟ چرا خلاف واقع میگویند؟ چرا این
همه زحماتی را که این ملت و مسئولین در طول این سالهای متمادی متحمل شدند،
ندیده میگیرند؟ چرا ناسپاسی می کنند؟ انتخابات در دوره‏های گذشته سالم
بوده. در مواردی که شبهاتی پیش می‏آمد، ما فرستادیم تحقیق کردند، دنبال
کردند. در یکی از مجالس گذشته شایعاتی پیدا شد، بعضی‏ها دلائلی آوردند،
حرفهائی زدند که انتخابات ناسالم است؛ توقع داشتند که در برخی از شهرهای
مهم از جمله تهران، انتخابات ابطال شود. ما افراد وارد و مطلعی را فرستادیم
تحقیق کردند، مطالعه کردند؛ دیدند نه، خدشه در انتخابات نیست. در بین
هزارها صندوق ممکن است در دو تا، پنج تا صندوق خدشه‏هائی به وجود بیاید.
این، انتخابات را خراب نمیکند. این هم مال بعضی از اوقات بوده است. گاهی یک
گروهی، یک جناحی - از این جناحهای معمولی کشور که شماها این جناح‏بندی‏ها
را می شناسید - که بر سر کار بودند، نتیجه‏ی انتخابات به ضرر آنها و به نفع
جناح مقابل شده؛ مکرر این اتفاق افتاده. چطور این انتخابات را کسی ممکن
است زیر سؤال ببرد؟
فضای بعد از انتخابات و زیر سئوال بردن انتخابات از
سوی جریان مذکور به خوبی اهمیت تاکیدات و هشدارهای رهبر انقلاب را نسبت به
این مسئله نشان می‏دهد.

4) مدیریت فضای ملتهب بعد از
مناظره‏ها و نامه آقای هاشمی رفسنجانی:

بعد از اولین مناظره(احمدی
نژاد-موسوی) جریانی که حامی کاندیدای مغلوب مناظره بود، فضایی را شکل داد
که می‏خواست با فشار و لابی و فضا سازی، رقابت انتخاباتی را به سود
کاندیدای مورد نظر خود تغییر دهد. اوج این فضاسازی مربوط به نامه آقای
هاشمی رفسنجانی خطاب به رهبر انقلاب است که رسانه‏ای و علنی شد. در پی
ناکام ماندن در این کار، در ساعت‏های پایانی منتهی به انتخابات، پیامکی به
طور گسترده پخش شد که رهبر انقلاب به نامه مذکور پاسخ داده اند که این
اقدام نیز با تکذیب دفتر ایشان مواجه شد و بی ثمر ماند.

ب)
از 22 خرداد تا 22 بهمن 88

1) تحلیل حوادث بعد از
انتخابات به عنوان فتنه عمیق:

در شرایطی که حوادث بعد از انتخابات
کمتر قابل پیش بینی بود و در مجموعه نظام و بدنه وفادار به آن نیز
آمادگی‏های تحلیلی و عملی برای برخورد با آن وجود نداشت، تحلیل حوادث بعد
از انتخابات و تبیین فتنه عمیق، نقش مهمی در مواجهه و نیز نوع مواجهه با
مسایل بعد از انتخابات داشت.
شرایط فتنه به اختصارشرایطی است که حق بودن
طرف حق و باطل بودن طرف باطل بنابه دلایلی از شفافیت افتاده و تشخیص را
دشوار کرده باشد.
حوادث بعد از انتخابات از چند جهت حالت فتنه داشت:

1-1) آفت سنجیدن حق با اشخاص:

سابقه و مواضع پیشین
جریان فتنه و جایگاه کنونی برخی از آنها در حاکمیت، بطلان مواضع آنها را از
صراحت انداخته بود و در واقع حق زیر سایه سابقه و جایگاه آنها در ابهام
فرو رفته بود.
برای بخش قابل توجهی از افکار عمومی خصوصا رای دهندگان به
مهندس موسوی باورپذیر نبود که این افراد(جریان فتنه) به صورت نظام اسلامی
چنگ بزنند و در مقام معارضه با آن قرار گیرند.

2-1) آفت
عدم تفکیک طرف پیروز انتخابات از اصل انقلاب و نظام

برخی حواشی منفی
و نقاط ضعف طرف پیروز در قبل از انتخابات مانند(ماجرای مرحوم کردان،
مشایی، رحیمی) و نیز برخی گفتارها و رفتارهای آقای احمدی‏نژاد در مناظره‏ها
که با مظلوم‏نمایی رقبا همراه شد و به نوعی در جامعه بویژه نخبگان تلقی
منفی بوجود آورد موجب شد حق در سایه این مسایل، باابهام و تردید روبرو گردد
و افراد و مجموعه ها را برای دفاع از واقعیتها(سلامت انتخابات) در عمل
دودل و با تردید مواجه نماید. خصوصا کسانی از اردوگاه اصول گرایان که به هر
دلیلی درست و یا نادرست به مخالفان سرسخت احمدی نژاد در انتخابات تبدیل
شده بودند و حاضر شدند با مخالفان سنتی و قدیمی خود علیه او ائتلاف نمایند.
این
افراد به دلیل آن که حمایت از اصل سلامت انتخابات و مقابله با تهمت های
زده شده به نظام را به نوعی تایید طرف پیروز انتخابات و ریختن آب به آسیاب
مخالف خود تلقی می کرند، علی رغم دانستن واقعیت ها در بهترین حالت سکوت و
برخی به تردید ها دامن زدند.

3-1) آقت جابجا شدن متن و
حاشیه و مسایل اصلی نسبت به مسایل فرعی

حوادثی مانند حادثه کوی
دانشگاه، کهریزک و برخوردهای ناگزیر نیروهای انتظامی نیز به فتنه‏گون‏تر
شدن مسایل کمک ‏کرد و بسترهای روانی و تبلیغاتی فراوانی بوجود آورد که در
سایه آنها مسایل اصلی که حضور 40 میلیونی مردم و نیز اتهام و ظلم نسبت به
نظام و مردم بود، در حاشیه قرار گرفت. این حوادث اگرچه در جای خود مهم و
قابل بررسی و پیگیری است اما جریان شکست خورده در انتخابات که ادعایش در
تقلب در انتخابات، پس از ناتوانی در ارائه مستندات مانند یخی در حال آب شدن
بود، مسایل این چنینی را بهترین فرصت برای فرار از پاسخگویی به ادعای خود
در مورد سلامت انتخابات دید و اساس فضای تبلیغاتی و جنگ روانی خود را در
داحل و حارح بر آن استوار کرد و نظام را در معرض تهمت های بیشر مانه ای
مانند تجاوز جنسی قرار داد و تلاش کرد حاشیه را بر متن غالب نماید که
متاسفانه باید گفت ضعف بصیرت خواص موجب شد جریان مذکور در این کار تا حد
زیادی موفق شود و فتنه را طولانی تر نماید.

4-1) آفت
غفلت از دشمن و عدم مرزبندی با آن

شدت و حدت مسایل بعد از انتخابات و
شکل گرفتن منازعات به صورت سنگین در داخل از یک سو و وجود تفکر غلط در
جریان فتنه برای استفاده از ظرفیت های دشسن خصوصا ظرفیت های انبوه رسانه ای
به نفع خود از دیگر سو موجب غفلت از دشمن و اهدافش شد. این مسئله موفعیت
استثنایی در اختیار جریان ضدانقلاب خارح و داخل قرار داد تا با فضاسازی‏های
گسترده و رسانه‏ای سنگین و دروغگویی، تهمت زنی و ایجاد جنگ روانی شرایط
بوجود آمده را مبهم تر و غبار آلودگی واقعیت ها را بیشتر کند.
در این
بین عدم تبری جریان فتنه از دشمن و رسانه های ماهواره ای آنها مانند بی بی
سی فارسی موقعیت مهمی در اختیار آنها قرار داده بود تا در بخش هایی از
جامعه و مردم دارای اعتبار و اعتماد باشند.

2) طرح بصیرت
به صورت یک گفتمان و انتخاب راهبرد روشنگری و شفاف‏سازی در برابر فتنه :

طرح
برجسته و گفتمانی بصیرت به عنوان ضرورت اصلی در مقابله هوشمندانه با فتنه و
به متن آوردن راهبرد شفاف‏سازی و روشنگری در کنار سایر اقدامات لازم از یک
سو و محور شدن خود رهبر انقلاب در انجام روشنگری و بصیرت افزایی مردم و
نخبگان از سوی دیگر، کلید حل مسایل بعد از انتخابات است.
ایشان در بیش
از 30 سخنرانی بعد از انتخابات، باشفاف‏سازی گام به گام و مرحله به مرحله
که با صبر و حوصله نسبت به گستاخی‏های پی در پی فتنه گران و پافشاری بر
راهبرد روشنگری در برابر برخی مطالبات به حق اما پیچیده کننده فتنه مانند
محاکمه و دستگیری سران فتنه، به تدریج فضا را شفاف و زمینه‏های بروز و ظهور
فتنه‏گران را کاهش دادند و لذا ریزش‏ها در این جریان و انسجام در جریان
حزب اللهی بیشتر و بیشتر شد که راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن نقاط اوج آن بود.
این
سیاست‏ها و اقدامات را می توان یه سه مقطع زمانی تقسیم کرد:

1-2) بعد از انتخابات تا خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 88

در
این فاصله زمانی، حفظ جریان غیر پیروز در چارچوب نظام و جلوگیری از شکسته
شدن مرزهای قانونی و جمهوریت توسط آنها، محوری ترین رهیافت رهبر معظم
انقلاب در این مقطع و محدوده زمانی است.
پذیرفتن آقای مهندس موسوی در
روز 24 خرداد علی رغم صدور بیانیه وی که انتخابات را شعبده بازی می‏دانست و
اعلام کرده بود که اسیر و تسلیم نتایج آن نخواهد شد و آگاه کردن وی از
عواقب و پیامدهای چنین مواضعی از اولین اقدامات ایشان در این چارچوب است.
لزوم پیگیری اعتراضات و شکایات از طریق مرجع قانونی شورای نگهبان و اعلام
اطمینان به مهندس موسوی مبنی بر رسیدگی با دقت به شکایت از جمله تاکیدات
رهبری انقلاب در این دیداراست. همچنین رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به
تحریکات دشمن و برخی طراحی های پشت صحنه برای به آشوب کشاندن خیابانها،
خطاب به آقای موسوی گفتند که جنس شما با اینگونه افراد متفاوت است و لازم
است کارها را با متانت و آرامش پیگیری کنید .
دیدار با اعضای ستاد
کاندیداهای انتخابات و گفتگوی شفاف و رودرو با آنها، ابتکار دیگر رهبر معظم
انقلاب در این راستاست. در این ملاقات ایشان ضمن شنیدن نقطه نظرات آنها به
اطمینان دادند که اگر بررسی اشکالات جتی مستلزم شمارش مجدد برخی صندوقها
بود، این کار نیزحتماً با حضور نمایندگان ستادها انجام شود تا برای همه
اطمینان بوجود آید. و بالاتر از آن گفتند که وجود آنکه مسئولان برگزاری
انتخابات در دوره های متعدد گذشته از سلایق مختلف بوده اند و من به آنها
اعتماد کرده ام ولی این اعتماد نباید مانع از بررسی شبهه ها و اشکالات و
روشن شدن حقایق شود.
خطبه‏های نماز جمعه 29 خرداد. یکی از نقاط عطف
حوادث بعد از انتخابات، خطبه های تعیین کننده نماز جمعه 29 خرداد بود که
بعد از آن که یک مرحله مهم از ریزش‏ها در جریان فتنه خصوصاً بدنه مردد در
این مقطع صورت گرفت.

2-2) از مقطع 29 خرداد تا حادثه
عاشورا

مهمترین رویکرد این مقطع را می توان اتمام حجت حداکثری نظام و
رهبری با جریان فتنه برای بازگشت آنها به نظام و جبران خطاها و اشتباهات
گذشته دانست. مهمترین مواضع و افدامات در این مقطع عبارتند از:
استفاده
حداکثری از ظرفیت های قانونی برای متقاعد کردن جریان مردد و معترض به نتایح
انتخابات با نمدید مهلت رسیدگی به شکایات و اضافه شدن برخی اشخاص علاوه بر
شورای نگهبان در بازشماری آراء(افنخار جهرمی و ابوترابی، ولایتی، حداد
عادل).
- تفکیک مردم معترض از آشوبگران و ضد انقلاب.
- گفتگو با
نخبگان به طور مستقیم برای اصلاح ذهنیت‏ها.
-افشا و برجسته کردن نقش
استکبار در حوادث بعد از انتخابات.
- محکومیت حوادثی مانند کهریزک و کوی
دانشگاه و دستور برخورد با متخلفان.
- آگاهی بخشی به مردم و نخبگان
بطوری که جای متن و حاشیه جابجا نگردد.
- هشدار دائمی به نخبگان و خواص
برای ایفای نقش روشنگری و شفاف‏سازی و پرهیز از سخن دوپهلو.
- تاکید بر
جذب حداکثری و دفع حداقلی به عنوان سیاست محوری نظام در عین برخورد قاطع با
کسانی که در معارضه عملی با نظام قرار گیرند.
- بازخوانی تجربه ده ساله
اول انقلاب و مشی امام (ره) در برابر جریانات و حوادث فتنه گون آن.
-
برجسته کردن مسئله برائت از ضد انقلاب داخل و خارج در فضای افکار عمومی و
مردم و در انفعال قرار دادن جریان فتنه.
- تبیین آرایش و قطب‏ بندی
واقعی شکل گرفته به صورت جریان انقلابی و جریان ضد انقلاب، بجای معترض و
غیرمعترض یا شکست خورده و پیروز که با آشکار شدن برخی مواضع ضد انقلابی در
روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و حوادث عاشورا و ... صورت گرفت.
- مراقبت و
هشدار نسبت به حرکت‏های ظاهرا حقی که که به فتنه گون‏تر شدن فضا
می‏انجامید.

3-2) از حادثه عاشورا تا 9 دی و 22 بهمن

این
مقطع را می توان مقطع باز نمایش اقتدار مردمی نظام و انزوای جریان فتنه
نام نهاد که از جبهه انقلاب بعداز 8 ماه رفع مظلومیت شد و حباب توهم جریان
فتنه فرو نشست.

3) تاکید بر فصل الخطاب بودن قانون:

از
محوری‏ترین تدابیر رهبر انقلاب که در شرایط فتنه حکم تعیین زمین و قاعده
بازی را داشت، تاکید بر فصل الخطاب بودن قانون (خصوصاً در سخنرانی نماز
جمعه 29 خرداد) و انجام اعتراضات تنهااز مسیر قانون و راههای قانونی و
مراجعه به نهادهای قانونی بود. خصوصاً در شرایطی که جریان فتنه گر و برخی
خودی‏های غافل تأکید بر حکمیت و مذاکره و مصالحه و حل و فصل مسئله از
راههایی داشتند که مدیریت کار را از دست نظام خارج و فرجام مسئله را نامشخص
کرده و بر پیچیدگی فتنه می‏افزود.

4) بوجود آوردن فضای
فعال در جریان انقلاب با تحلیل جنگ نرم از فضای بعد از انتخابات و افشای
محورهای اصلی آن :

پیش از این بارها رهبر انقلاب نسبت به تهدید نرم
در شرایط گوناگون هشدار داده و آنرا تحلیل کرده بودند. از تهاجم فرهنگی در
دهه هفتاد تا طرح بازساری شده فروپاشی شوروی سابق در دوره اصلاحات. اما
شرایط بعد از انتخابات، فضای عینی‏تری را برای درک و عمق پیدا کردن جامعه و
خواص نسبت به جنگ نرم بوجود آورد که رهبر انقلاب با تمرکز بر آن و افشای
زوایا و ابعاد آن در شرایط جدید، در چند دیدار مهم مانند دیدار با شعراء،
دانشجویان و اساتید دانشگاه در ماه رمضان و دیدار با خبرگان رهبری و نیز
دیدار با بسیج، فضای فعالی را در نیروهای انقلاب خصوصاًبدنه اجتماعی و
نخبگانی در مواجهه با حوادث بعد از انتخابات بوجود آوردند و بستر مناسبی
نیز برای مواجهه فعال و مهیاتر جامعه و نخبگان با مسئله جنگ نرم در آینده
ایجاد کردند.

5) ناکام گذاشتن استراتژی فشار از پایین و
چانه زنی در بالا:

محور اصلی حرکت جریان فتنه بعد از انتخابات به
عقب راندن نظام در مواضع اصولی آن بود و رهبر انقلاب هدف مرکزی این راهبرد
محسوب می‏شد. ایستادگی رهبری و قاطعیت ایشان علی رغم فشارها، جریان فتنه را
در مقاطع گوناگون کاملاً مأیوس کرد.
در روزهای ابتدایی بعد از انتخابات
یکی از محورهای اصلی جریان فتنه، فشار از پایین و چانه زنی از بالا بود که
طی روزهای دیگر نیزبه صورت محدودتر ادامه پیدا کرد ولی خطبه‏های نماز جمعه
29 خرداد نقطه یأس آنها شد.
در حوادث روزهای بعد از خطبه‏های نماز
جمعه، روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و عاشورا و تاسوعا تا 22 بهمن، همین خواسته
محور اصلی بود. بعد از حادثه تلخ روز عاشورا و راهپیمایی 9 دی، برخی چانه
زنی‏ها از سوی جریان فتنه به شکل‏های گوناگون مکتوب و شفاهی به منظور تنازل
نظام و رهبری از مواضع اصولی صورت پذیرفت اما همه این تلاشها در برابر
قاطعیت رهبری، ناکام ماند. نهایتاً روز 22 بهمن یک نقطه پایان در استراتژی
فشار از پایین و چانه زنی از بالا در جریان فتنه بود.

ج)
نتایج مدیریت مقام معظم رهبری در حوادث بعد از انتخابات

1) اقتدار مردمی و معنوی انقلاب و رهبری:

حادثه عظیم 9
دی و راهپیمایی 22 بهمن پس از ماهها مظلومیت انقلاب و رهبری و جنگ روانی
سنگین تبلیغاتی و رسانه‏ای همراه با دروغ و تهمت، توانست سیمای مقتدر نظام
اسلامی و پایگاه عظیم مردمی و اعتماد ملت به انقلاب و مقام معظم رهبری را
به نمایش بگذارد.

2) انزوای سیاسی و مردمی جریان فتنه

حوادثی
مانند هتک حرمت عاشورا و راهپیمایی عظیم و پرابهت ملت ایران در روز 9دی و
خصوصاً راهپیمایی بی سابقه 22 بهمن بعد از 8 ماه فتنه گری، موجب شد که
جریان فتنه و عناصر کلیدی آن در حوزه سیاسی و حاکمیت و مهمتر از آن، از نظر
پایگاه اجتماعی و مردمی منزوی و آنها را که می‏خواستند با ابزار ظرفیت‏های
اجتماعی مانند تجمع و راهپیمایی، نظام و انقلاب و رهبری را در بین مردم بی
اعتبار کنند، در بین ملت ایران بی اعتبار شوند.

3)
انسجام بیشتر بین مردم از یک سو و بین مردم و نظام از سوی دیگر:

ایجاد
شکاف بین بخش‏ها و طبقات گوناگون مردم و قرار دادن مردم رودروی یکدیگر و
نظام و رهبری، از محوری‏ترین اهداف استکبار بود، اما راهپیمایی 9دی و 22
بهمن که با تنوع حضور اقشار مردم همراه و در مواضع و شعارها به نفع نظام و
انقلاب نیز کاملاً یکدست و منسجم بود، نمایش روشنی از انسجام درونی کشور
بود.

4) شکست سنگین ضد انقلاب استکباری و دنباله‏های
داخلی آنها و بالا رفتن ضریب امنیتی کشور:

در حوادث بعد از
انتخابات، یکبار دیگر استکبار و ضد انقلاب نقاب دار و آشکار داخلی با تمام
قوا و توان به میدان آمدند و هر آن چه در اختیار داشتند برای مقابله با
جمهوری اسلامی از نظر سیاسی، روانی و تبلیغاتی و کمک‏های مالی و اقتصادی و
نرم‏افزاری بسیج کردند اما شکست سنگینی را تجربه کردند که برایشان قابل
تصور نبود. پیروزی نظام در این رویارویی مانند همه پیروزی‏های گذشته، ضریب
امنیت و آسیب ناپذیری جمهوری اسلامی و تجارب مسئولین و خودآگاهی مردم را
بالاتر برد.

5) افزایش جایگاه و موقعیت منطقه‏ای و
بین‏المللی جمهوری اسلامی :

از جمله موارد آسیب دیده در جریان حوادث
بعد از انتخابات، موقعیت منطقه‏ای و بین‏المللی جمهوری اسلامی بود که در
راهپیمایی 9 دی و خصوصاً راهپیمایی بی نظیر 22 بهمن تا حد زیادی ترمیم شد.
منبع:ویژه نامه نوروزی روزنامه جوان


کلمات کلیدی :

امام از نگاه یک خبرنگار غربی (آمریکایی)


امام از نگاه یک خبرنگار غربی (آمریکایی)
دروبین وود زورث» در تشریح جریان ملاقات خود با امام (ره) در جماران می نویسد: ... «زمانی که امام خمینی از در وارد می شد احساس می کردم که از لا به لای آن گرد بادی از نیروی معنوی وزیدن گرفت، گویا در ورای آن عبای قهوه ای، عمامه مشکی و ریش سفید روح زندگی جریان داشت؛ به طوری که همه بینندگان را محو تماشای خود کرد، در آن هنگام حس کردم که با حضور او همه ما کوچک شده ایم و گویا در سالن کسی جز او باقی نمانده است. آری! او بارقه ای از نور بود که در قلب و روح همه حضار رسوخ کرده بود، او تمام معیار هایی را که گمان می کردم می توانند مرا در تعریف و ارزیابی شخصیت و مقامش یاری کنند در هم شکست، او با حضور خود آن قدر در ما تأثیر گذارد که احساس کردم تمام روح و جسم را فرا گرفته است! ... زمانی که بر روی صندلی خود نشست، احساس کردم که نیرویی از وجودش ساطع می شود، نیرویی بسان یک گردباد که اگر با دقت نگاه می کردی درمیافتی که نوعی «آرامش مطلق» در درون آن نهفته است، چرا که [امام] خمینی (ره) بسیار جدی و استوار و مسلط بود. در عین حال او را آن چنان ساکت و آرام می یافتی که گویی نیروی ثابت و استوار در درون او جریان دارد و البته این نیرو همان چیزی است که رژیم سابق ایران را به یک باره برچید. حال آیا چنین شخصیتی می تواند یک فرد عادی باشد؟... من تاکنون هیچ یک از مردان بزرگ را برتر از این مرد و یا نظیر او ندیده ام... کمترین چیزی که می توانیم بگویم این است که گویا او یکی از انبیای گذشته است و یا این که او موسای اسلام است و آمده تا فرعون کافر را از سرزمین خود براند.» حماسه امام خمینی (ره) چهارده قرن پس از هجرت تاریخ ساز حضرت خاتم الانبیا (ع) از مکه معظمه به مدینه منوره، با پیروزی انقلاب عظیم اسلامی در ایران «بزرگ ترین تحول جهانی در قرن بیستم (میلادی) به وقوع پیوست» و کنگره های ظلمتکده انزوا و مهجوریت دین و ایمان و یکتا پرستی در جهان معاصر به لرزه درآمد و نسیمی جان افروغ و آسمانی از جانب عرش الهی بر جان های خسته بندگان طالب حق به وزیدن گرفت و آنان را حیات و طراوتی دوباره بخشید. چهارده قرن پس از بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص) مردی از پرورش یافتگان مکتب او از مشرق زمین برخاست که در بندگی و حق گویی و حق جویی، خروش و استقامت بر آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی (علی نبینا و آله و علیهم السلام) اقتدار نموده و بسان جدش علی بن علی طالب (ع) با ارداه آهنین و پیام های پر مغز و کلام نافذ خویش پرده تباهی ها و تاریکی ها را درید و جبهه باطل را یکسره به میدان مبارزه طلبید و برای همیشه «نام او، یاد او، روح گرم، پرخروش او، اراده و عزم آهنین او، استقامت و شجاعت او روشن بینی و ایمان جوشان او زبان زد خاص و عام است.» آری، او خمینی کبیر است که سودای انجام تکلیف در سر و عشق الهی در دل داشت، او روح خداست که به راستی «روح زندگی و ناموس اجتماع و مرزبان معنوی و باروری اندیشه های» متعالی و «حسن ها است که خداوند به قرن ما و روزگار ما عنایت فرمود و مصداق بارز و روشن «ان الله فی کل خلف عدولاا ینفون عنه تحریف المبطلین» می باشد.» اوست که با قیام خود، میلیون ها انسان گم گشته در برهوت و الحاد و جاهلیت عصر مدرن را به رجعتی دوباره به معنویت و یکتا پرستی فراخواند و کام عطشناک بسیاری آنان را از کوثر تعالیم محمدی (ع) سیراب نمود. حضرت امام خمینی (ره) عبد صالح خداست که برای به انجام رساندن رسالت تاریخی خود را با رهبری و هدایت انقلاب عظیم امت خداجوی ایران اسلامی، زمینه ساز انقلاب جهانی آخرین حجت حق بر روی کره خاکی گردید و جهانیان را به ظهور حتمی حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بشارت داد. امام خمینی که بود و چه کرد؟ در تحلیل شخصیت امام خمینی با نگاهی عمیق به روح ملکوتی و افکار بلند و ویژگی های منحصر به فرد روحی و معنوی ایشان و آثار و برکات فراوان حیات طیبه ایشان باید گفت: «صدای امام خمینی برای مردم ایران حکم صدای خدا را داشت»، در نظر میلیون ها انسان موحد: «او دست خدا بر روی زمین» و « هدیه آسمانی و ملکوتی برای خاکیان بود.» سلوک معنوی و افکار متعالی و تقید بی چون و چرای ایشان به دستور های شرع انور و تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) هر مسلمان منصفی را بر این باور استوار می ساخت که: «گویی شخصیتی از شخصیت های بزرگ صدر اسلام با معجزه ای به دنیا بازگشته تا پس از پیروزی امویان و به خون غلتیدن شهیدان اهل بیت (ع)، سپاه علی (ع) را رهبری کند.»؛ گرچه «امام خمینی تجلی منحصر به فرد مبارزه طلبی اسلام در قبال استیلای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی غرب بود» اما «پیام امام (ره) در میان مسلمانان، نه فقط شیعیان (بلکه) در همه منطقه و جهان طنین افکند.»؛ شخصیت الهی و پیام های معنوی حضرت امام (ره) بسیاری از پیروان سایر ادیان و مذاهی را به شدت تحت تأثیر خود قرار داد تا آن جا که در نظر برخی از تحلیل گران و متفرکان مسیحی «او مسیح معاصر بود و دقیقا صلابت و سازش ناپذیری عیسی بن مریم (علی نبینا و آله و علیه السلام) بود.» و برخی دیگر از مسیحیان سخن از «تأثیر پذیری شدید از مقام و عظمت و تحمل و بردباری شکوهمند امام خمینی (ره) و درک احساس عطیه و موهبت الهی در اولین دیدار با ایشان» به میان آورده اند. ایشان در اوج ناباروری تحلیل گران بین المللی «با عقاید مذهبی که غرب آن ها را کهنه و قرون وسطایی می دانست، جهان را تکان داد» و «شرق و غرب را لرزانید و میراثی بر جای گذاشت که هنوز زنده و فعال است». وی «توانست اثر بزرگی در تاریخ جهان بر جای بگذارد» و بی تردید «جهانیان هم چنان تحت تأثیر انقلاب معنوی او قرار دارند». رهبر کبیر انقلاب اسلامی که از صبر و استقامت محمدی (ع)، زهد و عدالت علوی و تدبیر حسنی (ع) و توکل و شجاعت حسینی (ع) درس ها فرا گرفته و توشه ها به همراه داشت، با تأییدات و عنایات خاصه حضرت ولی عصر (ارواحنه فداه): «در نزدیک شدن انسان به خدا فصل جدیدی را گشود و با حمایت مردم انقلاب اسلامی را که نقطه عطف مهمی در تاریخ قرن بیستم است، به سرانجام پیروزمندانه ای رساند.» تأثیر گذاری امام (ره) و انقلاب اسلامی بر حیات معنوی انسان معاصر آن چنان عمیق و گسترده ارزیابی می گردد که بسان آیینه شفافی بود که به بهترین وجه ممکن انوار خورشید تابان پیامیر گرامی اسلام (ع) و اوصیای طاهرین ایشان (ع) را بر بشریتِ تشنه معنویت قرن بیستم، منعکس نمود. «او هم چون گلوله ای بود که از صدر اسلام شلیک شده و بر قلب قرن بیستم نشسته بود». «ایشان از گذشته آمده بود و در زمان حاضر زندگی می کرد ولی بیانگر و نمایانگر آینده بود» و به بیان دیگر «او فراتر از زمان می اندیشید و در بعد مکان نمی گنجید» در واقع باید گفت: امام خمینی (ره) مبشر عصر جدیدی در ادوار زندگی بشریت است که «به نظر می رسد در این مرحله برای روحیه آشفته بشریت بیش از هر چیز به معنویت مورد نیاز خواهد بود.» به برکت حضرت امام خمینی(ره) و انقلاب آسمانی و پیام های قدسی او بار دیگر شکوفه های خداجویی و دین گرایی و توحید و خدا پرستی در سراسر جهان طنین انداز گردید: «مثلهم فی التوریه و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار»؛ اعتراف بیگانگان به عظمت امام خمینی (ره) شخصیت امام، علاوه بر برانگیختن تحسین جهانیان، دشمنان امام و انقلاب را هم، بر آن داشت تا از ویژگی های خیره کننده او سخن به میان آوردند. «الفضل ما شهدت به الاعداء». تا آنجا که برخی از کارگزاران شیطان بزرگ نیز با تسلیم در برابر عظمت امام (ره) در اعتراف به آن اظهار داشتند: «تردیدی نمی باشد که ایشان یکی از مردان بزرگ تاریخ در این قرن بود. کمتر کسی را امروز می توان یافت که از جاذبه و نفوذی همانند آن چه که نه تنها در ایران بلکه در جهان داشت برخوردار باشد و توجه قدرت های بزرگ را تا این حد به خود معطوف دارد.» آیت الله خمینی غرب را با بحران جدی برنامه ریزی مواجه کرد، تصمیمات او آنچنان رعد آسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه ریزی را از سیاست مداران و نظریه پردازان سیاسی می گرفت. هیچ کس نمی توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند، او با معیار های دیگری غیر از معیار های شناخته شده در دنیا سخن می گفت و عمل می کرد، گویی از جای دیگر الهام می گرفت، دشمنی آیت الله خمینی با غرب بر گرفته از تعالیم الهی او بود او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت.»
تایمز لندن که به سخن گوی دویست ساله دولت استعماری انگلیس معروف بوده است در توصیف امام می نویسد: «امام خمینی مردی بود که توده ها را با کلام خود مسحور کرد، وی به زبان مردم عادی سخن می گفت و به طرفدارای فقیر و محروم خود اعتماد به نفس می بخشید، این احساس آن ها را قادر ساخت تا هر کسی را که سر راهشان بایستد از بین ببرند. وی به مردم نشان داد که حتی می تو ان در برابر قدرت هایی مثل آمریکا ایستاد و نهراسید.» روزنامه هرالد تریبون هم درباره امام لب به اعتراف گشوده نوشت: «آیت الله خمینی (ره) انقلابیی خستگی ناپذیر بود که تا آخرین لحظه حیات به آرزوی خود برای پی ریزی یک جامعه اسلامی و حکومت اسلامی در ایران وفادار ماند. آیت الله خمینی (ره) در آن چه برای سرزمین باستانی اش می خواست لحظه ای درنگ نکرد؛ وی خود را مأمور می دانست که می باید ایران را از آن چه فساد و انحطاط غرب می دید پاک کند و خلوص اسلامی را به ملت باز گرداند.»

نویسنده: میراحمد رضا حاجتی

به نقل از نرم افزار خمینی بت شکن، برگرفته از: کتاب عصر امام خمبنی
 

کلمات کلیدی :

زندگی نامه امام هادی علیه السلام

 

امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمة ذی الحجه سال ???ق نزدیک شهر مدینه در روستای صریا، چشم به دنیا گشود و در ماه رجب سال ???ق در سرّ من رأی (سامرا) توسط معتز عباسی به شهادت رسید. ایشان پس از پدر بزرگوارش ?? سال امامت شیعیان را بر عهده داشتند.[?]

نام مادر آن حضرت سمانه مغربیه بود[?]؛ البته مدنب، حدیث و غزال هم گفته‌اند.[?]

لقب‌های آن حضرت را نقی، هادی، امین، طیب، ناصح، مرتضی و… ذکر کرده‌اند. کنیه‌اش ابوالحسن است و به ایشان ابوالحسن ثالث می‌گویند.[?]

امام هادی علیه السلام از آغاز امامت در مدینه حضور داشتند و در مدت اقامت در این شهر نقش بسیار مهمی در رهبری شیعیان ایفا کردند؛ به‌طوری که حکومت عباسی از موقعیت ممتاز امام احساس خطر کرده و حضور ایشان در مدینه را به صلاح ندانست، متوکل برای کنترل بیشتر امام علیه السلام تصمیم گرفت ایشان علیه السلام را از مدینه به سامرا منتقل کند. در سال ??? ق بنابه گزارش‌هایی که جاسوسان از فعالیت‌های امام علیه السلام داده بودند، متوکل به یحیی بن هرثمه مأموریت داد تا این انتقال را انجام دهد. با ورود یحیی بن هرثمه به مدینه، مردم که سخت مشتاق و شیفتة امام خود بودند، اعتراض خود را علنی کردند؛ به‌طوری که یحیی بن هرثمه اعلام کرد که کاری به امام علیه السلام ندارد و هیچ خطری امام علیه السلام را تهدید نمی‌کند. پس از مدتی به بهانه این که در منزل امام بر علیه حاکم عباسی سلاح جمع آوری می‌شود به خانه امام علیه السلام حمله بردند، ولی چیزی جز قرآن و ادعیه نیافتند. جالب اینکه خود یحیی بن هرثمه پس از بازگشت می‌گوید: «چیزی جز بزرگواری، ورع، زهد و شجاعت در او نیافتم».[?]

متوکل در ساعات اولیه ورود امام به سامرا به شکلی اهانت آمیز با امام برخورد کرد و نه تنها به استقبال حضرت نیامد، بلکه دستور داد ایشان را در محلی که مخصوص گداها بود و به «خان الصعالیک» شهرت داشت، وارد کنند. بعد از استقرار امام هادی علیه السلام در سامرا تمامی رفت و آمدها و ارتباطات امام تحت کنترل بود و به محض شنیدن اینکه امام علیه السلام از اموال و سلاح شیعیان نگهداری می‌کند، نظامیان شبانه به خانة امام علیه السلام هجوم می‌بردند؛ ولی چیزی به‌دست نمی‌آوردند.

در طول مدت حضور امام علیه السلام در سامرا هر روز بر عظمت و محبوبیت آن حضرت افزوده می‌گشت و همه ناخواسته در برابر امام علیه السلام متواضع و خاشع بودند و سخت محترمش می‌داشتند.[?] البته نفوذ امام منحصر به شیعیان نبود و شامل درباریان عباسی هم می‌شد. حتی اهل کتاب هم به امام علیه السلام احترام می‌گذاشتند.

متوکل وقتی در اقدامات خود علیه امام علیه السلام ناکام ماند، به نزدیکان خود اعلام کرد که در کار امام هادی علیه السلام درمانده شده است؛ از این رو به محدودیت و فشار اکتفا نکرد و تصمیم به کشتن امام علیه السلام گرفت و حتی اقداماتی هم انجام داد؛ اما پیش از آنکه موفق شود، خود به هلاکت رسید.[?]

برخی از اقدامات امام هادی علیه السلام
?? ایجاد آمادگی فکری شیعیان جهت ورود به عصر غیبت
فراهم کردن زمینة ورود شیعه به عصر غیبت، از اقدامات اساسی امامان شیعه علیه السلام بود، که همواره شیعیان را متوجه این امر می‌کردند. در این راستا امام هادی علیه السلام هم اقداماتی انجام داده‌اند:

الف) بیان روایات فراوان در مورد فرا رسیدن و نزدیک بودن عصر غیبت؛

ب) بشارت به ولادت حضرت حجت ومخفی بودن ولادت و هشدار این که مبادا مخفی بودن باعث تردید شما شیعیان گردد؛

ج) کم کردن تماس مستقیم شیعیان با حضرت؛ به‌طوری که در سامرا مسائل شیعیان از طریق نامه یا نمایندگان حضرت پاسخ داده می‌شد؛ تا از قبل برای شرایط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام آمادگی داشته باشند؛[?]

د) تأیید برخی از کتب فقهی و اصول روایی شیعه

و) ارجاع سؤالات شیعیان به وکلا و توجیه وکلا نسبت به پرسش‌های شیعیان؛ با توجه به انحرافات و شبهات آن روز.

?? مبارزه با انحرافات
غالیان کسانی بودند که بر مبنایی نادرست، امامان معصوم علیه السلام را تا مقام خدایی (نعوذبالله) بالا می‌بردند. امام هادی علیه السلام ـ همانند امامان قبلی‌ـ موضع خویش را در قبال آنان روشن می‌ساخت و آنان را از گروه شیعه نمی‌دانست و حتی در نامه‌های مختلف، غالیان را افرادی مشرک و کافر معرفی می‌فرمود و بیزاری خویش را از آنان به صورت آشکار اعلام می‌نمود.[?]

گروه دیگری از منحرفان، صوفیان بودند که معمولاً با کناره گیری از دنیا، به شکل ریاکارانه در مقابل امام هادی علیه السلام می‌ایستادند. امام هادی علیه السلام شیعیان را از نزدیک شدن و هم نشینی با آنان و ورود به جلسه هایشان به شدت برحذر می‌داشت و آنان را هم نشینان شیطان و نابود کنندة پایه‌های دین و پیروان این گروه را نادانان می‌دانست و کسانی را که به آنها گرایش پیدا می‌کردند، احمق معرفی می‌فرمود.[??]

?? تربیت نیرو و افراد شایسته
یکی از اقدامات و فعالیت‌های ائمه علیه السلام پرورش شاگردان و افراد شایسته بوده است. امام هادی علیه السلام نیز با توجه به پراکندگی شیعیان در مناطق مختلف و وجود شبهات و انحرافات، نیروهایی را که استعدادهای لازم را داشتند شناسایی کرده و آنان را جهت پیش‌برد اهداف اسلامی تربیت می‌فرمودند. این افراد افزون بر راویانی هستند که سخنان و روایات امام هادی علیه السلام را نقل می‌نمودند. برخی از این افراد همان کسانی هستند که وکالت آن حضرت را عهده دار بودند. برجسته‌ترین این افراد عبارتند از:

?? عبدالعظیم حسنی (ره)، که مرقد وی در شهر ری می‌باشد و از یاران امام عسکری علیه السلام بوده است.

?? حسن بن راشد، مشهور به ابوعلی و وکیل امام هادی علیه السلام بوده است.

?? عثمان بن سعید عمری، که از یازده سالگی در محضر امام هادی علیه السلام بود و بعدها یکی از نایبان خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شده است.

?? تقویت سازمان وکالت
با توجه به لزوم ارتباط بین رهبری و پیروان و پراکندگی شیعیان در اقصی نقاط بلاد اسلامی و با وجود خفقان عباسی و لزوم حفظ شیعیان و از همه مهمتر با توجه به اینکه امام علیه السلام در حصر و تحت نظارت و کنترل بوده اند، خیلی از شیعیان در بلا تکلیفی به سر می‌بردند. به همین علت سازمان وکالت که به‌صورت مخفی شکل گرفته بود و از زمان امام صادق علیه السلام فعالیت خود را آغاز نمود، در دوران امام هادی علیه السلام نیاز به تمهیدات بیشتری داشت.

در زمان امام هادی علیه السلام شیعیان ایران، عراق، یمن ومصر ارتباط مستمر و خوبی با حضرت داشتند. وکلای امام علیه السلام علاوه بر جمع آوری خمس و ارسال آن به امام علیه السلام ، در مسائل کلامی و فقهی نیز نقش سازنده‌ای داشته‌اند و در جا انداختن امامت امام بعدی و ورود شیعه به عصر غیبت، تلاش خستگی ناپذیری از خود به نمایش گذاشتند. (البته گاهی افرادی از این وکلا دستخوش انحراف از خط امام علیه السلام شده و مورد تکذیب آن حضرت هم واقع می‌شدند. در این شرایط کسان دیگری جایگزین آنها می‌شدند.[??])

این شبکه ارتباطی چنان اهمیت داشت که متوکل را به فکر کنترل و نابودی آن انداخت و با تشکیل نیروهایی ویژه به دستگیری، شکنجه، حبس و شهادت برخی از وکلای امام علیه السلام در نقاط مختلف اقدام کرد؛ اما موفق نشد این شبکه گسترده را از میان بردارد.

?? تبیین مقام شامخ امامت از طریق زیارت غدیریه و زیارت جامعه
در زمان امام هادی علیه السلام اصل امامت باید معرفی می‌گردید؛ چون ائمه علیهم السلام و فضائل و جایگاه ایشان رو به فراموشی می‌رفت. امام هادی علیه السلام پدران و اجداد گرامی خود را با بیان زیارات معرفی می‌کردند. مجموعه این زیارات و ادعیه به عنوان یک دائرة المعارف شیعه به حساب می‌آید و در بردارنده دلایل بسیار استوار در حقانیت ائمه اطهار و اهل بیت علیهم السلام می‌باشد.

الف) زیارت جامعه کبیره
این زیارت از مشهورترین ، برترین و شناخته شده‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است. شیعیان نسبت به خواندن آن بخصوص روزهای جمعه توجه خاصی دارند. شیخ طوسی (ره) در التهذیب و شیخ صدوق (ره) در الفقیه آن نقل کرده‌اند. علامه مجلسی (ره) در مورد صحت سند آن ـ که به درجه قطع رسیده ـ می‌گوید: «این زیارت دارای بهترین سند، عمیق‌ترین مفهوم، فصیح‌ترین الفاظ، بلیغ‌ترین معناو عالی‌ترین شأن است.[??] امام هادی علیه السلام در این زیارت شاخصه‌ها و پایه‌های اصلی شیعه را بیان فرمودند.

ب) زیارت غدیریه
این زیارت به زیارت امیرالمؤمنین در عید غدیر خم معروف است. در سالی که معتصم امام علیه السلام را از مدینه به سامرا فراخواند، ایشان به زیارت امام علی علیه السلام در نجف اشرف رفته و این زیارت را قرائت کردند که در ضمن آن یکصد و پنجاه منقبت از مناقب امام علی علیه السلام بیان فرموده و از برخی مشکلات سیاسی و اجتماعی که ایشان را آزرده کرده بود، سخن گفتند.

این زیارت از زیباترین، اصیل ترین، بدیع‌ترین و پربارترین زیارت هاست. در زمانی این زیارت توسط امام هادی علیه السلام قرائت شد که امامت به فراموشی سپرده شده بود. امام هادی علیه السلام در ضمن زیارت با ترسیم مظلومیت امام علی علیه السلام و هشدار به مردم، آنان را از خواب غفلت بیدار می‌کند.

——————————————————————————–

*. کارشناس تاریخ و مهدویت

[?] . شیخ مفید، ارشاد، ص????

[?] . همان، ص????

[?] . حسینی، محمدرضا، تاریخ اهل البیت علیه السلام ، ص????

[?] . مناقب آل ابی طالب علیه السلام ، ج?، ص???، به کوشش محمدحسین دانش آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی.

[?] . ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص????

[?] . اربلی، کشف الغمة، ج?، ص???؛ تحقیق سید هاشم رسولی.

[?] . ابن طاووس، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، ص?? (به نقل از تاریخ تشیع، ج?، ص???).

[?] . محمد جواد طبسی،حیاة الامام العسکری علیه السلام ، صص???-??? (با اندکی تصرف و تلخیص).

[?] . اختیار معرفة الرجال، ص???، (به نقل از تاریخ تشیع، ج?، ص ???).

[??] . خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، صص ??? ـ ???، (به نقل از تاریخ تشیع، ج?، ص ???).

[??] . رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص????

[??] . مزارالبحار، به نقل از باقر شریف قرشی، زندگانی امام علی الهادی علیه السلام ، ص????



کلمات کلیدی :

نامه انتقادآمیز بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) به احمدی نژاد




تصویر بزرگ
بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) در نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس جمهور تصریح کرد: از شما مجدانه می خواهیم «معضل» مفاسد اخلاقی را پیش از تبدیل به «بحران» جدی گرفته و خطر این مفاسد را کمتر از مفاسد اقتصادی و سیاسی نبینید.


به نقل از شبکه خبر دانشجو، متن کامل این نامه که در واکنش به سخنان اخیر رئیس جمهور در خصوص بحث حجاب منتشر شده است، به شرح زیر است:

هر چند نگارندگان این نامه و خیل دانشجویان و نیروهای انقلابی کشور که حامی دولت اصولی شما بوده و هستند، به نظرات خاص و متفاوت شما در حوزه مسائل فرهنگی واقف بوده اند و از همان لحظه ای که در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دور اول تان اظهار داشتید که «پوشش مردم ما اساسا مسئله کشور ما نیست»، به نگاه روشنفکرمآبانه شما در باب مشکلات فرهنگی پی بردند، اما با صحبت های اخیر شما در گفت و گوی زنده شبکه اول سیما خطر جدی نسبت به این نوع نگاه احساس شد، نگاهی که زمینه ساز تداوم و بلکه گسترش ناهنجاری های اخلاقی در جامعه است.

آقای احمدی ن‍‍‍ژاد! آن چه ما را به نگارش این دردنامه واداشته، خطری است که از گسترش منکری بزرگ در جامعه احساس می کنیم؛ منکری که چندی است خروش مردم را در پی داشته است و آنچه بر اندوه ما می افزاید سخنانی است ناامید کننده که جز یأس دلسوزان انقلاب نتیجه ای نخواهد داشت.

طی یکی دو ماه اخیر جبهه نیروهای انقلاب از مقام معظم رهبری گرفته تا مراجع تقلید انقلابی، ائمه جمعه، نمایندگان مجلس و توده های متدین مردم و خانواده های شهدا دور جدیدی از مطالبه و روشنگری حول محور مبارزه با مفاسد اجتماعی و اخلاقی را آغاز کردند، اما متأسفانه سخنان شما در رسانه ملی آب پاکی را بر همه این مطالبات ریخت و آنها را نوعی «جنجال آفرینی» و سروصدای بیهوده خواند.

چرا وقتی به شهادت هر رهگذر منصفی، در فضای خیابان ها و اماکن عمومی جامعه آزادی لجام گسیخته برای ارتباط دختر و پسر وجود دارد و نیروهای انتظامی و بسیجی تقریبا هرگونه تحرک انتظامی در این حوزه را تعطیل کرده و انبوه صحنه های بدحجابی و منکرات دیگر هر روزه جلوی چشمان ما در حال خودنمایی است، شما به گونه ای صحبت می کنید که عکس این فضا در ذهن مخاطبان تداعی شود؟

گویی دختران و پسران، امروزه در خیابان های تهران با مشکل افرادی مواجه هستند که از نسبت آنان پرس وجو می کنند یا مدام به آنان امر و نهی می کنند.

فرمودید که هر وقت بحث مسائل فرهنگی پیش می آید، عده ای بانوان را دائما به عنوان متهم ردیف اول ذکر می کنند. واقعا نمی دانیم منظورتان از این حرف و بزرگ نمایی آن چیست. از خود می پرسیم کدامیک از مطالبه کنندگان مقابله جدی با مفاسد اجتماعی در یکی دو ماه اخیر چنین منظوری را در مواضع خود داشته یا ابراز کرده اند؟

بر فرض که در ذهن عده اندکی از این جمع به غلط این تصور باشد، این چه ربطی پیدا می کند به اصل مطالبه این جبهه که برخوردی قاطع، فراگیر و جامع با مفاسد اخلاقی اعم از بدحجابی و سایر بی عفتی های رایج چه در میان زنان و چه در میان مردان است؟ آیا منصفانه است که از زیر پاسخ این مطالبه بحق فرار کرده و بعد با ارائه یک روایت ناقص از آن، اصل صحبت را مورد هجمه قرار دهیم؟

قطعا در میان مفاسد اجتماعی، پدیده بدحجابی - که البته امروزه دیگر فراتر از بدحجابی صرف است و به جولان عشوه گری و مانکنیزم در مکان های مختلف تبدیل شده - از اهمیت و توان تخریبی خاصی برخوردار است که سرچشمه بسیاری از مفاسد دیگر می شود و این پدیده به طور طبیعی در میان زنان کشور رواج بیشتر و آثار تخریبی گسترده تری دارد.

اگر مشکل شما این است که امثال ما، زنان را تنها متهم یا متهم ردیف اول این قضیه می دانیم، به صراحت این اتهام را از خود دفع کرده و می گوییم متهم ردیف اول، خود حضرت عالی، وزرا، سایر مسئولان قضایی، انتظامی، تقنینی و فرهنگی نظامند که پیگیر وظیفه خود در بسترسازی فرهنگی، اجرای لایحه عفاف و حجاب و نظارت بر رعایت حدود شرعی در فضای عمومی کشور و دستگاه های زیرمجموعه خود نیستند.

آقای احمدی نژاد! می دانیم آهنگ کلاممان تند و تیز است و احتمالا موجب تکدر خاطر جناب عالی خواهد شد،. اما بدانید که پنج سال از شروع دولت شما و انفعال آزارنده شما در پاکسازی فضای اخلاقی جامعه را سپری کرده ایم و بدون هیچ گونه تظاهری کارد به استخوانمان رسیده است.

بدانید که از سر دلسوزی نسبت به دولت شما و موفقیت آن در اجرای آرمان های متعالی اسلام این حرف ها را با شما در میان می گذاریم و هیچ هدف و غرض سیاسی و تخریبی در دستور کار نیست.

شما در صحبت هایتان مدام تأکید می کنید که در مسئله مفاسد اجتماعی باید فقط با آنانی برخورد کرد که سازمان یافته و با نیت تخریب دست به این اعمال می زنند.

سوال ما از شما این است که آن کسی که غیرسازمان یافته و بدون نیت مشخص تخریب، عملا دست به تخریبگری و اشاعه مفسده می زند، چرا نباید با او برخورد شود؟ مگر مصالح اخلاقی یک جامعه به نیت و درون افراد ارتباط پیدا می کند؟ مگر حرام آلود شدن نگاه های مردان، ناامن شدن فضای روانی جوانان، کم شدن وفاداری های زوجین به یکدیگر، گسترش انواع و اقسام روابط نامشروع و خلاصه پوسیده شدن جامعه از درون که همگی برخی از آثار اشاعه فساد است، کم چیزی است که بخواهیم ملاحظه نیت و پشت پرده عمل افرادی که در ایجاد این فضا دخالت دارند را بکنیم؟

بر خود لازم می دانیم این نکته را به حضرت عالی متذکر شویم؛ رویه کنونی دولت شما در بازگذاشتن صحنه عمومی کشور برای جولان مهاجمان حجاب و عفت و عدم حرکت فرهنگی جدی در این زمینه، در عمل زمینه را برای گسترش چنین فضای مسمومی فراهم آورده است.

به خاطر داشته باشید که رهبری معظم، اخیرا در جمع مسئولان نیروی انتظامی تصریح کرده اند: «با برخی افراد که تعمدا یا از روی بی توجهی، چهره جامعه را از لحاظ دینی، نجابت و عفاف خارج می کنند نیز باید برخورد قوی و صحیح انجام شود» و طبیعی است که شما به عنوان فردی که ادعای سربازی ولایت را دارد، نباید فاقد چنین نگاهی در اظهارات و عملکردتان باشید.

می فرمایید که بدحجابی و مفاسد دیگر ریشه های فراوانی دارد که باید ابتدا آنها را رفع کرد؛ اولا به لحاظ منطقی و حقوقی و شرعی، این که یک رفتار غلط و جرم آشکار ریشه ها و علل دیگری در جاهای دیگر داشته باشد، نافی برخورد مستقیم با آن رفتار نیست. سایر انواع جرم های اجتماعی نظیر سرقت، تجاوز، رشوه خواری و حتی جرایم رانندگی همگی ریشه های فرهنگی، ساختاری و اقتصادی متعددی دارند که در هیچ کجای دنیا توجیه گر تعطیلی کار انتظامی در برخورد با آنها نیست. در ثانی پدیده بدحجابی فقط یک «معلول» نیست، بلکه خود «علت» مشکلات و مفاسد دیگری هم هست.

فرد بدحجاب اگر چه به یک معنا قربانی عوامل و زمینه هایی فراتر از کار خود است، اما در عین حال به خطر اندازنده مصالح دیگران نیز می باشد. هم باید اقدام ریشه دار فرهنگی و اقتصادی و غیره جهت رفع زمینه های عمل مجرمانه و خلاف شرع او به عمل آورد و هم چاره ای نیست در حین انجام عمل به او تذکر داد و در صورت نپذیرفتن تذکر، با او برخورد انتظامی نمود.

بنای مجموعه نیروی انتظامی کشور نیز چه در طرح سابق گشت ارشاد و چه در بحث های فعلی – اگر شما اجازه بدهید که به وظیفه خود بپردازند – این بوده است تا آنجا که ممکن است به سمت برخوردهای انتظامی و قهرآمیز با افراد نرود، که شما در صحبت هایتان القا کننده وجود چنین فضایی هستید و از آن اظهار نگرانی می کنید.

البته در هر طرح گسترده انتظامی همانند همه اقدامات دیگر حاکمیتی، موارد اجتناب ناپذیر خطا از سوی عاملان طرح به وجود می آید که نباید به خاطر آنها اصل این اقدامات و مصالح مترتب بر آن را زیر سوال برد.

از سوی دیگر اگر اندکی با اصول اولیه حقوقی آشنا باشید اذعان خواهید کرد در مقابل هر قانونی کسانی هستند که زیر بار تذکر و اخطار نمی روند و قاعدتا باید با آنها با قاطعیت و مجازات رفتار کرد تا ضمانت اجرای پیشگیری از جرم باشد.

جناب رئیس جمهور! دقت داشته باشید که فلسفه برخورد انتظامی با جرایم، صرفا اصلاح افراد مجرم نیست، که در درجه اول بازداشتن دیگران از تکرار عمل مجرمانه و نگهداری از حریم امن جامعه است.

نهادهای فرهنگی دولت شما و سایر نهادهای مسئول دیگر، باید وظیفه خود را در جهت ترغیب افراد به رعایت احکام الهی انجام دهند و نهادهای انتظامی و قضایی نیز باید از حریم امنیت اخلاقی جامعه مراقبت و از سرایت جرم به سایر افراد و فضاهای جامعه جلوگیری کنند.

آقای احمدی نژاد! اگر بهتر به واقعیات بنگرید و نخواهید از کنار آنها با تعارف و مسامحه عبور کنید، می بینید که مفاسد اخلاقی و مظاهر بی عفتی در جامعه اسلامی بدون هیچ اغراقی روند خطرناکی پیدا کرده و امنیت ذهنی، روانی و خانوادگی جامعه را در شهرهای بزرگ و کوچک کشور مختل نموده است.

به گفته مسئولان و ناظران امر، بحران جنسی در صدر مهمترین مشکلات حوزه جوانان است که از آبشخورهای اصلی این بحران فضای ناامن اخلاقی جامعه می باشد.

در دانشگاه ها و اماکن دیگری نظیر مترو و مجتمع های تجاری و غیره حفظ حریم زن و مرد بسیار کم رنگ شده است. حتی در حوزه های ورزشی نیز به واسطه مسامحه مسئولان دولت شما، بانوان نماینده کشورمان با حجابی ناقص در میدان های خارجی ظاهر می شوند. محصولات مخرب فرهنگی بدون هیچ گونه کنترل و نظارتی در فضای جامعه اسلامی دیده می شوند، پرده سینماهای کشور بعد از پنج سال همان سوژه های ابتذال رایج میان مردم را به نمایش می گذارند و خلاصه امر نظارت بر فضای اخلاقی جامعه به امان خدا رها شده است.

همگان از خود می پرسند که چگونه است دولت مکتبی جمهوری اسلامی در باب برهم زنندگان امنیت سیاسی کشور این قدر حساسیت دارد و کوچکترین تحرکات این گونه را رصد و خنثی می کند، اما میدان را برای فسادهای گوناگون اخلاقی و فرهنگی باز گذاشته است.

جناب رئیس جمهور! جمعیتی که در میان انبوه مردم انقلابی، در اقلیت محسوب می شوند و غالبا هم به اقشار مرفه و ناراضیان سیاسی جامعه تعلق دارند، آگاهانه یا ناآگاهانه در حال تخریب فرهنگ جامعه هستند. این جماعت چه با وجود گشت ارشاد و چه بدون آن، از حاکمیت کشور و عملکرد دولت شما ناراضی و نالان اند، و دل به یک سبک زندگی اسلامی نمی دهند.

این واقعیتی است که با چند همایش و بروشور و لبخند و کارهای رایج فرهنگی دیگر عوض نمی شود و هیچ وقت حجاب و عفاف اسلامی در میان اینها به فرموده شما تبدیل به «معروف» نمی گردد.

آیا ضروری نیست به خاطر حفظ فضای کلی جامعه و انبوه مردمان در شهرها، روستاها و مناطق نسبتا مصون مانده به چنین اقدامی دست زد؟ چرا باید آهنگ سخنان شما - که زمانی تسلی بخش دل های رنج دیده مستضعفین جامعه بود- ناخواسته به خواسته های نامشروع مرفهان بی درد گرایش یابد؟

و بالاخره آقای رئیس جمهور! موج گسترش مفاسد اخلاقی- از جمله بدحجابی-طراحی شده از سوی دشمنان نظام آن چنان قوی و شتابان است که در کنار سرمایه گذاری های فرهنگی زیربنایی، باید حتما با ابزار اقتدار اجرایی و انتظامی جلوی این سیل را گرفت در غیر این صورت طی سالیان آینده خیابان های تهران و اماکن دیگر به فضای کنونی حاکم بر جوامع غربی نزدیک خواهد شد و پرده های حیا و دینداری در جامعه به کلی دریده خواهد شد.

از شما مجدانه می خواهیم این «معضل» را پیش از تبدیل به «بحران» جدی گرفته و خطر این مفاسد را کمتر از مفاسد اقتصادی و سیاسی نبینید. این نوعی عدم توازن در منطق آرمانگرایانه شماست که بارها – و البته بحق – تکرار می کنید که جلوی ضایع شدن یک ریال از بیت المال را می گیرید، اما انبوه مفاسد اخلاقی در کلام شما کمترین ضریب پرداخت را هم ندارد و بلکه از طرح کنندگان چنین موضوعاتی شکوه می کنید.

امام راحل عظیم الشأن که ما، شما را پیرو راه آن حضرت می دانیم، در مورد هیچ مسئله ای از مشکلات کشور نفرمودند که در صورت عدم جلوگیری مسئولان، مردم خود می توانند اقدام به جلوگیری کنند، جز در بحث آزادی های خلاف شرع و عفت عمومی در باب پسران و دختران، که در وصیتنامه خود بدان تصریح کردند. و این اهمیت خاص چنین مسئله ای را در دغدغه های آخرین آن مرد بزرگ برای آینده جمهوری اسلامی می رساند.

در پایان ما بسیجیان دانشگاه امام صادق(ع) که دولت شما را در عمل به ارزش های متعالی اسلام بسیار جلوتر از دولت های قبل می دانیم ضمن اعلام بغض و گلایه خود نسبت به تخریبگران داخلی و خارجی دولت شما، خطاب به جناب عالی متذکر می شویم، ذهن و عمل خود را از اشتباه و کج فهمی مصون ندانید و در درستی مواضع خود و تطبیق آن با مبانی شریعت و خط امام همواره تأمل جدی داشته باشید - البته این خطاب را به خود نیز داریم. -

در هر صورت ما بسیجیان جامعه دانشگاهی آمادگی خود را جهت یاری دولتمردان برای حل مسئله حجاب و عفاف اعلام کرده و از حضرت عالی خواستاریم تا با حضور در جمع دانشجویان بسیجی شنونده این راهکارها باشید.




کلمات کلیدی :

نظر امام، رهبر انقلاب و شهید بهشتی درباره برخورد با بدحجابی

حضرت امام خمینی و رهبر معظم انقلاب در خصوص نقش دولت در برخورد با بدحجابی توصیه ها و سفارش بسیاری دارند.آنچه در ادامه می آید نمونه ای از توصیه این بزرگان است.نظر شهید بزرگوار بهشتی نیز درخصوص روش برخورد با بی حجابی در جامعه در انتها آمده است.

به گزارش جهان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، اجبار حجاب بانوان در اداره هاو سطح کشور را از اولویت های برنامه های فرهنگی نظام قرار دادند و ذره ای در این امر نرمش از خود نشان ندادند، چرا که بی حجابی و بی بندوباری را به حق ترفند استعمار برای تخدیر و به نابودی کشیدن نسل کشورها می دانستند. 

بنابر این از همان روزهای اوّل انقلاب به مسئولان دولت وقت، برای جلوگیری از بی حجابی نهیب زدند: «الآن وزارتخانه‏ها- این را مى‏گویم که به دولت برسد، آنطورى که براى من نقل مى‏کنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زنهاى (بى حجاب) بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» صحیفه نور ج‏6 329

«حجاب ایران، حجاب اسلام، همین مقدارهاست. اسلام اینجا و آنجا ندارد. لکن یک جهات خارجى گاهى در کار هست. به طورى که یک مفسده‏اى باشد، یک اختلاف اخلاقى بشود، یک- عرض مى‏کنم- چیزهایى باشد، البته آن وقت باید جلوگیرى بشود ؛ اما اگر نباشد اینطور، و ساده باشد و مثل سایرین با سادگى باشد، نه؛ بى چادر(بامانتو) مانع ندارد.» صحیفه نور ج‏3 499 

حضرت امام کمترین مماشات در این امر را نمی پذیرفتند و بدنه مردم را به حفظ ظاهر اسلامی کشور فرا می‌خواندند، چنانچه وقتی حضرت ایشان با خبر شدند که در سواحل دریا بی بندوباری و اختلاط صورت می گیرد برآشفته شده و فرمود: «براى اینکه اسلام جلوى شهوات را مى‏گیرد؛ اسلام نمى‏گذارد که بروند توى این دریاها شنا کنند. پوستشان را مى‏کند! ...که بعد از اینکه مى رفتند زن و مرد در دریا، زنها همان طور و همان طور مى‏آمدند توى شهر! مردم هم جرأت نمى‏کردند حرف بزنند. امروز اگر یک همچو چیزى بشود، اینها را ما خواهیم تکلیفشان را معین کرد. و دولت هم معین کرد. البته دولت [به‏] طورى که وزیر کشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم مى‏گیرند. مگر مازندرانیها مى گذارند یا رشتیها مى‏گذارند که باز کنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوى‏اى‏ها (بندر انزلى) مرده‏اند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر مى‏گذارند اینها را؟ تمدنهاى اینها این است. آزادى‏اى که آنها مى‏خواهند همین. این جور آزادى! بروند قمار بکنند و با هم بشوند و با هم [سرگرم عیش و نوش‏] بشوند آزادى در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزادیها را که مادون فساد باشد داده. آنى که جلو گرفته فسادهاست که جلویش را گرفته است. و ما تا زنده هستیم نمى‏گذاریم این آزادیهایى که آنها مى‏خواهند، تا آن اندازه‏اى که مى‏توانیم، آن آزادیها تحقق پیدا کند. » صحیفه نور، ج‏8، ص: 339 

نظر رهبر انقلاب؛برخورد قاطع با فساد فردی، اجتماعی 

رهبر انقلاب با تاکید بر مقابله با عمل مفسدانه در سطح فردی، اجتماعی و سیاسی خاطر نشان کردند: لازمه اصلی مقابله با فساد، نبود فساد حتی در کمترین میزان، در دستگاه مقابله کننده با فساد است. 

ایشان همچنین نیروی انتظامی را به برخورد کاملاً جدی با مفاسد اجتماعی توصیه و تأکید کردند: باید در مقابل کج روی و عمل مفسدانه فردی، اجتماعی، و سیاسی بطور قاطع برخورد شود.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در برخورد با برخی افراد که تعمداً یا از روی بی توجهی چهره جامعه را از لحاظ دینی، نجابت و عفاف خارج می کنند نیز باید برخوردی قوی و صحیح انجام شود. 

دیدگاه شهید بهشتی؛قدرت در برخورد با بدحجابی

آیت‌الله دکتر شهید بهشتی طی سخنانی در خصوص مسئله حجاب، به تلازم بین اقناع و اعمال قدرت در این زمینه تأکید کرده‌اند که متن آن در ذیل می‌آید:

توضیح، بیدار کردن و اقناع و در یک مقطع مناسب، قدرت نیازمند این امر است، البته قدرت بدون زور سامان پیدا نکرده است.
آیا اجازه می‌دهید عین این مطلب را در رابطه با دزدی‌ها عمل کنیم، یعنی بگوییم«ای پاسداران،‌کمیته‌ها و پاسبان‌ها تشریف ببرید و شب‌ها در منازل‌تان بخوابید، چون ما به وسیله رادیو و تلویزیون، دزد‌ها را اقناع می‌کنیم تا شب‌ها دزدی نکنند و قبل از اینکه اقناع کنیم نیز زور به کار نمی‌بریم». آیا اجازه می‌دهید این کار را انجام دهیم!

چه فرقی میان آن دزد مال و خانم خودآرایی که به عمل خودآرایی دست می‌زند وجود دارد و این خانم،«دزد سلامت اخلاق مردان است» و آن مرد بوالهوسی که خودآرایی و خودشیرینی می‌کند و قصد جلب‌نظر خانم‌ها را دارد، آن هم«دزد سلامت اخلاق است» و باید هم به وسیله اقناع و هم به وسیله قدرت جلوی هر دو را گرفت.

مدیریت در این خصوص باید از این دو طریق باشد و اقناع بودن قدرت، تاکنون تجربه تاریخی اداره هیچ جامعه حتی صد هزار نفری را نداشته است و قدرت بدون اقناع، دیکتاتوری به حساب می‌آید و کار ساز نیست، پس اقناع و قدرت در این خصوص باید با هم به کار برده شوند.



کلمات کلیدی :

با شبکه اجتماعی حامیان ولایت آشنا شوید

عصری که ما در آن زندگی می کنیم، مثل همیشه عصر نبرد حق و باطل است، عصری که جنگ در آن خیلی بی پرده تر و ماهرتر و گسترده تر از گذشته شده است؛ و فضای سایبری امروز عرصه نبردی ناجوانمردانه و نابرابر شده که در آن سپاه اهریمن با تمام قوا در آن تجهیز شده است و می طلبد که صفوف سپاه حزب الله در آن منظم تر و هماهنگتر شده تا در این جبهه نیز ضربات مهلکی بر پیکره دشمن وارد نماید.

یکی از اتفاقاتی که این اواخر رخ داد استفاده دشمن از شبکه های اجتماعی در جهت منافع خود بود. آنها با تمام مهارت با استفاده از جوامع مجازی یا به اصطلاح شبکه های اجتماعی فضا را با شایعه و دروغ پراکنی هایشان در دست گرفتند به طوری که هر فرد غیر مطلعی اگر می دید، گمان می کرد که کل فضای نت فارسی را آنها قبضه کرده اند و حال اینکه حقیقت چیز دیگری است، آنها فقط از سلاح بهتری بهره می بردند.

در مقابل این سلاح، سلاح حزب الله که تکیه همیشگی اش بر قدرت ایمان و باور صحیح است قرار دارد، و  اینک وقت آن رسیده که با سلاحی که دشمن علیه ما از آن بهره می جسته خواب بهره جویی از فضا را بر آنها آشفته نماییم.

 با 2 هدف راه اندازی شده است:

1.ایجاد یک فضا جهت تعامل نظر، دوستی و هماهنگی میان فعالین وبی جبهه حزب الله.

2.فرهنگ سازی در میان اهالی حق در جهت آشنایی با نحوه برخورد با اهریمن.

جهت دسترسی به این شبکه از طریق این لینک http://velayatmadaran.ir/می توانید وارد

 

شبکه اجتماعی حامیان ولایت، جامعه مجازی ولایتمداران 

 

شوید



کلمات کلیدی :
   1   2   3   4   5      >