سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

اربعین نوشت

درجزرومدمغناطیس تو تاب نیاوردم!

رهایم کردی

ومن پشیمان شدم.

یکسال گذشت ...

وهنوزحسرت می خورم

به من بگوآیا راهی هست؟



کلمات کلیدی :

هدف نهایی آمریکا از مذاکرات

امام خامنه ای:

« آنچه را که دشمن هدف گرفته، این است؛ باید به این موضوع توجّه داشت. دشمن، سیاسى و سیاستمدار است؛ مغزِ طرّاحِ سیاسى دارد، فکر مى‌کند که چه‌کار باید بکند. یکى از طرّاحیها این است که حرف آخر را اوّل نزنند؛ آرام آرام و بتدریج طلبکارى ایجاد نمایند و طرفِ مقابل را وادار به عقب‌نشینى کنند. به‌مجرّدى که عقب‌نشینى کردید، طلبکارى دیگرى شروع خواهد شد. حالا بعضیها مى‌گویند چیزى بدهیم، چیزى بگیریم! بدهیمش درست است، بگیریمش درست نیست؛ هیچ چیز نخواهند داد. شعارهایى را درست مى‌کنند؛ ایران را در محور شرارت گذاشته‌اند. فلان کارها را بکنیم تا ما را از محور شرارت بردارند! این شد حرف؟! غلط کردند گذاشتند که حالا بخواهند بردارند. دوباره و هر وقت لازم شد، ما را در محور شرارت مى‌گذارند. اگر قرار است قدرتى این امکان و توان را پیدا کند که اخمهایش را در هم بکشد و بگوید من قوى هستم و مى‌زنم و مى‌بَرم و مى‌بندم؛ حواستان جمع باشد، انسان جا بخورد، این جاخوردن، حدّ یقف ندارد؛ شما این سنگر را عقب مى‌نشینید، فرض کنید فلان الحاقیه را قبول مى‌کنید، بعد یک مطالبه دیگرى را مطرح مى‌کنند: فلان دولت غیرقانونى را به رسمیت بشناسید! باز همان فشارها و همان تهدیدها. به‌مجرّدى که فلان دولت غیرقانونى را به رسمیت شناختید، باز یک درخواست دیگر مطرح مى‌شود: اسم اسلام را از قانون اساسیتان بردارید! شما باید ذرّه‌ذرّه عقب بنشینید؛ این حدّ یَقِفى ندارد. من این موضوع را بارها به بعضى از مسؤولانى که دچار وسوسه و واهمه‌هایى بودند، گفته‌ام که حدّ یَقفِ فشار آمریکا کجاست؛ آن را مشخّص کنید، که اگر به آن‌جا رسیدیم، دیگر بعد از آن هیچ فشارى علیه ما نخواهد بود. من عرض کنم حدّ یقف کجاست؟ آن‌جایى است که شما - که چنین حقّى را نه شما دارید، نه من - از طرف ملت ایران اعلام کنید که ما اسلام، جمهورى اسلامى و حکومت مردمى را نمى‌خواهیم؛ هر کسى که شما مصلحت مى‌دانید، بیاید در این مملکت حکومت کند! این حدّ یَقِف است؛ اوّلِ اسارت مملکت. مگر مى‌توانیم؟ من و شما مگر مى‌توانیم مملکت را به دست دشمن بدهیم؟ مگر ما چنین حقى داریم؟ این ملت ما را براى این سرِ کار نیاورد.» 82/3/7




کلمات کلیدی :

فتنه ای که درراه است...

اثبات مدعی:

1-هدف اصلی مذاکرات هسته‌ای برداشتن تحریم‌های بانکی و نفتی علیه ایران است، اما متاسفانه این هدف حتی در گام نهایی توافق نامه نیز محقق نمی‌شود. در متن چهار صفحه‌ای توافق نامه، هر جا کلمه تحریم‌ها (sanctions) به میان آمده است، عبارت هسته‌ای (nuclear-related) با آن همراه شده است. به عبارت دیگر در گام نهایی، و پس از انجام تمام تعهدات ایران بر اساس توافق‌نامه، فقط تحریم‌های هسته‌ای سازمان ملل، تحریم-های هسته‌ای چندجانبه، و تحریم‌های هسته‌ای ملی برداشته خواهد شد. در نتیجه تحریم‌های بانکی و نفتی مصوب کنگره آمریکا، در جای خود محفوظ خواهد ماند و به این موضوع در ذیل خواهیم پرداخت. متأسفانه در برخی از بخش-های ترجمه رسمی توافق‌نامه ژنو توسط وزارت امور خارجه ایران اشتباهاتی به چشم می‌خورد. چرا که از قید کلمه «هسته‌ای» برای تحریم‌های چندجانبه و ملی در متن اصلی صرف‌نظر شده است.

2-درواقع در تمام قسمت‌های متن توافق نامه که بحث برداشته شدن تحریم‌ها به میان آمده است، کلمه تحریم با کلمه هسته‌ای همراه شده است. توجه به این نکته لازم است که در متن تحریمهای نفتی و بانکی که توسط کنگره امریکا به تصویب رسیده است، جدای از موضوع هسته‌ای، ادعاهایی در رابطه با حقوق بشر و حمایت ایران از تروریسم مطرح شده است. حقیقت امر این است که تحریم‌های نفتی و بانکی با سه بهانه به تصویب رسیده‌اند، بنابراین، حتی اگر ایران برنامه هسته‌ای خود را به طور کامل و برای همیشه متوقف کند، آمریکا بدون نقض توافق نامه ژنو می‌تواند با دو بهانه دیگر خود یعنی موضوعات حقوق بشر و حمایت از تروریسم، به تحریمهای بانکی و نفتی که بیشترین مشکل را برای مردم ایجاد کرده ادامه دهد.

شاهداول:

این نکته‌ای است که در جلسه استماع کمیسیون روابط خارجی سنای امریکا در تاریخ 11 مهر 1392 (3 اکتبر 2013) توسط سناتور باب کورکر به آن اشاره شده است. سؤالی که سناتور کورکر از خانم وندی شرمن، معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا و رئیس تیم مذاکره کننده آمریکایی حاضر در کنفرانس ژنو می‌پرسد، این است: آیا به تیم ایرانی گفته شده است که مسئله تحریم‌های آمریکا در سه موضوع بوده و با تعطیلی برنامه هسته‌ای ایران، دو موضوع دیگر همچنان بر روی میز باقی خواهد ماند؟ خانم شرمن در جواب اظهار می‌کند که این نکته با شفافیت به طرف ایرانی گفته شده است. گفتنی است این متن توسط «سرویس اخبار فدرال» (Federal News Service)، که مسئول پیاده کردن جلسات کنگره درآمریکاست، پیاده شده است: 
 
سناتور کورکر: آقای رئیس، من بسیار کوتاه عرض می‌کنم. می‌دانم پانل دیگری هم باید داشته باشیم. اما می‌خواهم سوالی از معاون وزیر امور خارجه بپرسم. می‌دانید، امروز و اینجا در باره موضوع هسته‌ای و مسائل مهم دیگر خیلی صحبت کردیم. اما اگر مذاکره کنیم و به برنامه هسته‌ایشان پایان دهیم، یا باعث عقب‌گرد قابل ملاحظه‌ای در برنامه-‌هایشان شویم، باز هم کشوری دشمن را مقابل خود خواهیم داشت. آن‌ها حامیان تروریسم دولتی هستند و سابقه وحشتناکی در حقوق بشر دارند.

خانم شرمن: ما با ایرانی‌ها شفاف بوده‌ایم و گفته‌ایم که در اینجا در مورد برنامه هسته‌ای-شان و تحریم‌هایی که مربوط به برنامه هسته‌ای آنهاست، صحبت می‌کنیم؛ و خاطرنشان ساختیم تحریم‌های موجود در مورد اقدامات حقوق بشر و اقدامات تروریستیشان همچنان بر روی میز است، دقیقاً به خاطر آنچه که شما به آن اشاره کردید، مبنی بر اینکه باید پیشرفت، آنهم پیشرفت چشمگیری در باب حقوق بشر داشته باشند؛ نباید دیگر از تروریسم حمایت کنند؛ و در حقیقت نباید آن منطقه از جهان و بسیاری از دیگر نقاط جهان را بی‌ثبات کنند.
جان کری نیز در 19 آذرماه 1392 (10 دسامبر 2013) در کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا با ادبیات مشابهی به بیان این موضوع می‌پردازد. 
 
شاهد دوم:

کری: ما 1+5 را متحد کرده‌ایم. روسیه، چین، ایالات متحده، فرانسه، آلمان و بریتانیا همه با این تضمین متحد شده‌اند که تحریم‌ها را لغو نخواهیم کرد و بر اعمال آن‌ها تمرکز خواهیم کرد. در حال حاضر، همه تحریم‌ها علیه ایران، باقی خواهند ماند. به علاوه، به خاطر سابقه بسیار منفی آن‌ها در حوزه حقوق بشر، حمایتشان از تروریسم که به آن اشاره کردید و فعالیتهایی که برای بی‌ثبات کردن مناطقی مثل سوریه انجام می‌دهند، تمام این تحریم‌ها در جای خود باقی می‌ماند. این تحریم‌ها هیچ ربطی به موضوع هسته‌ای ندارند. این تحریم‌ها به خاطر دلایل موجود وضع شده است و ما آن‌ها را برنمی‌داریم.

شاهدسوم:

شرمن: این پرسش بسیار خوبی است. این سوالی است که ما بار‌ها و بار‌ها از آن‌ها پرسیده‌ایم. و به همین دلیل این «برنامه اقدام مشترک» می‌گوید ما می‌خواهیم بدانیم نیازهای عملی آن‌ها چیست. چون، کاملا صادقانه بگویم، برای ما روشن نیست که چرا آن‌ها باید 19000 سانتریفیوژ داشته باشند، چرا باید یک انبار مواد غنی شده 3. 5 درصد بخواهند، چرا به راکتور هسته‌ای اراک نیاز دارند. و به این ترتیب، این چیزی است که ما می‌خواهیم از طریق رسیدن به یک توافق جامع روی آن کار کنیم. 
 
افرادی هستند که ذهنیت اصلاح‌طلبانه‌تری دارند، اما یک باور عمومی در میان مردم ایران است که حق غنی‌سازی برای خود قائل هستند. ایالات متحده بر این باور نیست که هر کشوری حق غنی‌سازی دارد. اما ایرانی‌ها به این حق قائل هستند و به فرهنگ مقاومت خود افتخار می‌کنند و در برابر تغییر می‌ایستند و به‌خصوص نمی‌خواهند تمام آنچه را که ایالات متحده برای آن ایستادگی می‌کند، بپذیرند، بنابراین بر روی اصول خود بسیار ثابت قدم هستند. 
 
نتیجه:

به نظر می‌رسد مقامات آمریکایی علاقه‌مندند توافق ژنو اولین قدم در تغییر ماهیت دولت ایران باشد. این نکته‌ای است که تاماس فریدمن، سرمقاله‌نویس روزنامه نیویورک تایمز، در سرمقاله این روزنامه در تاریخ 2 آذرماه 1392 (23 نوامبر 2013) به آن اشاره می‌کند. 
 
اگر ما بتوانیم یک معامله هسته‌ای بی‌عیب و نقص با ایران داشته باشیم که همزمان راه ایران را برای بازگشت به اقتصاد جهانی باز کند، مقامات دولت آمریکا امیدوارند گروههای ذی‌نفع من جمله بازیگرانی که خواهان تعامل با امریکا و غرب هستند در داخل ایران قدرت بگیرند و شروع به تغییر ماهیت رژیم کنند. 
 
If we can get an airtight nuclear deal that also opens the way for Iran» s reintegration into the global economy، American officials hope that different interest groups — including more stakeholders in engagement with the U. S. and the West — will be empowered inside Iran and start to change the character of the regime. 
 
در جلسه استماع 21 آذر کمیسیون بانکداری سنای آمریکا دیوید کوهن، معاون وزارت خزانه‌داری این کشور که همراه وندی شرمن به این جلسه دعوت شده به موضوع استفاده از فشارهای مردمی برای تغییر سیاستهای دولت ایران نیز اشاره می‌کند: 
 
کوهن: اولین گام «طرح اقدام مشترک» شرایط اقتصادی ایران را بهبود نمی‌بخشد، اما مردم ایران با شور و هیجان از آن استقبال کردند، چرا که به اعتقاد من نگاه مردم ایران به این مسئله، از منظر نشانه‌ای از پتانسیل بهبود اقتصادی است که در پیش رو دارند. بنابراین صادقانه بگویم تصور می‌کنم چنانچه در طی شش ماه آینده، با توجه به آنچه که مردم ایران از فحوای «طرح اقدام مشترک» دریافته‌اند، چنانچه دولت ایران به طور جدی در مورد برنامه هسته‌ای وارد مذاکره شود تا تحریم‌های واقعی را بردارند، با توجه به پتانسیل موجود، دولت با اعمال فشار مضاعف مردم روبرو خواهد بود، فشار آنهم از نوعی که شاهد آن بودیم که منجر به انتخاب روحانی شد، فشار اضافی برای سوق دادن دولت ایران به سمت انجام کاری که برای توجه به نگرانیهای ما لازم است. 
 
COHEN: This initial first step joint plan of action will not improve the economic conditions in Iran. But it was greeted with excitement among the people of Iran because I think they saw this as showing the potential، the prospect for economic improvement down the road. 
 
 So frankly I think this next 6 months، as the Iranian people see through this joint plan of action that there is the potential if their government negotiates in a serious fashion about the nuclear program to get real sanctions relief، can create additional internal pressure of the kind that we saw that led to the election of Rouhani، additional pressure to push their government to do what» s necessary to address the concerns.
 
به نظر می‌رسد گره زدن معیشت مردم به موفقیت در مذاکرات هسته‌ای بازی در زمین آقای کوهن است.

خلاصه:

باتوجه به متکی نبودن رفع تحریم ها به حل مسئله هسته ای ؛استکبار جهانی باهمراهی دنباله روهای داخلی، به دنبال این هستند تامردم ایران رابه این باور برسانند ،که درصورتی تحریم ها برداشته ومشکلات شما حل خواهد شد که علاوه بردست کشیدن از حق غنی سازی ،دست ازحمایت از حزب الله وگروه های مردمی درمنطقه وجهان بردارید وهرآنچه آنان ضدحقوق بشر می دانندانجام ندهید ولوحکم قرآن واسلام باشد.
دراین میان اهمیت نقش نیروهای انقلابی وحزب اللهی در آگاهی دادن به مردم وجلوگیری ازفتنه وچالشی جدید برای نظام ودوقطبی شدن جامعه بسیار روشن است .گویی  این روزها باری دیگر ندای این عمار؟وهل من ناصر؟امام خامنه ای بلند گشته است وماییم وانجام تکلیفی دشوار.
برگرفته از:


کلمات کلیدی :

عقل یا عشق؟محبت یا معرفت؟

آیا ثمره بدون شجره می شود ؟

یک میوه داشته باشیم و درخت نداشته باشیم ؟میوه ی درخت ، درخت می خواهد .

یعنی محبت ، ریشه در خاک معرفت دارد . محبت ریشه در معرفت دارد .

اینها با هم ضدیتی ندارند .

محبت بدون معرفت به چه دردی می خورد؟

مثال:

کسی عاشق شده بود و سینه‌چاک می‌کرد و می‌گفت: «به دادم برسید. مردم عشق مرا کشت.» مردم دیدند، این جوان خیلی بی‌قراری می‌کند. گفتند: «آخر چه دردی داری؟» گفت: «من عاشقم، می‌سوزم از عشق». گفتند: «حالا عاشق چه کسی هستی؟» گفت: «هر کس بشود.» آن عاشق بود یا نه؟

اگر من از شما بپرسم عشق چیست، چه می‌گویید؟ می‌گویید که به مقام فنا رسیدن. عشقی که رفت و به مقام فنا رسید، فهم در آن بود یا نادانی بود؟ شما چه می‌گویید؟ فهم برای خداست. عقل فهمیدن است، در هر مرتبه‌ ای که باشد. آن عشقی که در مسیر حق فانی می‌شود، ریشه در فهم دارد؛ آن هم اوج فهم؛ از اینرو می‌گویم اوج عقلانیت، عشق است.

معرفت کار عقل است؛ بنابراین معرفت دینی هم کار عقل است. معرفت یعنی شناختن. شناختن برای کیست؟ برای عقل. عقل، دین را می‌شناسد یا دین، عقل را می‌شناسد؟ طبیعی است، عقل، دین را می‌شناسد. پس معرفت دینی‌‌ همان معرفت عقلی است؛ منتها عقلی که گرفتار اوهام و نفسانیات نباشد.

عاشق، عقل جزئی حسابگر را زیر پا می‌گذارد.

عقل محاسبه‌ گر ترک عشق می‌کند؛اما آن عاشق می‌گوید که این عقل را بگذار کنار؛ چون عقل حسابگر عشق را دفع می‌کند؛ عقلی که می‌خواهد به سیاست و اقتصاد و حساب‌های بانکی بپردازد.

با همه این اوصاف عقل حسابگر عقل است. عقل ریاضی عقل است. عقل سیاسی عقل است. همه این‌ ها عقل است؛ اما محدود نیست. عقل میتواند از سیاست و اقتصاد و ریاضیات و حتی منطق هم بالا‌تر برود، وقتی بالا‌تر رفت، دیگر نمی‌گوید فنا معنا ندارد، بلکه خود عقل به فنا دستور می‌دهد.

 

آنهایی که در کربلا در کنار حسین (ع) نماندند و او را همراهی نکردند یا روبه‌روی حسین (ع) بودند، به همین مشکل دچار بودند؛ یا اساساً در باطل غوطه‌ور بودند یا اگر در صف باطل نبودند، به فکر تعالی هم نبودند و درگیر عقل حسابگر خود بودند؛

امام حسین (ع) تجسم عقل است؛ منتها عقلی است که به صورت عشق درآمد. این عشق عقلانی است. عشق امام حسین (ع) عقلانی بود یا نفسانی؟

 عاشورا حادثه بزرگ تلاقی عشق و عقل است که عقل، عشق می‌شود و عشق، عقل. اگر انسان به اینجا برسد به کمال کافی رسیده است. کمال انسان اینجاست که عقلش به عشق و عشقش هم عقل تبدیل شود

منبع :برگرفته از سخنان استاددینانی درسایت ebrahimi-dinani.com



کلمات کلیدی :

آقایان!مطمئنید توافق کرده اید؟

وقتی مخالفت 180درجه ای اظهارات آقایان غربی وآمریکایی درباب توافقنامه ژنو را با اظهارات آقایان دیپلماسی دولت خودمان وآنچه مرقوم داشته اند میبینم؛

دوست دارم بعدازتشکراززحمات طاقت فرسای دوستان ازآنان این سوال رابپرسم که:

آقایان مطمئنید آنچه کرده اید توافق بوده است ؟

وشایدهم تابه حال برداشت ما از مفهوم توافق اشتباه بوده ...!

نمی دانم ؛مدشده این روزها برخی فلاسفه غربی می گویند همه چیز ممکن است!

حتی اجتماع نقیضین ...

ولی ماکه قبول نداریم

البته برایش دلیل هم داریم



کلمات کلیدی :

رحمت الله الواسعه

عده ای از انسان ها توفیق لذت ازعبادات رادارند

وعده ای توفیق وتوان لذت بردن علمی ازمعارف الهی

وقلیلی هم اهل سیروسلوک و وصول به معشوق اند

اما من معتقدم اکثر آدم ها می توانند برای لحظاتی عشق حقیقی راحس کنند واز معنویت لذت ببرند

می گویی کی؟کجا؟وچگونه؟

درجواب خواهم گفت:

به هنگام اقامه عزاء برحسین وذکرحسین ومجلس حسین...

برای همین است که اورا رحمت الله الواسعه خوانده اند وطریقت عشق حسین را اسرع واوسع طرق نامیده اند

چراکه خدامحبت ورزیدن به حسین را در فطرت آدمی نهاده تا انسان راباعشق اودست گیری کند

ندیده ای عاشورا همه هستند!

حتی...



کلمات کلیدی :

ولایت وحکومت ازمنظرعلامه طباطبایی(بخش5)

منصب ولایت داراى مسئولى است یا نه؟
نکته چهارم: نتیجه بحث‏هاى گذشته این است که مسئله ولایت یکى از مواد شریعت است که مانند سایر مواد مشروعه دینى براى همیشه در جامعه اسلامى باید زنده باشد. و البته در این صورت مسئول اقامه و سرپا نگه داشتن این مقام عموم مسلمین خواهند بود. درحالى که پیوسته این مقام با یک یا چند فرد اشغال مى ‏شود.

اکنون باید دید آیا براى اشغال این مقام در اسلام افرادى تعیین شده ‏اند یا نه، پایه‏ گذار اسلام این مسئله را با سکوت گذرانده است؟ و لازمه آن این است که جامعه مسلمین هر جور خواستند و صلاح دیدند چرخ اجتماع دینى را بگردانند. و در عین حال براى شعب خاصى از ولایت در شرع اسلام اشخاص معینى توصیف شده که از محل نزاع بیرون است، مانند ولایت پدر به اولاد صغار و ولایت عمومى مسلمین نسبت به همدیگر در امر به معروف و نهى از منکر.
عقیده ‏شیعه امامیه این است که رسول اکرم صلى الله علیه و آله امیرالمؤمنین على ‏ابن‏ ابى ‏طالب علیه السلام را براى این مقام تعیین نموده ‏اند. شیعه براى اثبات عقیده خود در برابر اهل سنّت که منکر این حقیقت ‏اند، به حجت‏ هایى از راه عقل و به آیات زیاد و اخبار متواترى که از طرق فریقین نقل شده، تمسّک جسته است که تعرّض به آنها از غرض بحث ما کنار مى ‏باشد.

آیا ولایت وحکومت مختص زمان حضورمعصوم است؟

آنچه تذکر دادن آن در این مقام لازم است، این است که نتیجه عقیده اختصاصیى که شیعه دارد این نمى ‏باشد که در صورت غیبت امام علیه السلام- مانند عصرى که ما در آن زندگى مى‏ کنیم- جامعه اسلامى بى ‏سرپرست مانده، مانند گله بى ‏شبان متفرق شده، با سرگردانى به سر برند، زیرا ما دلایلى به ثبوت اصل مقام داشتیم و دلایلى به انتصاب اشخاصى براى این مقام و البته شخص غیر مقام است و در نتیجه نبودن یا از میان رفتن شخص، مقام از بین نمى ‏رود و چگونه متصور است که روزى این مقام به علل و عواملى الغا شود و حال آن‏که این مقام از راه پایه‏ گذارى فطرى اسلامى به ثبوت رسیده است و الغاى آن الغاى فطرت است و الغاى فطرت، الغاى اصل اسلامیت است.
علاوه بر این، احکام بسیارى به حدود و تعزیرات و انفال و نظایر آنها در شریعت اسلام موجود است که منطوق ادله کتاب و سنّت دوام و ابدیّت آنهاست و متصدى اجراى آنها همان مقام ولایت مى ‏باشد. در هر حال مسئله ولایت در حال غیبت زنده است، چنان که در حال حضور.


منصب ولایت از آن کیست؟
نکته پنجم: آیا ولایت از آن همه مسلمین است یا عدول مسلمین یا متعلق است به فقیه (به اصطلاح امروزى)؟ در صدر اسلام فقیه به کسى اطلاق مى ‏شد که بر همه علوم دینى در اصول و فروع و اخلاق مجهز باشد نه تنها به مسائل فروع دین، چنان که اکنون مصطلح است. در صورت سوم، آیا متعلق به هر فقیه است که در صورت تعدد و کثرت هر کدام از آنها به هر اندازه اقتدار پیدا کند تصرفاتش نافذ و غیرقابل نقض مى ‏باشد؟ یا متعلق است به فقیه اعلم؟ اینها مسائلى است که از طرز بحث فعلى ما بیرون است و در فقه باید حل شود.
آنچه از دیدگاه بحث این مقاله مى ‏توان استنتاج نمود این است که حکم فطرت به لزوم وجود مقام ولایت در هر جامعه ‏اى بر اساس حفظ مصالح عالیه جامعه مبتنى است. اسلام نیز پا به پاى فطرت پیش مى ‏رود. نتیجه این دو مقدمه این است که فردى که در تقواى دینى و حسن تدبیر و اطلاع بر اوضاع از همه مقدم است، براى این مقام متعیّن است و در این‏که اولیاى حکومت باید زبده‏ ترین و برجسته ‏ترین افراد جامعه بوده باشند کسى تردید به خود راه نمى ‏دهد.
اکنون باید دید آیا جامعه اسلامى در صورتى که وسعت پیدا کرده و داراى منطقه ‏هاى مختلف و ملیت‏ ها و قومیت‏ هاى متنوّع بوده باشد (چنان که در این اعصار همین طور است) باید تحت یک ولایت و حکومت اداره شود؟ یا حکومت‏هاى مؤتلف و متحدى که تحت نظر یک حکومت مرکزى یا سازمانى نظیر سازمان ملل متحد اداره شوند باید تشکیل داد؟
اینها طرح‏هایى است که در شریعت اسلام دستورى مربوط به تعیین یکى از آنها وارد نشده است و حقاً هم نباید وارد شود، زیرا شریعت تنها متضمن مواد ثابته دین است و طرز حکومت با تغییر و تبدّل جامعه ‏ها به حسب پیشرفت تمدن قابل تغییراست، بنابر این آنچه در این خصوص مى ‏توان گفت این است که طرز حکومت ‏هاى اسلامى را در هر عصر با در نظر گرفتن سه ماده ثابت شرع اسلام باید تعیین نمود:
1. مسلمین تا آخرین حدّ ممکن باید در اتحاد و اتفاق بکوشند؛
2. حفظ مصلحت اسلام و مسلمین براى همه واجب است؛
3. مرز جامعه اسلامى اعتقاد است و بس، نه مرزهاى طبیعى یا قراردادى.
مسئله مهمى که این‏جاست و هرگز مقام ولایت و کرسى حکومت اسلامى به هر شکل به اداره امور مسلمین بپردازد نمى ‏تواند از آن تخطى نموده، قدمى فراتر گذارد، این است که در جامعه اسلامى سیرت و سنّت رسول‏ اکرم صلى الله علیه و آله باید اجرا شود و روش ولایت چند ساله آن حضرت معمول گردد، زیرا نظر به این‏که اصل مسئله ولایت- چنان که گذشت- در جامعه اسلامى جنبه ثابت دارد و به همین جهت جزء شریعت است، از جهت اصل ثبوت و کیفیت آن نیازمند به حکم خدا مى‏ باشد و خداى متعال سیرت آن حضرت را به منطوق آیات کثیره قرآنى پسندیده و امضا نموده است و نسبت به مسلمین به بیشتر از اینکه از روش رسول اکرم صلى الله علیه و آله تبعیت کنند اذن نداده، چنان که مى ‏فرماید:«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».
همانا پیغمبر خدا براى شما مقتدایى نیکوست. (احزاب، آیه 21)و به طرق معتبره از خود آن حضرت نقل شده است که «من رغب عن سنتى فلیس منّی» و در همین مضمون روایات زیادى از اهل‏ بیت داریم.
توضیح سیرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و تشریح خصوصیات آن خود بحث جداگانه ‏اى مى‏ خواهد و آنچه به عنوان خلاصه و نتیجه‏ گیرى مى‏ شود در این‏جا یاد نمود، این است که اولًا: در اسلام امتیازى جز تقوا نیست و همه امتیازات طبقاتى ملغا مى ‏باشد.در عین حال که طبقات مختلف اجتماع مانند رئیس و مرئوس خادم و مخدوم کارگر وکارفرما، مرد و زن محفوظ است، همه با هم برابرند و هیچ‏گونه پس و پیشى در کار نیست. تنها خداست که بى‏ چون و چرا باید در برابر بزرگى او کرنش کرد، سر فرود آورد:
 «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» 
بگو اى اهل کتاب بیایید کلمه‏ اى را که میانه ما و شماست بپذیرید که به جز خدا را نپرستیم و کسى را با او شریک‏ نکنیم و بعضى از ما بعضى را به جاى خدا به خدایى نگیرید، پس اگر پشت کردند بگویید: گواه باشید که ما گردن نهادگانیم. (آل‏ عمران، آیه 64) و «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ». اى مردم! ما شما را از مرد و زن بیافریدیم و جماعت‏ ها و قبیله‏ هایتان کردیم تا همدیگر را بشناسید (ورنه) گرامى‏ ترین شما نزد خداى پرهیزگارترین شماست. (حجرات، آیه 13)

و ثانیاً: مردم در برابر قانون مساوات کامل داشته و در اجراى مقررات کمترین استثنایى در کار نیست: «لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ».
و ثالثاً: احکامى که از مقام ولایت صادر مى‏ شود از راه شورا و با رعایت صلاح اسلام و مسلمین صادر خواهد شد: «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ».
و بسیار روشن است که این سیرت مقدسه سیرت و روشى است که در هیچ جامعه‏ اى از جوامع به خلاف مصلحت آن جامعه تمام نمى ‏شود و از این روى به هیچ وجه قابل تغییر نیست و از احکام ثابته فطرت است که اسلام آن را امضا مى ‏نماید.
گذشته از آن خود این سیرت از جزئیات روش رسول اکرم صلى الله علیه و آله به دست مى آید و به همه موارد اعمال آن حضرت قابل انطباق است.


 منبع:طباطبایى، محمد حسین، بررسى هاى اسلامى، 2جلد، موسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم) - قم، چاپ: دوم، 1388.



کلمات کلیدی : ولایت درزمان غیبت، منصب ولایت، ولایت، علامه طباطبایی، نص برولایت اهل بیت
   1   2   3   4   5   >>   >