سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

غربت تو

سلام ای مادر می نویسم سطری تا که درددل خود با تو کنم ای مادر چند وقتی است که خیلی خستم ،حال وروزم شده آه میدانم که الان وقتش نیست مردم شهر همه میگویند اینجا جایش نیست اصلا ای کاش قلم برکاغذ خشک شودونگویم که چه شدکه دلم تاب ندارد گوید ...

القصه: که یکی بود و نبود غیراز او. مادری بود که مهر از نفسش میجوشید وجوان بود ورشید به همراه پدر، دو یاور، قهرمان بود پدر، مرد مرد، زندگی زیبا بود گرم گرم ،عطر گل یاس در سحر می پیچید در فضای خانه . بچه ها می گشتنددور مادر وپدر چون گل و چون پروانه، همه عاشق بودند درقالب لفظ بیان نتوان کرد آنگاه که بابابزرگ می آمد وسلامی میدادمی نشست درخانه  همه دوراوجمع ،گل، شمع ،چراغ، لاله وپروانه تاکه یک روز یک روز غریب پر کشید وسفری دور برفت غربتی سرد  جای او رابگرفت مادرم روزوشب گریه کارش شده بودازغم و از ماتم دلمان سوخته بود بگذریم همه چیز گفتنی نیست وجایش هم نیست مردم شهر چنین میگویند باشد حرجی نیست  تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهدبود .

القصه :عصر دوشنبه بود خانه بیت الاحزان شده بود، هرکسی در خانه زیر لب زبان گرفته بود ، گوشه ای نشسته بود ،ناگهان کوچه پراز سر وصداشد وآن سارغ دون پشت درآمده بود، نعره ای زد وپدر راطلب کرد که بیرون برود، گفته بودم مادر عاشق ودلباخته ی بابا بود رفت پشت در خانه مادر وصدازد ای دزد برو ما را به غم خویش تنهابگذار توکه آنچه خواستی دزدیدی ازاینجا برو دزد،غاصب اماکوچه را پر زاراذل کرده ،کوچه ی تنگی بود،  دزد نامرد صدازد که بگو مرد خانه بیاید بیرون مادر گفت که من پشت درم دزدگفتا واگرچه باشی...  

القصه :دود بود، آتش وهیزم ،هجوم گرگ ها، لگدی بردرخورد نمیدانم چه شد مادر گفت ... وای بی حیاگل کجا؟ ضربه ی مسمارکجا؟ و... دستان پدربسته ،پهلوی مادر شکسته و به دنبال پدر خیزان بود، به کمربند پدر دست خود را آویخت، بلکه اورانبرند، دزد برنوکر خویش گفت بزن گفت زن را بزنم  یاشوهر گفت دستی که کمر را گرفته توبزن، وزدندباغلاف شمشیر ،تازیانه ،لگد، کوچه تنگ، مادرم تنها بود، زیردست وپابود ،چادرش... بچه ها دست به سر ناله فغان پدر دست بسته، کشان کشان... خدایا درشهر دریغ از یک مرد دریغ ازیک مرد !

القصه : درد پهلو کم بود پسر سقط شده مادرم را تنها به درون کوچه خسته و بشکسته،  آنچنان زد که یکی از غاصب و یکی از دیوارمادرم سیلی خورد وچنان نقش زمین شدکه دگر...خوب شد که ندید این را  پدرم بود پدر جنگاور وهمه شهر نباشد طرفش، مظهر غیرت بود اما چه کند؟  چاره نداشت غیر از صبر ،ومادر نگذاشت که پدر روی کبودش نگرد !

القصه:روزهای آخر آن مادر که جوان بود ورشید حال قد او خم شده بود وچه قدر پیر! چه قدرپیر شده بود!پدرم هم چه قدر زمینگیر شده بود !چه قدر پیر شده بود !پدرم مادر را به آغوش کشید، اشک او برصورت مادرچکید ،مادرم آمد به هوش دست رابالا برد واشک مظلومی پدرم پاک نمود اشک خود جاری شد زیر لب گفت که این گریه برای من نیست ازبرای غربتت باشد بعداز رفتنم و چشمانش بست  وبه دل گفت : وای پسرم آخ برای پسرم  .... 

مادرم خاک براین دهنم که یکی نکته زهزاران گفتم وخدا میداند که چه ها درسینه است که دگر طاقت گفتن نبودو اصلا شاید نبایدگفت که آنکه رااسرارحق آموختند مهر کردندودهانش دوختند



کلمات کلیدی :

انتقام خود را از آل سعود خواهیم گرفت

 حضرت امام روح الله: انشاء الله در آینده انتقام خود را از آل سعود خواهیم گرفت.

 (آیازمان آن نرسیده؟)

 امام می فرمایند : "اگر از جنایت های صدام بگذریم از آل سعود وجنایت هایش نخواهیم گذشت."

امام خامنه ای :این خیزش‌ها در منطقه ادامه خواهد یافت.وعده الهی می فرماید : ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین.پس به وعده خدا اعتماد کاملی داشته باشید که می گوید ولینصر الله من ینصره ان الله لقوی عزیز

(ای خاین الحرمین وای خادم الشیاطین"باش تا صبح دولتت بدمد کاین هنوز از نتایج سحر است")

 

بوش و ملک عبدالله

ای خاین الحرمین جیره خور یهود وصحیون اسراییل وآمریکا ای خاین المسلمین ای قاتل المسلمین می آییم وانتقام سیلی مادرمان زهرا، پهلوی شکسته اش وجنین سقط شده اش انتقام راس بریده حسین و انتقام خون های به ناحق ریخته شده شیعیان بحرین انتقام مظلومین ومسلمین عالم را از شما سفاکان نسل ابوسفیان میستانیم ایها الطلقاءیابن الطلقاءصدای خورد شدن استخوانهایتان زیر پای مستضعفین جهان می آید خواهیم آمدوانتقام خواهیم گرفت دیگر تمام عالم را بوی گند جنایات شما وهابیون زنازاده واربابانتان اسراییل وآمریکا فراگرفته وما آرام نخواهیم نشست حزب الله ازشما انتقام خواهد گرفت . یا ایهالمسلمون وقت انتقام رسیده الیس الصبح بقریب؟


دفاع از اسلام یک عنوان فقهی  براساس احادیث بسیار آمده است که آنجا که کیان اسلام به خطر افتد همه باید در عرصه دفاع وارد شوند و هیچ شرطی در میان نیست نه وجود امام و حتی گفته‌اند که اگر بچه‌ها هم بتوانند وارد شوند دفاع تکلیفی عقلایی است.
از نگاه قرآن امت اسلامی یکپارچه است، به هر مسلمانی در هر گوشه‌ای از دنیا آسیب وارد شود مثل آن است که به اسلام آسیب رسیده است مسلمان‌ها یک پیکرند.در روایتی از امام صادق(ع) که از خاتم الانبیاء نقل می‌کند آمده است که "کسی که احساس مسوولیت در برابر مسلمان‌ها نکند نامسلمان است و کسی که در گوشه‌ای از دنیا صدای مظلومیت مسلمانی را بشنود و به فریاد او نرسد نیز نامسلمان است" از این رو ما با مسلمانان زن و مرد بحرینی که خانه آنها مورد تجاوز حرامیان و اشغالگران است همدردی می‌کنیم و در غم و رنج آنها خود را شریک می‌دانیم و به آنها این پیام را می‌دهیم که بایستند و مقاومت کنند چرا که پیروزی از آنهاست. دشمن می‌خواهد آنها را ملول ببیند و آنها را از راه مقدس‌شان خارج کند اما شما پیروان مکتب اسلام و سیدالشهدا هستید و فریادتان هیهات من الذله است.
بالاتر از دفاع از اسلام دفاع از مظلوم تکلیف ماست دفاع از اسلام، مسلمانان مظلوم . متاسفانه در بلاد اسلامی شاهد منکرات بسیاری هستیم که یکی از آنها تولی کفار و بیگانگان است. تولی به معنی پذیرش رهبری و دوستی آمده است اما متاسفانه امروز در جهان اسلام دول اسلامی تولی به معنای پذیرش رهبری بیگانگان را مصداق قرار داده‌اند مایه شرمساری است که دول بیگانه، صهیونیسم یهودی و مسیحی در لندن تکلیف لیبی را تعیین کنند این بالاترین نوع تولی است و مایه ننگ برخی دول است که تحت امر مستقیم آمریکا عمل می‌کنند. این در حالی است که صهیونیزم یهودی و مسیحی هوای همدیگر را دارند و ضد اسلام هستند آنکس که تولی آنها را بپذیرد از آنهاست. حاکم بحرین تولی آمریکا و وزیر دفاع صهیونیست این کشور را می‌پذیرد و این عین منکر است.
 ما امروز در بحرین شاهد جنایات بزرگ دیگری هستیم، تعرض به جان مسلمانان چیزی است که صحنه‌های فجیعی از آن را در روزهای اخیر شاهد بوده‌ایم. در مقابل دوربین‌ها به مغز یک مسلمان شلیک می‌کنند و او به زمین می‌افتد اما صدای مدعیان حقوق بشر شنیده نمی‌شود جان و حرمت مسلمان به گفته خاتم‌الانبیاء (ص) بالاتر از حرمت کعبه است. مومن در مذهب ما گرامی‌ترین است.
این در حالی است که جرم مسلمان بحرینی پیروی از مکتب اهل بیت عصمت و طهارت است.
عضو هیات رییسه مجلس خبرگان رهبری در ادامه تصریح کرد: امروز شاهد فتواهای شیطانی از سوی آخوندهای خائن وهابی تندرو هستیم که فتوا به اباحه بودن جان و مال مسلمان را می‌دهند. این فتوا قلمش قلمش اوباما و نتانیاهو است قلم استکبار است و ضد پیغمبر اکرم(ص) است. این آخوند خائن وهابی تندرو می‌گوید؛ "جان و مال مسلمان محترم نیست چون محب علی(ع) و فاطمه (س) است" این فتوای شیطان است.
شاهد هستیم که در بحرین مجروحین معترض را به بیمارستان می‌آورند و در آنجا آنها را دستگیر و با‌ آن حال وخیم به زندان می‌برند و شکنجه می‌کنند آنها به کودکان هم رحم نمی‌کنند و در حال حاضر ده‌ها نفر دستگیر و مفقود هستند در میان دستگیرشدگان زنان و به ویژه زنان باردار وجود دارند. الان نوامیس و جان و مال مسلمانان در بحرین امنیت ندارد و سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری ساکت هستند. در منظر آنها دوربین‌ها جنازه‌های بر زمین افتاده را نشان می‌دهد. اما آنها فریاد بر نمی‌آورند.
 قیام بحرین مثل قیام مصر و تونس است آنها حاکمیت اسلام را می‌خواهند و اینکه استقلال‌شان و حاکم بودن بر سرنوشت‌شان را داشته باشند نمی‌خواهند آمریکا سرنوشت‌شان را رقم بزند. بحرینی‌ها به دنبال آن هستند که بدانند به چه دلیل یک خانواده 40 سال باید بر سرنوشت‌شان حکومت کند. این حرف‌ آنها اسلامی، ‌عقلایی و حقوق بشری است اما با گلوله به آنها جواب می‌دهند.(آیت الله سید احمد خاتمی)

 



کلمات کلیدی :

جواب سوالات شما

 ذیل یادداشت دلی اندر دل صاحب دلان است نطری برایم آمد که وظیفه دانستم جوابی بنویسم :


سوال: به نظرم شهیدبشیم که چی بشه اول بایدتوی این دنیای پیچیده خودمون خدامون دنیامون جهان اخرت وخیلی چیزای دیگه رودرک کنیم بعدبه شهادت فکرکنیم وهمچنین رسیدن به عرفان واقعی بهترازشهیدشدن است چون خیلی ازشهیدان ادم خوبی نبودن توی لحظه تصمیم گرفتن وشهیدشدن.البته نمیخوام به شهیدان توهین کنم؟

 
--------------------------------------------------------------------------------
جواب: الحمدلله که شما میخواهیدحضرت حق تعالی ودنیاوآخرت رو درک کنید(من این فی این والی این) و این همون چیزی است که ذات اقدس اله ازبندگانش میخواهد من قصد ندارم مفصل بحث کنم چون شهادت خیلی مطلب لطیفی است وازعهده من آلوده خارج است که در رابطه با این مقام حرفی بگویم اما فی الجمله بدانید شهادت همان معرفت الله به طور کامل ومشاهده پروردگار بالمعاینه است وجدای از معرفت نیست ومعرفت هم ره صدساله نیست که شهید بخواهد یک شبه طی کند بلکه ما عرضه نداریم که صدساله هم نمیتوانیم این راه رابرویم آنکه ظرفیت فیض راپیدانماید حتی در یک لحظه فیض شهادت به او میرسد شهادت یعنی عاشق تمام هستی اش را فدای معشوق ومحبوب نماید شهید نظرمیکندبه وجه الله. البته نکته ای را متذکر شوم وآن اینکه هرکس که در جنگ کشته شود شهید به این معنا که مقصوداست نیست شهادت را قابلیت لازم است وخدا آن رامختص اولیای خویش کرده است برای ملموس ترشدن این مطالب به پست های قبلی که راجع به سیدالشهدا علیه السلام نگاشته ام نظری افکنید پایین این مطلب برخی ازآنان را میگذارم


 قرنهاست از عاشورا گذشته است اما این حادثه دایما در قلب عالم  در جریان است  .

 

 

برای درک این روز عظیم ورسیدن به قافله ی عارفانه وعاشقانه سیدالشهدا سلسله مراقبتهایی را سزاواراست.

همان گونه که برای حقیقت شب قدر مراقباتی لازم است تادرک شود آری برای درک مصایب، معارف وعبرتهای عاشورا  آمادگی ومراقبت نیاز است.

 باید دایما متوجه این معنا باشی که حضرت حسین آرام آرام دارد در سرزمین کربلا حاضر می شود عده ای به او ملحق وعده ای از او جدامی شوند

آنها که جدامی شوند نه به این خاطر که محب حسین نیستند جدا می شوند چون محبتشان به حسین  بعد از محبتشان وتعلقشان به دنیاست.

باید محاسبه کنی  این نفس را وببینی  که آیا در برابر ندای من کان باذلا فینا محجته علی لقاءالله فلیرحل معنا (آنکه با ماست ومی خواهد خونش را در راه خدا بدهد پس با ما همسفر شود) که از حلقوم عرشی حجت بالغه پروردگار خارج شد چگونه است  ؟

نگاه کن که نفست  با تو چه می گوید ؟ می گوید سرعت بگیر وخود را به حسین برسان یاتورابه تاخیر می اندازد و یا از یاری عزیزالله باز می دارد.

بدان که تا عاشورا فرصتی نمانده است  اگر می خواهی به حسین برسی باید هرچه تعلق است کنار بگذاری هرچه فاصله است از میان برداری وهر محبتی غیراز محبت یگانه محبوب  را از دل بیرون کنی واز غیر او منقطع شوی.

وبدان سلوک با عاشورا راه ورود به حرم امن ولایت است والبته ورود به این محیط صعب مستصعب است اما بعد از ورود حصن حصینی است که انسان را از هر عذابی مصون می سازد.

وآنها که در این محیط وارد شدند خود را فراموش نموده وجذبه های ولایی سیدالشهدا به گونه ای آنهارا برد که خبر از رنج ها نداشتند.

برادرم

باید باور کنی که هر سال موسم عاشورا موسم تجدید عهد وپیمان با ولی الله است ببین آماده ای مقابل  ثارالله قطعه قطعه شوی تا او نماز خود را بخواند یا نه؟

محاسبه کن وببین آنان که با حسین رفتند ودنیارا به کناری نهاده بهشت برین که تجلی از تجلیات سیدالشهداست به دست آوردند سود نمودند؟یا آنان که به خاطر دنیا وتملق گویی پست ترین مردم دنیا آخرت خود را فروختند ودر نهایت به آسایش دنیا هم نرسیدند ،ندیدی عمر سعد را که حتی به گندم ملک ری هم نرسید.

ندیدی آنهاکه بر بدن عزیز زهرا تاختند وقتی به پیش ابن زیاد رفته وگفتند ما کار بزرگی کردیم بهترین خلق خدارا کشتیم وقطعه قطعه وپایمال کردیم پس به ما پاداشی بزرگ بده  در جواب گفت :اگر می دانستید او بهترین انسان هاست چرا چنین کردید ؟و حتی در دنیا چیزی  نصیبشان نشد ووای بر آخرتشان!

بگذریم...

اما اگر می خواهی عاشورا را درک کنی باید مراقبه کنی باید محاسبه کنی!

 هر روز با خود بگویی یالیتنا کنا معکم فافوز فوزا عظیما وجایگاه خویش را نسبت به این شعار وفاصله ای که مانده تا به  حضرت حسین برسی بسنجی!

واگر فاصله  ای داری توبه کن توبه کن تا فاصله را از میان برداری.

عاشورا همواره تورا به محاسبه ومراقبه می خواند اگر از آنانی که عاشورا را درک کرده اند مراقبه ای تازه  شروع کن که  میان  حر وحبیب فاصله بسیاراست.

 واگر از آنانی که از قافله جامانده اند ودر قفس نفس خود محبوس مانده اندهنوز از برای پشیمانان راهی برای باز گشت باقی مانده است والبته بسیار 

بر محرومیت خود گریه کن، گریه کن ،گریه کن.....


واین بار بااشک مینویسم

السلام علی من بوجوده رزق الوری وقامت الارض والسماء

سلام برآن کسی که به واسطه وجود او ما سوی الله روزی میخورند وبه وجود او آسمان وزمین پابرجاست

السلام علی صاحب العصر والزمان

السلام علی صاحب العزاء

مهدی جان سلام خدا بر شما ای جان دل ،ای صاحب عزا بازهم ماه عزا رسید وشمابا آن شال سیاهتان وچشمهایتان که خون می بارد وزخم گردیده که هزارو اندی سال برجدخود صبح وشام گریسته است وحال دوباره  ماه محرمش رسیده  است  فدایت شوم

کدام محرم ؟

همان محرمی که در آن غنچه های خشکیده از عطش وپروانه های پرسوخته وکودکان هراسناک از خون وشمشیروآتش وزنان به اسارت رفته ی گرگان بیابان واجساد پایمال شده سم ستوران،درآن جلوه هایی آفرید که هرگز از ذهن عالم بیرون نخواهد رفت.

همان محرمی که  در آن سیدالشهدا فرزند عزیزش علی اکبر را که ممصوص فی ذات الله و اشبه الناس خلقا وخلقا ومنطقا به رسول الله خوانده بودش به میدان فرستاد  واماشد آنچه شد

همان محرمی که در آن ابالفضل العباس که محرم سر وعلمدارحسین و رشک آسمانیان وزمینیان بودباتمام غیرت وشجاعتی که داشت در حالی که تنها آرزویش دفاع ومحافظت از امامش بودبه امر امامش رفت ،رفت وعنان اختیارش را به دست عشق سپرد رفت تا آب بیاورد از برای اطفال اما شد آنچه شد.

همان محرمی که زینب ندید در آن مگر زیبایی ....

همان محرمی که علی اصغر ،عبدالله ،قاسم و....نوشیدند ازجام لایزال ذات احدیت وشد آنچه شد همان  که پروردگار در شانش فرمود ک ه ی ع ص

همان ماهی که مردی که عدم هردو جهان وابسته به یک گردش چشمان اوست وعالم امکان به قیمومیت وجود او پابرجاست دست یاری فرشتگان را کنار میزند وخود تنهای تنها قلبش را هدف تیر معشوق میکند آری آن تیرها آن سنگ ها آن نیزه ها همه به اذن خود او بر بدنش اثر میکرد وقومی که با او می جنگیدند از خود او نیرو میگرفتند اما حسین پا از عبودیت وبندگی خود فراتر نمی دهد که اراده اش فانی در اراده خداست ونکرد این کار را مگر لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله   .                                  

وهرچه به ظهر عاشورا نزدیک تر می شد چهره اش بشاش تر میشد و...

آری حسین به خاطر محبوبش دراوج مظلومیت خونین تن وتشنه لب ،سوخته دل و داغ دیده از اسب بر زمین فتاده سر بر سجده میساید وآنگاه شعله روی وآتشین رخسار آفتابش برمشرق نیزه طلوع می کند واین گونه به عشق ورزی شهره آفاق میشود.

وعالیترین مناظر عشق بازی وزیباترین مواطن جمال وجلال الهی ونیکوترین مظاهر اسماءرحمت وغضب را به نمایش میگذارد واین برای حسین جز وصول به اعلی درجه حیات جاویدان وفنای مطلق در ذات احدیت چیزی نبوده است وحسین در برابر فعل محبوب سراسررضایت وتسلیم است وبلکه خواست واراده او فانی در خواست محبوب است.

آری کربلا بزم عشاق وحسین مقتول عشق است وچه سرانجام زیبایی .حسین سلطان عشق وامام العاشقین هرچه داشت تمام وکمال  به ذات اقدس احدیت واگذار کرد وخدا نیز خود را به او بخشید وخود دیه وخون بهای اوشد.

واین گونه است که حرم حسین حرم الله می شود وزیارت حسین زیارت خدا در عرش ودر حرم او از همه جا آدمی بیشتر احساس نزدیکی به حق متعال میکند وچنین است که کشتی حسین اسرع واوسع در نجات بشریت وسیر وسلوک الی الله می شود.

واین مصیبت حسین است  که در آن تمام کاینات مضطرب وآشفته و آسمان وزمین خون میگریند (وجلت وعظمت مصیبتک فی السماوات علی جمیع السماوات )وچرا چنین نباشد که این مصیبت مصیبت کسی است که عالم به وجود او پابرجاست وزمین وآسمان وانسان از صنایع دست اوست .

وببین اوج مظلومیت را که چنین عزیزی باید در مقابل دشمن مجبور به معرفی اصل ونصب خود شود ؟وجواب آن هلهله ،کف ،صوت ،تیر ونیزه وسنگ باشد .عجب ازاین قوم ؟همان قومی که امت جدش خوانده میشوند که دارند با عین الله ،قلب الله ،یدالله ،ثارالله اینگونه رفتار می کنند.عجبا؟فلذافرمود ند:(عظمت المصیبه وجلت الرضیه )

واین چنین توهین به حسین وقتال باحسین توهین وقتال با مقام احدیت است ومظلومیت حسین مظلومیت خداست.

بگذریم ای صاحب من :

یابن الحسن ای لنگر آسمان وزمین ای قلب عالم عذر میخواهم خاک بردهانم نمی خواستم شمارا رنج دهم که میدانم این سخنها که شنیدنش برای ما درد آور است شما که دیده اید چه غم عظمایی دارید وفدای مادرتان فاطمه که این روز ها در کربلا وقتلگاه همراه پسرش شاهد عشق بازی حسین با پروردگار عالم است وچه میکشد  که من نمیدانم وشما میدانید . وفدای قلب صبور عمه جانتان زینب که وارث این عشق بازی ها از یک طرف سکه وشاهد مصیبت ها ودردها ازطرف دیگر این سکه است آقای من همه ی این هارا گفتم که بگویم محرم آمد پس مولای من یا صاحب العزاءاذن لنا فی البکاء فی مصیبه الحسین علیه السلام کربلا .کربلا .کربلا


 عجب سرزمین پر رمز ورازی که امیرعالم وآدم سر سلسله ی عارفان و عاشقان فرمودند :...ومناخ رکاب ومصارع عشاق شهداءلایسبقهم من کان قبلهم ولایلحقهم من بعدهم

واینجا محل فروخوابیدن شترها ومحل شهادت وعشق بازی عشاق همان هایی که کسی از پیشینیان برآنها سبقت نگرفت وکسی از پسینیان به مقام آنها  نمی رسد.

آری پروردگار عالم خاصیتی وسری در این سرزمین نهاده است که آن را قابلیت می دهد تا محل پرواز عاشق ترین انسان ها ومحبوبترین افراد نزد او به سمت اوشود .

وشایدآن رمز وآن سر این باشد که( کربلا محل بلا ومحفوف به بلاست)

آری وخداوند بلا را برای اولیای خود اسرع طریق برای قرب وبهترین نردبان  برای سیروسلوک قرار داده است.

وهمین ابتلاست که قلب سالک را آماده ی محبت حضرت محبوب می نمایدودر این محبت است که سالک قربانی یار می شود واین نمی شود مگر درمقام وفای بالله وآن  مقام این باشد که عهد ببندد که وارد میدان بلا شودوآنان که به این مقام رسیده اند واین عهد رابسته اند به مقام شکر در بلا هم می رسند (اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم )

ودر این میان بلای عاشورا عظیم ترین ابتلاست

و چه زیباست سلوک همراه با ابتلای  عاشورایی حسین  علیه السلام

وچه زیباتر اینکه حسین مارا در بلای خویش شریک نماید

که آنچه در شب عاشورا ودر آخرین مرحله امتحان ،برای ورود به عاشورا اتفاق افتاد این بود که سیدالشهدا علیه السلام عنایت فرموده اصحاب را در این بلای عظیم شریک نمودند ، تا امتحان پس دادند واستقامت کردند وماندند آنان ابتلای عظیم حسین را در ظرف وجودی خودشان شهود نمودند وهمین بود که آنان را بی تاب کرده بود وباهمه وجود تلاش می کردند تا برای ولی خدا خویش را فدا کنند تا فنا شوند

 وفنا شوند تا به بقاءبرسند...خوشا به حال آنان ویا لیتنا کنا معهم

وبیایید چنین دعاکنیم که ان یجعلنی معکم فی الدنیا والاخره وان یثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا والاخره واساله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله وان یرزقنی طلب ثاری کم مع امام هدی ظاهر ناطق بالحق منکم اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود وثبت لی قم صدق عندک مع الحسین واصحاب الحسین الذین بذلوا مهجم دون الحسین علیه السلام  .


قال الصادق علیه السلام :کان فیما ناجی الله عزوجل به موسی بن عمران علیه السلام {ان قال له :یابن عمران !کذب من زعم انه یحبنی فاذا جنه اللیل نام عنی الیس کل محب یحب خلوت حبیبه ؟ها انا ذا یا ابن عمران }مطلع علی احبایی اذا جنهم اللیل حولت ابصارهم من قلوبهم ومثلت عقوبتی بین اعینهم یخاطبونی عن المشاهده ویکلمونی عن الحضور یابن عمران هب لی من قلبک الخشوع ومن بدنک الخضوع ومن عینک الدموع فی ظلم اللیل وادعنی فانک تجدنی قریبا مجیبا


حضرت امام صادق علیه السلام فرمود:پروردگار به حضرت موسی بن عمران علیه السلام فرمود :ای فرزند عمران دروغ می گویدآن که گمان می کند مرا را دوست دارد اما به هنگام تاریکی شب در بستر غفلت ازمن می آرمد آیا این چنین نیست که هر محبی به دنبال خلوت با محبوبش میباشد ؟هان آگاه باش که من از محبانم آگاهم هنگامی که تاریکی شب آنها را فرا می گیرد دیدگانشان را از توجه به خودشان بر میگردانم ،وعقوبتم را در مقابل چشمانشان تمثل می بخشم ،مرا خطاب قرار میدهند در دیدارمن وصحبت میکنند بامن در حضور من ای پسر عمران از قلبت خشوع را واز بدنت خضوع را واز چشمانت اشک در تاریکی شب را به من اختصاص ده و بخوان من را که مرا نزدیک و اجابت کننده خواهی یافت
بحار الانوار جلد70صفحه 14

واینگونه است که میان عاشق ومعشوق ارتباطی است عجیب وکششی است خاص از سوی معشوق که عاشق را این گونه واله وسرگردان خویش میسازد که در ظلمت شب وی را به خلوتگاه راز میکشاند وبدان جا میرساند که میان محبوب ومحب ذاکر و مذکور عاشق ومعشوق پرده ای نمیماندو محب در محضر ومرآی محبوب باوی تکلم میکند و اورا بسی نزدیک تر از آنچه در تصور آید میابد


هرچه گشتم تا مصداقی برای این معنا سوی المعصومین علیهم السلام پیدا کنم بالاترین مصداقی که به ذهنم آمدجز عمه جان امام زمان عجل الله تعالی عقیله بنی هاشم مخدره زینب سلام الله علیها کسی را نیافتم که امام حسین علیه السلام که چرخش هر دو جهان بسته به گردش چشمان اوست واوست مظهر تام پرورد گار بر زمین از این بانوی مجلله می خواهد که در نماز شب خود اورا دعا کند چه نمازشبی ....چقدر شبیه نمازشب مادر ...بگذریم که قلب ما را تاب این مصیبات نیست الغرض بی دلیل نیست که خانوم زینب سلام الله علیها را شریکه الحسین خوانده اند آری او اینگونه عاشق خالق هستی بودو اینگونه حق متعال را مشاهده مینمود که به این مقام میرسد که با امام علیه السلام در تمام تجلیات عرفانی عاشورایش شریک میشود واورا شریکه الحسین می خوانند واو این چنین وصف مینماید عاشورا را که مارایت الا جمیلا


 

امام خامنه ای :من یک وقت عرض کردم: جا دارد ملت اسلام فکر کند که چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر، کار کشور اسلامى به جایى رسید که مردم مسلمان - از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالمشان، قاضى‌شان، قارى‌شان و اجامر و اوباششان - در کوفه و کربلا جمع شدند و جگر گوشه‌ى پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیدند؟! خوب؛ انسان باید به فکر فرو رود، که چرا چنین شد؟
تاملی کردم درسوال عمیق رهبر عزیزم واینگونه میگویم


(الم تر الی الذین بدلوا نعمت الله کفرا واحلوا قومهم دار البوار جهنم بصلونهاوبأس القرار )
بی شک بزرگترین تحریفی که در صدر اسلام وصد البته عالمانه وبا تدبیر وبرنامه ریزی عملیاتی شددر یک کلمه و یک محور خلاصه میشود وآن حذف سرپرستی وولایت ولی حق وحقیقت ولایت وامامت از دین وتهی نمودن دین از باطن خود به عبارتی دینداری بدون امام به گونه ای که مردم به حسب ظاهر مسلمان باشند ومناسکی هم انجام دهند اما این دینداری منحصر به حوزه باطنی وفردی افراد باشد در واقع نوعی نگاه حداقلی به دین به این صورت که ماموریت دین برای ایجاد یک مدنیت ومدیریت اجتماعی توسط امام معصوم از دین سلب شود ودر جامعه اسلامی جز پوسته ای از آن باقی نماند به فرمایش سیدالشهدا:والدین لعق علی السنتهم ودین بازیچه ایست برزبان آنان بگونه ای که مادامی که زندگی مطلوبشان برمدار دین دایر است دور آن میگردند اما همین که دین با دنیایشان در تعارض افتاد همان پوسته را نیز ازتن بیرون میکنند در این نوع دینداری بجای اینکه تسلیم حق باشی باید خودت برای خودت وآنچه نفست میطلبد تصمیم بگیری به عبارتی اصالت الانسان نه اصالت الله وبرای رسیدن به معیشت مورد نطر خویش وحفظ منافع شخصی طبیعتا امکان کشتن ولی خدا هم ممکن میشود وچنانکه دیدیم شد
والبته سران تحریف (بخوانید سران فتنه )در آن زمان به این هم بسنده ننموده وحتی نسبت به شوون خود نبی اکرم هم تردیدوتحریف ایجاد نمودند بدین گونه که ولایت کلیه الهیه رسول خدارا ازوی سلب شده جلوه دادند ووی را صرفا یک نامه رسان خواندندتا بدانجا که ان الرجل لیهجر گفتندوبگونه ای جلوه دادند که گویا هیچ خاصیتی برآن وجود مبارک ومقدس مترتب نبوده است جز نامه رسانی وطبیعتا وقتی وجود او فقط جنبه ابلاغی داشت واز جنبه ولایی تهی شد خوب ما هم این نامه را خواندیم وحسبنا کتاب الله وبعد ازاو دیگر ولی وسرپرست میخواهیم چه کار ؟وامر حکومت امریست زمینی وآقایان متکفل میشوند علی را چه به حکومت

اهل سقیفه حقیقت ولایت وامامت را هم در حوزه فردی که رسیدن به مقام توحید که جز از طریق ولایت انسان کامل ومعصوم وواسطه فیض ربوبی است حاصل نمیشود وهم در حوزه اجتماعی نیازمندی انسان را به امامت که طریق جریان الوهیت درعالمست منکر شدند وحتی ولایت را از خود نبی اکرم که حقیقت ولایت کلیه الهیه است وحامل همه مراتب وتنزیل دهنده قرآن و وموظف به وظیفه ویعلمهم ویزکیهم ویتلوا علیهم آیاته باشد که فقط او واولیایش میتوانند انسان را سیر در درجات معرفت به کتاب وتوحید وتجلی آن در ساحت وجود انسان بدهند ،سلب نمودند. پس ببین چگونه هم قرآن را تحریف نمودند هم رسول را وهم امام را چگونه حقیقت امامت امام را از متن دین سلب کرده وجایگاه آن را تنزل دادند ،همان امامی که خلیفه الله است ،خلیفه الرسول است تمام تصرفاتش الهی ومظهرتام اسماءالله واسم جامع الله است وتمام فیوضات وجودی وارزاق ازطریق امام وبه واسطه او در عالم جاری میشود آن وقت این غاصبان دین را برای مردم بدون این امامت تعریف نمودند ودین را از باطن واصالت وحقیقت خویش تهی کردند

ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب که حیات طیبه الهی ودار الحیات انسانیت است وآنکه ازاین ولایت اورا سهمی نباشد مرده ای بیش نیست وعلی القایده اشرقت الارض بنور ربها باید در زمان امیرالمومنین اتفاق می افتاد وزمین پراز نور خدا میشد نشد چون به تاخیرش انداختند ،ومحجوب ومحجور ماند .خدای جل وعلی میفرماید :والشمس و ضحیها و القمر اذا تلیها واللیل اذا یغشیها والنهار اذا جلیها امام باقر فرمود :شمس نبی اکرم وقمر امیرالمونین باشد که توسط لیل که ثانی باشد محجوب شد واین نور رسول الله که در علی دمیده شده بود وباید عالم را روشن مینمود توسط اینها در پس پرده رفت ماند( والیل اذا یغشیها فی هذا الموضع الثانی یغشی امیرالمونین فی دولته التی جرت له علیه وذاک ایمه الجور الذین استبدوا بالامر دون آل محمد وجلس مجلسا کان آل الرسول اولی بهاوغشوا دین الله بظلم وجور )-از ترجمه معذورم-آری به تاخیر انداختند تا دنیا را ظلم وجور پرکند والنهار اذا جلیها که حضرت فرمود ذاک الامام من ذریه فاطمه مهدی بیاید وملأت الارض عدلا وقسطا کما ملیت ظلما وجورا

آری هرگاه ولایت امام بود عالم نور است وهرگاه ولایت باطل بود عالم حجاب وپرده است همه جا تاریک است وهمه مرده اند مگر متمسکین به ولایت وبا این تحریف عظیم بود که دین تغییر کرده آرام آرام ولی خدا تنها گذاشته میشود کشته میشود واهل بیت رسول خدا به اسارت میروند ودر هرزمان جامعه دینی ولایت حق را کنار گذاشت ولایت باطل وکفر برپاشده وکفر در قالب دین ضد دین اقامه میشود وطبیعتا ریختن خون ولی خدا هم معروف ومبارزه با حاکم ظالم وغاصب منکر میشود !کما اینکه هرگاه ولایت در جامعه ای جاری شود نور دین همه زوایای جامعه را فرا خواهد گرفت وآن جامعه به حیات طیبه و سعادت خویش نایل میشود وتاسفا که این دگرگونی وتحریف در ولایت در دنیای صدر اسلام اتفاق افتاد ومردم بی بصیرت آن زمان هم این تحریف را پذیرفتند ومدار ولایت حقه از امیرالمومنین به جبت وطاغوت گردید وشد آنچه شد
....
الغرض اگر بخواهیم ماموریتی که امروز براساس حادثه عاشورا بردوش مسلمین جهان است تفسیر کنیم باید بدانیم که هیچ حوزه ای از حوزه های فردی واجتماعی نیست که انسان در آن مستغنی از ولایت باشد وجامعه همان طور که باید به ظاهر شریعت آراسته شود به باطن ولایت نیز محتاج است وحضرت امام خمینی ره نیز با همین تفکر ولایی آن انقلاب عظیم واین حکومت مبتنی بر ولایت حقه که تجلی در ولایت فقیه پیدامیکند را برپا نمودوجامعه ای که به این ولایت حقه استوار است به سمت آن تمدن بزرگ دینی حرکت میکند و قطعا جامعه ای که تسلیم ولی باشد همه شوونش به سمت کمال وصلاح میرود ومانیز انشالله تحت ولایت نایب امام زمان عجل الله حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای با بصیرت تمام پرچم ولایت حقه امیرالمومنین علیه السلام را به صاحب اصلی آن بسپاریم تا اشرقت الارض بنور ربها محقق شود انشاءالله

اللهم عجل لولیک الفرج

 

ای شهید! ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای

دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.

شهید سیدمرتضی آوینی



کلمات کلیدی :

مجاهدان مجازی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله :من لم یغزولم یحدث بغزومات علی شعبه من النفاق

 آنکس که جهاد نکند وفکر جهاد رادر اندیشه خود نپروراند به هنگام مرگ در شعبه ای از نفاق مرده است.

امام خمینی رحمه الله در منشور روحانیت میفرمایند :استکبار وقتی که از نابودی مطلق روحانیت وحوزه ها مایوس شد دوراه برای ضربه زدن انتخاب نمود یکی راه ارعاب وزوردیگری راه خدعه ونفوذ در قرن حاضر وقتی حربه ارعاب وتهدید چندان کارگر نشد راه های نفوذ تقویت گردید اولین ومهمترین حرکت القای شعار جدایی دین از سیاست است که متاسفانه این حربه در حوزه وروحانیت تا اندازه ای کارگر شده است تا جایی که دخالت در سیاست دون شان فقیه وورود در معرکه سیاسیون تهمت وابستگی به اجانب را به همراه می آورد یقینا روحانیت مجاهد از نفوذ ،بیشتر زخم برداشته اند گمان نکنید که تهمت وابستگی وافتراءبه بی دینی را تنها اغیار به روحانیت زده است هرگز نا آگاه وآگاه وابسته به مراتب کاری تر از اغیار بوده است .

 

( 30راهکار برای مجاهدان بسیجی وانقلابی در فضای مجازی علیه مجموعه های سکولار  یا به تعبیرحضرت امام اسلام آمریکایی وتفکر جدایی دین از سیاست)

 مقابله با اسلام آمریکایی وجدایی دین از سیاست یکی از وظایف هر انقلابی معتقداست وصدالبته مقابله با یک مجموعه فاسد با استفاده از فضای مجازی امتیازاتی داردکه ازجمله آن تاثیر طولانی وعمیق ووسیع تر بودن گستره نتایج آن است البته مخفیانه عمل کردن در جهاد مجازی همیشه یک اصل مهم است .

 راهکارها،،تاکتیکهاوترفندهای مناسب در عرصه جهاد رسانه ای :

 مهمترین اصل در جهاد مجازی =تهاجم بهترین دفاع

1-تحکیم وغالب کردن تفکر صحیح وانقلابی اسلام ناب محمدی در فضای سایبر

2-برخوردمنطقی متکی بر فکر،تدبیر،تامل وپرهیز از افراط و تفریط

3-استفاده از ابزارهای مختلف (سایت –ایمیل –موبایل –نرم افزار-کلیپ –پخش اخبار –نشریه –استفاده از نمادهای انقلابی مثلا چفیه –داستان-طنز-شعر )جهت مقابله

4-استفاده از مناسبتهای مختلف وحمایت از مخالفین مجموعه فاسد.

5-ساختن شبکه اجتماعی یا به عبارتی کادر سازی وتربیت نیروهای انقلابی،ایجاد اعتماد به نفس وامیدوتحریک تعصبات درافرادزیرمجموعه کادر آماده سازی آنان برای اقدامات انقلابی –امتیازگیری از طرف مقابل –ایجادخدشه در مشروعیت آنها وناامیدکردن طرفداران آنها

6-به کار گیری طلاب نخبه واساتید بزرگ درمسیر جهاد مقدس

7- دفاع ازحقوق طلاب انقلابی

8- معرفی ورسوانمودن مجموعه ی فاسد

9-حمایت واستفاده ازحمایت اشخاص معروف حقیقی یا حقوقی همسو با جریان انقلابی

10-قطره چکانی :در تاکتیک قطره چکانی اطلاعات واخبار در زمانهای گوناگون ومناسب به تعدادکم اما نامنظم تا مخاطب به پیام مربوطه حساس شده ودر طول یک بازده زمانی آن را پذیرا باشد

11-با کلی گویی ذهن مخاطب را ازتوجه به حواشی وشاخ وبرگ مسایل جزیی منعطف به مسایل اصلی کردن

12-تکرار وزنده نگه داشتن پیام

13-حقیقت گویی

14-هر شخص باید یک رسانه باشد. 

15-پیچیده کردن اخبار وپیام رسانی نسبت به مجموعه فاسد برای مساله آفرینی،جوسازی، آسیب سازی ومشروعیت زدایی ودر نهایت تضعیف واستحاله مجموعه فاسد . 

16-طرح ادبیات مناسب 

17- پیش دستی در تاثیرگذاری در قلب وذهن مخاطب با محبت وعطوفت اعتمادسازی ورفع شبهات 

18-جلوگیری کندشدن سرعت حرکت وتقویت نیروهای خودی 

19 –استفاده از راه های دیپلماسی و قانونی

20-عملیات روانی وبازی با در زمین دشمن

21-حفظ اتحاد انسجام وپیوستگی در علی الخصوص در اوج سختیها

22-اشراف اطلاعاتی برمجموعه فاسد با استفاده از نیروهای نفوذی وضیط صدا فیلمبرداری وعکاسی از طرف مقابل

23-دایما باید سناریوهای احتمالی راپیش بینی کرد ولازمه این امر داشتن اتاق فکری قوی وتیز هوش است

24-تجهیز ،آموزش وتوانمندسازی نیروهای انقلابی برای حضور به موقع در صحنه وانجام اقدامات انقلابی

25-گرفتن مواضع تهاجمی وابتکار عمل در صحنه وپرهیز از انفعال وموضع پدافندی صرف در مقابل دشمن

26-تمرکز برنقاط ضعف دشمن واستفاده به موقع از آن برای ضربه زدن 

27-بالا بردن هزینه های دشمن به طرق مختلف مثلا ایجاد شکاف واختلاف در بدنه مجموعه فاسد

28-استفاده از نیروهای مومن ومطمین

29-تلطیف وتنویر :مرتبط ساختن چیزی با کلمه ای پر طراوت 

30 –اول وآخر توکل به خدا وتوسل به ایمه اطهار علیهم السلام

resistant-2-by-shiawallpapers



کلمات کلیدی :