سفارش تبلیغ
صبا

امام صادق علیه السلام موسس مدارس عقلی در اسلام

بهترین دلیل [ بر اینکه در زمان امام صادق ( ع ) علوم عقلی نیز نضج‏ گرفت ] این است که در تمام کتب حدیث اهل تسنن : صحیح بخاری ، صحیح‏ مسلم ، جامع ترمدی ، سنن ابی داوود و صحیح نسائی ، جز مسائل فرعی چیزدیگری نیست : احکام وضو این است ، احکام نماز این است ، احکام روزه ‏این است ، احکام حج این است ، احکام جهاد این است ، و یا سیره است ،مثلا پیغمبر در فلان سفر این طور عمل کردند . ولی شما به کتاب های حدیث شیعه ‏که وارد می‏ شوید می‏ بینید اول مبحث و اول کتابش " کتاب العقل و الجهل‏" است . اصلا این جور مسائل در کتب اهل تسنن مطرح نبوده . البته‏ نمی ‏خواهم بگویم منشأ همه این ها امام صادق بود ، ریشه اش امیرالمؤمنین‏ است و ریشه ریشه ‏اش خود پیغمبر است ، ولی این ها این سیر را ادامه دادند . امام صادق بود که چون در زمان خودش این فرصت راپیدا کرد مواریث اجداد خودش را حفظ کرد و بر آن مواریث افزود . بعد از" کتاب العقل والجهل " وارد " کتاب التوحید " می‏ شویم . ما می‏ بینیم‏ صدها و بلکه هزارها بحث درباب توحید و صفات خداوند و مسائل مربوط به‏ شؤون الهی و قضا و قدر الهی و جبر و اختیار و مسائل تعقلی در کتب حدیث‏ شیعه طرح است که در کتب دیگر طرح نیست . این ها سبب شده که گفته انداول کسی که مدارس فلسفی را  اول کسی که مدارس عقلی را - در دنیای‏ اسلام تاسیس کرد امام جعفر صادق بود .


منبع: سیره ائمه اطهار نوشته علامه شهید مطهری ص 139

 



کلمات کلیدی : امام شناسی، مدارس عقلی دراسلام، امام صادق علیه السلام، اهل تسنن، صحیح بخاری، کتاب العقل والجهل، مدارس فلسفی

مقام رسول اکرم وائمه معصومین علیهم السلام در بیان شهیدمطهری

هر کدام از پیغمبران به اصطلاح یک حدی دارند ، یک مقامی دارند ، معارف الهی را متناسب با درجه سیر و سلوک خودشان یعنی تا حد عروج‏ خودشان بیان می‏ کنند . به عبارت دیگر هر پیغمبری ، از معارف الهی آن‏ مقدار که توانسته است کشف بکند و به اصطلاح عرفا در حدی که مکاشفه ‏اش‏ رسیده است بیان می‏ کند . بیشتر نمی ‏تواند بیان بکند ، قادر نیست . ناچار بعد از او اگر مکاشف دیگری یک قدم از او جلوتر رفته باشد ، قهرا او مأموریت دارد که معارف و حقایق را برای مردم شرح بدهد . مکاشفه معارف‏ ممکن است ناقص باشد و ممکن است یک درجه کامل تر باشد ، ولی یک حدی از مکاشفه است که آخرین حد آن است و به اصطلاح می‏ گویند ختام ، یعنی انسانی‏ ، از معارف الهی آنچه را که برای بشر مقدور است و امکان دارد که در یابد ، دریابد ( اگر انسان کامل باشد ) به طوری که آنچه از معارف الهی‏ که ممکن است کشف بکند ، کشف کرده باشد . در این صورت ، این بشر ، دیگر زمینه برای هیچ پیغمبری بعد از خودش باقی نمی‏گذارد یعنی آخرین حد معارف همانی است که او بیان کرده است ، دیگر ماورای آن ، معارفی از معارف الهی وجود ندارد که دیگری‏ بعد از او بیاید و بیان کند . به اصطلاح ، او به لوح محفوظ الهی اتصال‏ کامل پیدا کرده است آیا هر کسی که پیغمبر است از هر کسی که پیغمبر نیست افضل است ؟ نه ، هر پیغمبری از هر غیر پیغمبری افضل نیست . ممکن است یک کسی پیغمبر باشد و حتی شریعت هم داشته باشد ، و شخص دیگری پیغمبر نباشد و تابع یک پیغمبر باشد ولی این تابع یک پیغمبر از آن پیغمبر افضل باشد . مثلا نوح خودش‏ پیغمبر است و شریعتی دارد ، ابراهیم پیغمبر است و شریعتی دارد ، موسی‏ پیغمبر است و شریعتی دارد . علی علیه السلام و همچنین صدیقه کبری و بلکه‏ سایر ائمه ما هیچکدام پیغمبر نبوده ‏اند و شریعتی نداشته‏ اند ولی از آن ها افضلند . یعنی معارف کامل تری را از معارف نوح و ابراهیم احاطه دارند و می‏ دانند ، اما چون تحت الشعاع پیغمبر خاتمند یعنی بعد از پیغمبر خاتم‏ آمده ‏اند ، پیغمبر نبوده ‏اند . آنچه که ابراهیم ( ع ) بیان کرده ، جدید بوده است یعنی ابراهیم چیزی را کشف کرده که تا زمان او کشف نشده بود ، مکاشفه نشده بود . پس ابراهیم ( ع ) پیغمبر است . علی بن ابی طالب بعد از پیغمبر خاتم آمده است و فرض می‏ کنیم که ابراهیم ( ع ) به آنجاها که‏ او رسیده ، نرسیده است اما چون علی ( ع ) تحت الشعاع پیغمبر خاتم است‏ و بعد از پیغمبر خاتم آمده است ، هر جا را که او رفته است ، قبل از وی‏ پیغمبر خاتم رفته و مکاشفه کرده و مکاشفه را بیان کرده است . بنابراین‏ اگر علی صدهزار درجه هم بر نوح و ابراهیم افضل باشد ، مراحل بالاتری را طی‏ بکند ، سلوک عالی تری را طی بکند ، هرگز پیغمبر نخواهد شد چون تحت‏ الشعاع پیغمبر خاتم است . به فرض محال اگر علی ( ع ) قبل از پیغمبر به‏ این دنیا آمده بود مثلا در زمان عیسی یا بعد از عیسی ، آن وقت علی پیغمبر بود اما چون بعد از پیغمبر خاتم آمده است ، نمی‏ تواند پیغمبر باشد . آن‏ جمله هم همین مفهوم را می‏رساند : « انت منی بمنزله » هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی » هر نسبتی که هارون با موسی دارد ، تو با من داری ولی تو بعد از من پیغمبر نیستی ( در پس پرده آنچه بود آمد ) ، هر چه بود بیان شده است ، دیگر نمی‏ تواند بعد از من پیغمبری در دنیا وجود داشته باشد .


منبع :اسلام ومقتضیات زمان جلد1 صفحه362



کلمات کلیدی : امام شناسی، مقام پیامبر وائمه معصومین، مکاشفه، عرفا، افضلیت امیرالمومنین، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، خاتمیت

دانلود کتب عاشورایی

          نام کتاب     

            نویسنده

              مطالعه آنلاین 

            دریافت فایل           

کامل الزیارات

ابوالقاسم جعفر بن محمّد بن قولویه قمّى


  دریافت

ترجمه کامل الزیارات

جواد ذهنی تهرانی


دریافت

حماسه حسینی ج1

 علامه شهید مطهری

مطالعه

دریافت

حماسه حسینی ج2

علامه شهید مطهری

مطالعه

دریافت

حماسه حسینی ج3

علامه شهید مطهری

مطالعه

دریافت

درسی که حسین به انسان ها آموخت

شهید هاشمی نژاد

مطالعه

دریافت

فتح خون

شهید سید مرتضی آوینی

مطالعه

دریافت

فرهنگ عاشورا

جواد محدثی

مطالعه

دریافت

آذرخش کربلا

علامه مصباح یزدی

مطالعه

دریافت

حسین عقل سرخ

حسن رحیم پور ازغدی


دریافت

ترجمه لهوف

تالیف: علاّمه بزرگوار سیّد بن طاووس مترجم: محمّدطاهر دزفولى


دریافت

امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

علامه محمد تقی جعفری رحمه الله علیه

مطالعه

دریافت

هیئت

موسسه فخرالائمه


دریافت

زیتون


مؤلف: آیه الله شیخ جعفر شوشترى مترجم : دکتر خلیل الله فاضلى

مطالعه

دریافت

آفتاب در حجاب

سید مهدی شجاعی

مطالعه

دریافت

پیامهای عاشورا

جواد محدثی

مطالعه

دریافت

چهل حدیث عزادارى

جواد محدثی

مطالعه

دریافت

فرهنگ جامع سخنان امام حسین

گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام

مطالعه

دریافت

قصه کربلا

محمد نظری منفرد

مطالعه


دانلود کتاب صوتی آه

 یاسین حجازی


دریافت

عاشورا؛ ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رویدادها و پیامدها

سعید داودی و مهدی رستم نژاد زیر نظر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی


دریافت



کلمات کلیدی : ویژه نامه محرم، دانلود، کتب عاشورایی، کامل الزیارات، حماسه حسینی، درسی که حسین به انسان ها آموخت، فتح خون، فرهنگ عاشورا

کلماتی گهربار از امام حسین علیه السلام

در " تاریخ یعقوبی " نقل می‏ کند که از حسین بن علی علیهما السلام‏ سؤال کردند که کلمه‏ ای که خودش از رسول اکرم ( ص ) شنیده نقل کند .فرمود : از رسول خدا شنیدم: « ان الله یحب معالی الامور و یبغض سفسافها»خدا کارهای بزرگ و مرتفع را دوست می ‏دارد ، از چیزهای پست بدش می‏ آید  این جمله را " سفینةالبحار " نیز از رسول خدا نقل می‏ کند .در " المنجد " می‏ گوید : السفساف : الردی من کل شی‏ء . یقال : فلان‏ سفساف الکلام ای لیس لکلامه معنی . الامر الحقیر. سفساف به هر چیز پست یا قسمت پست هر چیز گویند . گویند :فلانی سفساف الکلام است یعنی سخنش بی معنی است . و نیز به کار کوچک ‏گفته می‏ شود.
ایضا امام فرمود : « الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم‏ فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون » " تحف العقول " ص . 245  مردم بنده دنیایند و دین لقمه کوچکی‏ است سر زبانشان ، و چون به بلا آزمایش شوند دینداران ‏اند کند. " المنجد " : " اللعقة : ما تأخذه فی المعلقة او باصبعک . القلیل مما یلعق لعقه مقدار خوراکی است که با قاشق یا انگشتت برمی گیری . لقمه‏ اندک .
این جمله امام ، مخصوصا کلمه " عبید " می‏ رساند عزت نفس امام و تحقیر بندگی و بندگان دنیا را .
 نظیر این جمله است جمله معروف و منقول در " الانوار البهیة "صفحه 45 : " « و فی وصیة موسی بن جعفر علیهما السلام لهشام قال : و قال‏ الحسین بن علی علیهما السلام : ان جمیع ما طلعت علیه الشمس فی مشارق‏ الارض و مغاربها ، بحرها و برها ، و سهلها و جبلها عند ولی من اولیاءالله و اهل المعرفة بحق الله کفی‏ء الظلال ، ثم قال : الا حر یدع هذه ‏اللماظة لاهلها ( یعنی الدنیا ) لیس لانفسکم ثمن الا الجنة فلاتبیعوها بغیرها . فانه من رضی من الله بالدنیا فقد رضی بالخسیس »" تمامی آنچه که خورشید بر آن می تابد، در مشرق و مغرب زمین و دریا و خشکی و دشت و کوه، نزد ولیّ خدا و اهل معرفت به حقّ خداوند، چون سایه ای بیش نیست. آیا آزادمردی پیدا نمی شود که از غذای باقی مانده لای دندان ها دست بردارد؟ ( اللماظة کنمامة ، آنچه بماند از طعام در گوشه‏ های دهان . ( الانوارالبهیة)

چند کلام بلیغ ازحضرت امام حسین علیه السلام :

دراسة العلم لقاح المعرفة ، و طول التجارب زیاده فی العقل

مذاکره علمی موجب رشد معرفت است ، و تجربه‏ های زیاد موجب‏ افزونی خرد است

لو ترکوا الجهاد لاتاهم العذاب

اگر جهاد را ترک کنند عذاب به سراغشان آید .

لا یأمن الا من خاف الله

ایمن نیست مگر آنکس که از خدا بترسد

القدره تذهب الحفیظه

قدرت ، خود پائیدن را از بین می‏ برد و آدمی را بی‏ باک می ‏سازد

من البلاء علی هذه الامه انا اذا دعوناهم لم یجیبونا ، و اذا ترکناهم لم‏ یهتدوا بغیرنا

از بلاهای این امت آنست که وقتی آنان را بخوانیم اجابت نکنند ،و چون رهایشان سازیم به دست غیر ما هدایت نیابند


منبع :حماسه حسینی جلد 3 ص246 (چاپ جدید)-کلمات حسین بن علی علیهما السلام یاشعارهای زندگی امام

همراه باکمی دخل وتصرف



کلمات کلیدی : امام حسین علیه السلام، احادیث، حماسه حسینی، سفینه البحار، ویژه نامه محرم

چند گفتار عاشورایی ازرهبر انقلاب

آری! وقتی خواصِ طرفدارِ حق، یا اکثریت قاطعشان، در یک جامعه، چنان تغییر ماهیت می‌دهند که فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌کند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاکمیت باطل را قبول کنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرفداری نمی‌کنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند؛ آن گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام - با آن وضع - آغاز می‌شود!

رهبرانقلاب 1375/3/20

عظمت شهدای کربلا به این است! یعنی برای احساس تکلیف، که همان جهاد در راه خدا و دین بود، از عظمت دشمن نترسیدند؛ از تنهایی خود، احساس وحشت نکردند؛ کم‌بودن عده خود را مجوزی برای گریختن از مقابل قرار ندادند. این است که یک آدم را، یک رهبر را، یک ملت را عظمت می‌بخشد: نترسیدن از عظمت پوشالی دشمن.

رهبر انقلاب 1371/4/10

دورشدن از نماز و پیروی از شهوات، دو عامل گمراهی و انحراف عمومی مردم آن زمان از امام حسین علیه‌السلام است.

رهبر انقلاب؛ 1371/4/21 

عبرت ماجرای امام حسین این است که انسان فکر کند در تاریخ و جامعه اسلامی چه اتفاقی افتاده و چه میکروبی وارد بدن جامعه شده که بعد از گذشت پنجاه سال از وفات پیامبر و بیست سال از شهادت امیرالمؤمنین، در همین جامعه اسلامی، کسی مثل حسین بن علی را با آن وضع به شهادت می‌رسانند؟ بحث عبرت‌های عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد. یعنی زمان ما و کشور ما...

رهبر انقلاب؛1375/3/20

لُبّ و جوهر حادثه عاشورا این است که در دنیایى که همه جاى آن را ظلمت و فساد و ستم گرفته بود، حسین‌بن‌على علیه‌السّلام براى نجات اسلام قیام کرد و در این دنیاى بزرگ، هیچ‌کس به او کمک نکرد! حتّى دوستان آن بزرگوار.
رهبرانقلاب 1371/04/1

آن چهره‌ى مظلوم بى‌صداى سربه‌زیرِ منفعلى که از امام سجاد درست کردند به کلى برخلاف واقع است؛ چهره‌ى حقیقى امام سجاد علیه‌السّلام چهره‌ى یک مبارزِ قهرمانِ خستگى‌ناپذیرِ آشتى‌ناپذیرِ پیگیرى است، که با تدبیر تمام، با دقت کامل راه‌ها را مى‌شناسد و انتخاب مى‌کند و به سمت هدف‌ها این راه‌ها را مى‌پیماید، خودش خسته نمى‌شود و دشمن را خسته مى‌کند؛ و بالاخره دشمن وقتى هیچ کار دیگری نتوانست بکند، آن حضرت را مسموم کرد و این امام بزرگوار بعد از یک عمر پربرکت و پرمبارزه به رضوان الهى پرواز کرد. این خلاصه‌ى زندگى امام سجاد است.

خطبه‌های نمازجمعه تهران 1365/7/4


منبع : farsi.khamenei.ir

 



کلمات کلیدی : ویژه نامه محرم، خواص، شهدای کربلا، عبرت ها، امام حسین علیه السلام، امام سجادعلیه السلام

گرطبیبانه بیایی به سر بالینم به دوعالم ندهم لذت بیماری را

کسانی که اباعبدالله ، خود را به بالین آنها رسانده است ، عده معدودی هستند . دو نفر از آنها افرادی هستند که ظاهرا مسلم است که قبلا برده بوده اند ، یعنی برده های آزاد شده بوده اند . اسم یکی از آنها جون است که می گویندمولی ابی ذر غفاری ، یعنی آزاد شده جناب ابی ذر غفاری . این شخص سیاه است و ظاهرا از بعد از آزادیش از در خانه اهل بیت پیغمبر دور نشده است . یعنی حکم یک خدمتکار را در آن خانه داشته است . در روز عاشورا همین جون سیاه ، می آید پیش اباعبدالله می گویدبه من هم اجازه جنگ بدهید ، حضرت می فرماید : نه ، برای تو الان وقت این است که بروی بعد از این در دنیا آقاباشی ، اینهمه خدمت که به خانواده ما کرده ای بس است ، ما از تو راضی هستیم . او باز التماس و خواهش می کند ، حضرت امتناع می کند. بعد این مرد افتاد به پاهای اباعبدالله و شروع کرد به بوسیدن که آقا مرا محروم نفرمائید ، و بعد جمله ای گفت که اباعبدالله جایز ندانست که به او اجازه ندهد . عرض کرد : آقا فهمیدم که چرا به من اجازه نمی دهید ، من کجا و چنین سعادتی کجا ، من با این رنگ سیاه و با این خون کثیف و با این بدن متعفن شایسته چنین مقامی نیستم . فرمود : نه ، چنین چیزی نیست ، به خاطر این نیست ، برو . می رود و رجز می خواند ، کشته می شود . اباعبدالله رفت به بالین این مرد ، در آنجا دعا کرد ، گفت خدایا در آن جهان چهره او را سفید و بوی او را خوش گردان ، خدایا او را با ابرار محشور کن ( ابرار ، مافوق متقین هستند ، ان کتاب الابرار لفی علیین خدایا در آن جهان بین او و آل محمد ، شناسایی کامل برقرار کن .

آن یکی دیگر ، رومی است ( ترک هم گفته اند ) وقتی از روی اسب افتاد ، اباعبدالله خودشان را رساندند به بالین او . اینجا دیگر منظره فوق العاده عجیب است . در حالی که این غلام در حال بی هوشی بود ، یا روی چشمهایش را خون گرفته بود ، اباعبدالله سر او را روی زانوی خودشان قرار دادندو بعد با دست خود خونها را از صورتش ، از جلوی چشمانش پاک کردند . و در این بین که حال آمد ، نگاهی به اباعبدالله کرد و تبسمی نمود . اباعبدالله صورتشان را بر صورت این غلام گذاشتند که این دیگر منحصر به همین غلام است و علی اکبر ، درباره کس دیگری ، تاریخ ، چنین چیزی را ننوشته است ، و وضع خده علی خده  یعنی صورت خودش را بر صورت او گذاشت . او آنچنان خوشحال شد که تبسم کرد : فتبسم ثم صار الی ربه( رضی الله عنه )گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را سرش به دامن حسین بود که جان به جان آفرین تسلیم کرد گفت : این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم....


منبع :حماسه حسینی ج2(چاپ جدید)-حادثه کربلاتجسم عملی اسلام نوشته علامه شهیدمطهری



کلمات کلیدی : ویژه نامه محرم، حماسه حسینی

عرفان کربلا

...امام صادق علیه السلام فرمود : سوره والفجر را در نوافل و فرائض خودتان بخوانید که سوره جدم حسین بن علی است . عرض کردند به چه مناسبتی سوره جد شماست ؟ فرمود آن آیات آخر سوره والفجر مصداقش حسین است ، آنجا که می فرماید : یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ، فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی ....

شما ببینید شب عاشورای حسینی به چه حالی می گذرد . این شب را اباعبدالله چقدر برای خودش نگه داشت ، برای استغفار ، برای دعا ، برای مناجات ، برای راز و نیاز با پروردگار خودش . نماز روز عاشورا را ببینید که در جنبه های توحیدی و عبودیت و ربوبیت و جنبه های عرفانی ، مطلب چقدر اوج می گیرد. مکرر عرض کرده ایم که برخی از اصحاب و همه اهل بیت و خود اباعبدالله ، بعد از ظهر عاشورا شهید شدند . مردی به نام ابوالصائدی ، می آید خدمت امام حسین علیه السلام عرض می کند : یابن رسول الله ! وقت نماز است ، ما آرزو داریم آخرین نمازمان را با شما به جماعت بخوانیم . ببینید چه نمازی بود ! نماز ، آن نماز بود که تیر مثل باران می آمد ولی حسین و اصحابش ، غرق در حالت خودشان بودند ، الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمد الله رب العالمین . یک فرنگی می گوید : چه نماز شکوفائی خواند حسین بن علی ، نمازی که دنیا نظیر آن را سراغ ندارد . صورت مقدسش را روی خاک داغ می گذارد و می گوید : بسم الله و بالله و علی مله رسول الله  از این به بعد که نگاه می کنیم می بینیم نهضت حسینی ، نهضتی است عرفانی ، خلوص الی الله ، فقط و فقط حسین است و خدای خودش ، گوئی چیز دیگری در کار نیست..


منبع:حماسه حسینی (چاپ جدید)ج2ص 360نوشته علامه شهید مطهری



کلمات کلیدی : ویژه نامه محرم، عرفان کربلا، حماسه حسینی، امام حسین علیه السلام
   1   2   3   4   5   >>   >