سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

توحید درقرآن

درموضوع خداشناسی وتوحیددرقرآن دوبحث قابل طرح وبررسی است  :

1-توحید چیست ودرچه سطحی باید بحث شود؟

 2-قرآن چگونه کتابی است که توحید رادرآن بیابیم ؟

نگاه مفسربه مساله توحید وقرآن کریم چنانچه ساده انگارانه باشد استفاده وی  نیزازقرآن کریم همانگونه سطحی ،ظاهری وساده خواهد بود واگرنگاه مفسر به توحید الهی وقرآن کریم عمیق باشد استفاده مفسرهم ازکتاب خداعمیق ،علمی وفنی خواهد بود. درآینده مطرح خواهدشد که ازقرآن چگونه باید بانگاه علمی استفاده کرد...مثلابر خی ازمطالبی که باید دررابطه ی با قرآن بررسی گردد عبارت است از زبان قرآن ،سطوح قرآن،محکم ومتشابه،ظاهروباطن قرآن،وجه غالبی قرآن وجه علمی،تربیتی ،هدایتی و....

1-توحید چیست؟

توحید یعنی لااله الاالله

توحید، ذات الله نیست بلکه به معنایی توحید؛ معرفت به الله ویکتایی اوست  وبه معنایی دیگرظهورذات الهی است ،لذا توحید نباید باخود ذات الله یکسان انگاری گردد.

حقیقت توحید یعنی لااله الاالله ازسنخ الفاظ وجملات نیست که مثلا بحث کلمه مطرح گردد، بحث لفظ مطرح گردد،که لفظ مفرد است یامرکب ؛مهمل است یامستعمل ؛یابحث شودکه لفظ مفردبامعنی ،کلمه است ومرکب تام یاناقص ،جمله؛ وکلمه یااسم است ،یافعل ویاحرف چراکه این مسایل درادبیات مطرح می گردد.

همچنین بررسی توحید درمحل بحث ، ازباب تفسیر ادبی وظاهری نیست که درلاله الاالله لا نفی جنس است و اله اسم وخبرش محذوف و الاازادات استثناء است و...بلکه آنچه درمحل بحث ازلااله الاالله مراداست این است که لا اله الا الله اسمی است ازاسماءالله وازآنجا که ذات حق واسماءوصفات او حقیقتی عینی ووجودی است واسم حق تجلی وجلوه ی اوست لذا حقیقت الهی اسماء؛ حقایق وجودی هستند وواجب الوجود.

نکته:مقام لااله الاالله پایین ترازمقام الله است وشانی وحقیقتی است که ازخلیفه الله ظاهر میشود وخلیفه الله مقامی پایین ترازالله ومخلوق وجلوه اوست.

اما اسم به چه معناست؟

اسم یعنی ذات مع صفته

ذات حق اگرباصفتی تجلی کند می شود اسم خدا...

 -صفات خدا همانند قدیر،حی وعلیم که تشکیل یافته ازذات الهی وقدرت وعلم وحیات است - صفات ازکمالات وجودی هستند که ازخدا ی متعال ظهور میکنند؛این صفات نه قدیم اند ونه زائد برذات، باخدا نیستند که ازخداوظهوراو هستند.چنانچه ذات حق با این صفت کمالی که ظهورمی کندمشاهده گردد،مشهود میشود اسم الله ،چون عالم ،قادرو..

عالم عبارت از ذاتی است که علم دارد واین صفت درمقام ذات راه ندارد -همه ی صفات اینگونه اند-حتی درهمه ی موجودات همین گونه است که مقام ذات موجود مقدم برمقام صفات او ومقام صفات ظهور ذات موجود است وچنانچه درنحوه ظهور صفت خودذات ملحوظ نگردد مظهر راصفت گویند  که کمالی وجودی است .

پس روشن شد که اسماء حق ،نور وصفت الهی وتجلیات اوهستند،اسماء حقایق الهی هستند که ازسنخ لفظ نبوده ووجودی واجب هستند. لذامعصوم می فرماید عالم اذلا معلوم.... چرا که درآن مقام ممکن الوجود راه ندارد زیراآن مقام ذات الهی است که همراه بابااین کمال دیده شده...  وازآنجا که خدا لفظ ومفهوم نیست ووجودی خارجی است ؛صفات واسماءاو هم حقایق عینی ووجوبی ووجودی هستند.

حقیقت وجودی وعینی اسماء الهی مقدم برانسان ها که صور وظواهراند می باشند لذا حقیقت انسان وعوالم مادون اسماء، اسماء حق است ،پس لااله الا الله حقیقت عالم است و توحیدآن است که موحد غیرحق را نبیند وحقیقت خویش را که اسماء الهی است مشاهده نماید.مگرامیر موحدان نمی فرماید :وباسمائک التی ملات ارکان کل شی...الفاظ که ارکان وجود راپرنکرده اندبلکه حقیقت مخلوقات اسماءالهی است که آنها ارکان اشیاءراپرنموده اند.

دراین سطح بالای از معرفت نه درلفظ لا اله الا الله توقف میشود ونه درمفهوم، بلکه حقیقت خارجی وعینی لااله الاالله تبیین میگردد، شاهد مدعاکه لااله الاالله اسم وجودی وعینی است زیارت اهل قبوراست که :یا اهل لا اله الا الله یا لااله الا الله ...زیرابی شک جمله ،مضاف الیه ومنادی واقع نمی گردد درنتیجه لااله الاالله اسم است ،اسمی خارجی وانسان یاباید عارفانه آن رامشاهده نماید یاحکیمانه به واسطه مفهوم تصدیق آن حقیقت رااثبات نماید.

درکتاب اوصاف الاشراف خواجه طوسی می گوید: بالاترین مقام انسان مقام توحید است اما بالاترازتوحید وحدت است ،توحید ظاهر وحدت است ووحدت، حقیقت توحید؛ لذاوحدت مقامی بالاتر ازتوحید داراست چراکه درتوحید موحد هنوزهست وخودرامیبینداما عارف موحد درمقام وحدت حتی توحید راهم نمیبیند ،درآن مقام دیگرشاهد ومشهود برداشته میشود وسالک فانی گشته وفقط خدامشهود اوست وشهادی درمیان نیست...چنانچه دردعا معصوم میفرماید:لافرق بینک وبینها الاانهم عبادک...فبهم ملات سمایک وارضک...آری توحید ازشوون انسان کامل وامام معصوم است  چراکه توحید ظهوروحدت است ووحدت راخلیفه الله  وظل الله ظاهر میکند.

درسوره مبارکه حدیدمیخوانیم :والرسول یدعوکم لتومنوا.... درعلم کلام خدارانمی شود باپیامبرشناخت اما نزد اهل معرفت ایمان به خدا درپرتو رسول است .آمنت رسول....ایمان پیغمبر امان وامام ایمان موحدان است...

بررسی فرازی دیگزازکلمات معصومین:

لا اله الا الله وحده وحده وحده ...دراین فراز نورانی اولین وحده بیانگر توحید ذاتی و دومین وحده بیانگر توحید صفاتی وسومین وحده بیانگر توحید افعالی است .پس لااله الا الله درمقام ظهور ذات است نه خود ذات چرا که در بحث ذات وحدت مطرح است ونه توحید ومقام لااله الا الله مقام توحید است.

سطوح مختلف توحید

سطح اول:

اصول دین- به صورت اجمالی-

این سطح برای افراد درسطوح پایین است که مباحث معرفتی به صورت اجمالی برای آنان مطرح می گردد.

توحید دراین سطح  بابیانی ساده مطرح میشود.توحید دراصول دین یعنی خدا یکی است ودوتا نیست مثل اینکه دوتا مدیر درمدرسه جمع نمیشوند زیردراداره مدرسه میان آن دونزاع خواهد شد لذااگرخدا هم دوتاباشد نظام هستی به هم میریزد چون بین دوخدایاخدایان دعوامیشود. بدیهی است که دراین بیان خدا واحد بالعدد تصورگردیده است.نکه دیگر اینکه مراد ازخدا دراین سطح آفریدگار جهان است همانکه عالم راآفرید (مقام صفت فعل است نه صفات ذات ونه خود ذات)دراین سطح ،بحث ازرب است که معمولامربی هم معنا میکنند واین معنا برای رب غلط است زیرامعنای صحیح  ربوبیت تدبیراست وخدامدبرعالم است که فوق تربیت ومدیریت است ؛ رب یعنی مالک مدبر.

دراین سطحازمعرفت  لفظا گفته میشود خدا؛ اما خود آ (ذات مستقل واجب الوجود)درذهن نمی آید بحثی ازواجب الوجود نیست بلکه بحث ازپروردگاراست.همچنین دراصول دین  مطرح میشودکه خداعالم است نه جاهل اگرعالم نبود این جهان راخلق نمی کرد...

سطح دوم

اصول عقاید

(کتاب های بدایه المعارف آیت الله خرازی واصول عقاید آیت الله مصباح)

اجمالا استدلالات عقلی ونظری دراین سطح مطرح میشود.بحث از واجب الوجود وبحث ازاحد وواحد مورداشاره قرارمی گیرد ؛احدازباب اینکه خداکثرت درونی نداردیعنی جزءنداردوبسیط است ،یکتاست ،واحد است لاشریک له است چون اگر مرکب بودبه اجزاءنیازمندبودو مبدا کل نمی شد وواحد ازباب اینکه کثرت بیرونی ندارد یعنی دوتا خدانیست وبحث خدا دراین سطح تاآنجا پیش می رود که خداوند نامحدود است چراکه اگرمحدود بود معلول ومخلوق می شد.

آیاخدادراصول عقاید ماهیت دارد یانه؟

دراین سطح بحث نمیشود.

آری بحث میشود که خدامجرداست اما آیاغیرخداهم مجردی هست یانه؟

دراین سطح بحث نمیشودوهمچنین بحث قدیم زمانی وذاتی مطرح نمی گرددو...

 

سطح سوم

علم کلام

(کتاب شرح تجرید)

مبتنی بریک سلسله مبانی نظری وفکری است وبعدازطرح مبانی عقلی مثل واجب وممکن ،علت ومعلول،امتناع دوروتسلسل و... مبانی دینی مطرح میشود مبانی فکری کلام  مشتمل است برمطالبی که دراصول عقاید مطرح نشده است این مبانی؛ فلسفی-البته باسبک خاص کلامی-وعقلی است تاآنگاه که به اصول عقاید برسد....

مباحثی ازقبیل اینکه خداماهیت دارد یانه خدامجرداست یانه ؟درعلم کلام رایج بحث می شود؛آنان خدارا ماهیتی مجهول الکنه تعریف میکنند ومی گویند خدامجرد است وغیراو همه موجودات مادی هستندحتی موجوداتی ازقبیل فرشتگان وجهان آخرت و ... درعلم کلام ؛قدیم زمانی رافقط خدامیدانندومابقی موجودات رامادی وحادث زمانی...

سطح چهارم

سطح فلسفه

سطح فلسفه رایج (مشاء)

سطح فلسفه رایج(اشراق)

سطح فلسفه حکمت متعالیه

درسطح فلسفه -بدون درنظر گرفتن مکتب خاصی وبراساس تمام مکاتب ومبانی-خدایعنی وجود بحت ،وجود مطلق لاقیدله ،خدایعنی وجودی که لاماهیت له،درفلسفه مجردات گوناگونی فرض میگردددرحالی که درکلام مجرد فقط خداست درفلسفه خدافوق تجرد است ،درفلسفه خداقدیم ذاتی است وقدیم زمانی ازموجودات دیگرهم هستند گرچه  همه حادث ذاتی اند.

سطح پنج

سطح عرفان

عرفان نظری

عرفان عملی

عرفان سلوک قلبی وشهودی

.....

تقریرات درس استادرحیقی

 



کلمات کلیدی : توحید درقرآن، تقریرات درس استاد رحیقی