سفارش تبلیغ
صبا

شعرمرحوم کمپانی دررثای فاطمه زهرا

و ما اصبها من المصاب مفتاح بابه حدیث الباب

 

و آن چه از مصیبت ها بر وى (فاطمه علیهاالسلام) رسید، سرآغازش «ماجراى در» (هجوم و به آتش کشاندن درب خانه ى او) است.

 

ان الحدیث الباب ذو شجون مما جنت به ید الخون

 

همانا ماجراى (هجوم و به آتش کشاندن) در (خانه ى فاطمه علیهاالسلام) داراى غم و اندوه شدید است، از آن چه که دست هاى خیانت کار آن را مرتکب شدند.

 

ایهجم العدى على بیت الهدى و مهبط الوحى و منتدى الندى؟

 

آیا باید دشمنان بر خانه ى هدایت و محل نزول وحى و مرکز همه ى خوبى ها و خیرات هجوم آورند!؟

 

ایضرم النار بباب دارها و آیة النور على منارها؟

 

آیا باید به در خانه ى وى آتش زنند، به در خانه اى که آیه ى نور بر فراز آن مى درخشید!؟

 

و بابها باب نبى الرحمة و باب ابواب نجاة الامة

 

و در خانه ى (فاطمه ى زهرا علیهاالسلام) که درب خانه ى پیامبر رحمت است و از برترین درهاى نجات امت مى باشد.

 

بل بابها باب العلى الاعلى فثم وجه الله قد تجلى

 

بلکه در خانه ى او در خانه ى پروردگار بزرگ بلند مرتبه است، همان جا که وجه خداوند تجلى کرده است.

 

ما اکتسبوا بالنار غیر العار و من ورائه عذاب النار

 

با آتش زدن در، جز ننگ چیزى بدست نیاوردند و پس از آن به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد.

 

ما اجهل القوم فان النار لا تطفى ء نور الله جل و علا

 

چه قدر نادان بودند آن جماعت، چرا که آتش، نور خداى بزرگ بلند مرتبه را خاموش نمى کند.

 

لکن کسر الضلع لیس ینجبر الا بصمصام عزیز مقتدر

 

لیکن شکستن استخوان پهلو جبران نخواهد شد مگر به شمشیر عزیز قدرتمند (امام عصر علیه السلام).

 

اذ رض تلک الاضلع الزکیة رزیة لا مثلها رزیة

 

زیرا که خرد کردن آن پهلوى پاک، مصیبتى است که همتایش هیچ مصیبتى نیست.

 

و من نبوع الدم من ثدییها یعرف عظم ما جرى علیها

 

و از فوران خون از دو سینه اش، سختى آن چه بر وى گذشت، شناخته مى شود.

 

و جاوزوا الحد بلطم الخد شلت ید الطغیان والتعدى

 

و با ضربه زدن به صورت وى از حد خود تجاوز کردند. شکسته باد دست طغیان و تجاوز.

 

فاحمرت العین، و عین المعرفة تذرف بالدمع على تلک الصفة

 

پس چشم وى سرخ و خونین شد و چشم معرفت بر چنین کارى به شدت اشک خواهد ریخت.

 

و لا تزیل حمرة العین سوى بیض السیوف یوم ینشر اللواء

 

از بین نمى برد سرخى چشم را مگر سفیدى شمشیرها، در روز برافراشته شدن پرچم (امام عصر علیه السلام).

 

و للسیاط رنة، صداها فى مسمع الدهر فما اشجاها

 

و براى تازیانه صدایى بود که آن صدا را در گوش زمانه طنین مى افکند و چه تاثرانگیز است.

 

والاثر الباقى کمثل الدملج فى عضد الزهرا اقوى الحجج

 

و نقشى که در بازوى (حضرت زهرا علیهاالسلام) مانند بازوبند و دستبند باقى ماند بهترین دلیل است.

 

و من سواد منتها اسود الفضا یا ساعد الله الامام المرتضى

 

و از سیاهى پشت او، آسمان تیره و تار شد. اى خدا! امام (على) مرتضى علیه السلام را یارى کن.

 

و وکز نعل السیف فى جنبیها اتى بکل ما اتى علیها

 

و ضربه ى (آهن یا نقره ى پایین) غلاف شمشیر بر دو پهلوى حضرتش به سر وى آورد آن چه را که آورد.

 

ولست ادرى خبر المسمار سل صدرها خزانة الاسرار

 

و من نمى دانم خبر میخ در را، از سینه اش بپرس که مخزن اسرار و رازهاست.

 

و فى جنین المجد ما یدمى الحشا و هل لهم اخفاء امر قد فشى

 

و درباره ى جنین بلندمرتبه ى وى، دل خون مى شود و آیا براى آنان امکان مخفى کردن چنین مطلب آشکارى هست؟

 

والباب والجدار والدماء شهود صدق ما به خفاء

 

و در و دیوار و خون، شاهدان صادقى هستند بر آن چه مخفى و پوشیده مى شد.

 

لقد جنى الجانى على جنینها فاندکت الجبال من حنینها

 

همانا جانى، جنایتى بر جنین وى انجام داد که از ناله ى او کوه ها از هم متلاشى شدند.

 

اهکذا یصنع بابنة النبى حرصا على الملک فیا للعجب؟!

 

آیا با دختر پیامبر به خاطر طمع و حرص در حکومت این گونه باید رفتار شود؟ چه امر شگفت و عجیبى!

 

اتمنع المکروبة المقروحة عن البکاء خوفا من الفضیحة؟

 

آیا مصیبت زده ى مجروح را از ترس رسوایى، از گریه باز باید داشت؟

 

تالله ینبغى لها تبکى دما ما دامت الارض و دارت السما

 

به خدا سوگند شایسته است مادامى که زمین و آسمان برقرار است بر وى خون گریه شود.

 

لفقد عزها ابیها السامى و لاهتضامها و ذل الحامى

 

به خاطر از دست دادن مایه ى عزتش که پدر بزرگوارش باشد و (نیز) ظلم به وى و این که یاورش را خوار ساختند.

 

اتستباح نحلة الصدیقة و ارثها من اشرف الخلیقة؟

 

آیا هبه و بخشش (پیامبر صلى الله علیه و آله به) حضرت صدیقه علیهاالسلام، وارث اشرف مخلوقات مباح مى گردد؟

 

کیف یرد قولها بالزور اذ هو رد آیة التطهیر

 

چگونه سخن وى به بهانه ى این که سخن دروغ است، رد مى شود؟ در حالى که این کار رد آیه ى تطهیر است.

 

ایوخذ الدین من الاعرابى و ینبذ المنصوص فى الکتاب

 

آیا دین باید از یک جاهل بدوى گرفته شود و نص کتاب خدا به کنارى افکنده شود.

 

فاستلبوا ما ملکت یداها وارتکبوا الخزریة منتهاها

 

پس آن چه را در دست او بود از وى گرفتند و رسوایى را به نهایت خود رساندند.

 

یا ویلهم قد سالوها البینة على خلاف السنة المبینة

 

و اى بر آنان! که بر خلاف سنت روشن پیامبر صلى الله علیه و آله از وى بینه و دلیل خواستند.

 

و ردهم شهادة الشهود اکبر شاهد على المقصود

 

و رد کردن آنان شهادت شهود را، بزرگ ترین شاهد را بر مقصود است.

 

و لم یکن سد الثغور غرضا بل سد بابها و باب المرتضى

 

آرى مقصود (آنان از این کار) حفظ مرزها نبود بلکه مقصود، بستن در خانه ى او و (على) مرتضى بود.

 

صدوا عن الحق و سدوا بابه کانهم قد آمنوا عذابه

 

از حق روى گردان شدند و در خانه ى حق را بستند گویا که خود را از عذاب خدا در امان مى دیدند.

 

ابضعة الطهر العظیم قدرها تدفن لیلا و یعفى قبرها؟

 

آیا پاره ى تن پیامبر پاک که منزلتش عظیم است باید شبانه دفن شود و قبرش بى نشان باشد؟

 

ما دفنت لیلا بستر و خفا الا لوجدها على اهل الجفا

 

و ى به شب و در پوشیدگى و خفا دفن نشد مگر به خاطر غضبش بر اهل جفا.

 

ما سمع السامع فیما سمعا مجهولة بالقدر والقبر معا

 

هیچ شنونده اى این را نشنیده است که کسى هم قدر و هم قبرش مخفى باشد.

 

یا ویلهم من غضب الجبار بظلمهم ریحانة المختار

 

و اى بر آنان از غضب خداى جبار، به خاطر ظلمى که بر ریحانه ى پیامبر برگزیده (ى خدا) انجام دادند.

 

شعر ازمرحوم آیت الله علامه شیخ محمد حسین اصفهانی (کمپانی)