سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران

پاسخ مراجع تقلید وعلماءبه شبهه ی اصلی انجمن حجتیه

 ما به  حکم  آیه ی قرآن (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون) و روایت شریفه (أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّه‏) بر آن شدیم تا این موضوع  را از مراجع بزرگوار تقلید و علما  استفتاء کنیم تا حق بر همگان آشکار شود.

متن سوال :

همانطور که مستحضرید در منابع روایی شیعی روایاتی از قبیل «کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوت یعبد من دون الله » وجود دارد .

آیا برای اثبات بطلان کلیه قیام ها در زمان غیبت کبرای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه )    می توان به اینگونه روایات استناد کرد ؟

نظر مبارک حضرتعالی در این زمینه چیست ؟   

مقام معظم رهبری

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه هاى شیراز  14/02/1387

بعضى‌ها خیلى از چیزها را نمیفهمیدند. مبارزه میکردیم؛ بعضى‌ها به استناد روایاتى که هر پرچمى که قبل از برافراشته شدن پرچم حضرت مهدى (ارواحنا فداه) برافراشته شود، در آتش است، با مبارزه مخالف بودند. میگفتند آقا شما قبل از مبارزه‌ى حضرت صاحب‌الزمان (عجل الله فرجه) میخواهید مبارزه شروع کنید؟ خوب، این پرچم مبارزه را که بلند میکنید، در آتش است. معناى حدیث را نمیفهمیدند.

 یک عده‌اى از صدر اسلام، از زمان ائمه (علیهم‌السلام) که شنیده بودند مهدى ظهور خواهد کرد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، ادعاى مهدى‌گرى میکردند؛ بعضى بر خودشان هم امر مشتبه بود. بعد نیست بدانید هم در بنى‌امیه ادعاى مهدویت بود، هم در بنى‌عباس بود، هم در افراد دیگرى که چه در زمان بنى‌عباس و چه در زمانهاى بعد تا امروز وجود داشتند، ادعاى مهدویت وجود داشت. بله، این پرچم مهدویت را کسى بلند کند، در آتش است. این معنایش این نیست که مردم با ظلم مبارزه نکنند، مردم براى تشکیل جامعه‌ى الهى و جامعه‌ى اسلامى و علوى مبارزه و قیام نکنند.

 این، بد فهمیدن دین است.

آیة الله میرزا جواد تبریزی( ره)

ما در دو مقام باید بحث کنیم :

الاول :ما اذا تصدی امر المسلمین من لیس له اهلا ؛

مقام اول : شخصی که متصدی حکومت است ،صلاحیت و اهلیت برای حکومت را نداشته باشد

الثانی :ما اذا اراد التصدی لامور المسلمین من یکون صالحا للتصدی ..

مقام دوم : : شخصی که متصدی حکومت است ،صلاحیت و اهلیت برای حکومت را داشته باشد

اما کلام در مقام اول :

هیچ شک و شبهه ای نیست که شارع مقدس راضی نیست که حاکم بر مسلمین ، شخص ظالم و فاسق باشد ؛ و بر مسلمین است که قدرت را از او بگیرند و به شخصی که صلاحیت  برای اداره ی امور جامعه ی مسلمین را دارد ، بدهند .

لا ینبغی الریب فیه ان الشارع لا یرضى بتصدی الظالم الفاسق لأمور المسلمین لا سیما إذا کان ذلک الظالم آلة بید الکفار فی تضعیف الإسلام‏...

على المسلمین قطع أیدی الظلمة عن المؤمنین و بلادهم مع التمکن علیه‏

(إرشاد الطالب إلى التعلیق على المکاسب، ج‏3، ص: 36)

مخفی نماد آنچه که ما گفتیم در رابطه با مبارزه با حکومت های جائر و لزوم قیام بر علیه آنها ، منافاتی ندارد با روایاتی که امر کرده است به خانه نشینی و صبر تا خروج سفیانی و دیگر نشانه های ظهور ؛

زیرا مراد آن روایات آن است که :

1-مردم با افرادی که از خاندان اهل بیت دعوت به خلافت  برای خود می کنند،بیعت نکنند.

2- ائمة علیهم السلام تا زمان ظهور بقیة الله ، متصدی خلافت و وصایت پیغمبر نمی شوند  و هر کس مردم را دعوت به قیام و خروج کند دعوت به  خود کرده نه دعوت به امام علیه السلام .

اما دفاع از اصل حوزه ی اسلام ، و گرفتن قدرت حاکمیت از فساق و فجار و دادن آن به شخصی که صالح برای تصدی امر خلافت است ، در این روایات هیچ نظری به این مطلب ندارد .

و لا یخفى ان ما ورد فی بعض الاخبار من الأمر بإلزام البیت و الصبر الى خروج السفیانی و غیره من العلامات الخروج القائم (ع) لا ینافی ما ذکرنا فان المراد من تلک الروایات أمر الناس بعدم الاستجابة لمن یدعو من أهل بیت النبی (ص) الخلافة لنفسه و ان الأئمة علیهم السلام لا یتصدون لأمر الخلافة و الوصایة للنبی (ص) الى ذلک الزمان و من یدعو الناس الى الخروج انما یرید الخروج لنفسه لا للإمام (ع) و ان لخروجه وقتا محدودا لا بد من انتظاره و اما قضیة الدفاع عن الحوزة الإسلامیة فی زمان الغیبة و التصدی للأمور العامة للمسلمین تحفظا على أعراضهم و أموالهم و تمکین الناس من الأمر بالمعروف و النهى عن المنکر و إسقاط الفسقة و الفجرة عن القدرة و إیکالها على من هو صالح للتصدى لها حسبة من غیر ان یدعى المتصدی الوصایة و الخلافة لنفسه فلیس فیها نظر الى ذلک فلاحظها.

(إرشاد الطالب إلى التعلیق على المکاسب، ج‏3، ص: 37)

اما کلام در مقام دوم :

اگر متصدی حکومت کسی است که شارع به تصدی این شخص راضی است ، کما اینکه حاکم ،فقیه عادل بصیر باشد ، یا کسی باشد که از طرف فقیه ماذون است ؛ در این صورت تضعیفش بر دیگران جائز نیست زیرا تضعیف او تضعیف مسلمین است و واجب است بر دیگران که او را کمک کنند .

فان تصدى شخص صالح لذلک بحیث یعلم برضاء الشارع بتصدیه کما إذا کان فقیها عادلا بصیرا أو شخصا صالحا کذلک مأذونا من الفقیه العادل فلا یجوز للغیر تضعیفه و التصدی لإسقاطه عن القدرة حیث ان تضعیفه إضرار للمؤمنین و نقض للغرض المطلوب للشارع بل یجب على الآخرین مساعدته و تمکینه فی تحصیل مهمته‏

(إرشاد الطالب إلى التعلیق على المکاسب، ج‏3، ص: 38)

آیت الله جوادی آملی

شکست هر خیزشی  قبل از قیام قائم عج ؟!

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: « ما خرج و و لایخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقّاً الّا اصطلمته البلیة و کان قیامه زیادة فی مکروهنا و شیعتنا »
کسی از ما اهل بیت برای دفع ظلمی یا گرفتن حقی قبل از قیام قائم ما ، قیام نکرده و نمی کند ، مگر به مصیبت و بلیّه دچار می شود و قیامش سبب ازدیاد کراهت و رنج ما و شیعیان ما می شود .

از این روایت و روایات مشابه برمی آید که اگر کسی پیش از قیام قائم بپاخیزد و داعیه امامت داشته باشد و مردم را به خود بخواند ، یا گرچه داعیه امامت ندارد و مردم را به خویش نمی خواند اما شرایط قیامش آماده نباشد ، محکوم به شکست است ؛ اما آن که مردم را به امام معصوم عصر خویش بخواند –خواه آن مجاهد، خود امام معصوم باشد همچون سیدالشهدا(علیه السلام) و خواه نباشد- و از سوی دیگر براساس حضورالحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر شرایط قیامش فراهم باشد ، حتی اگر چون سیدالشهدا (علیه السلام) به شهادت برسد ، دین با قیام و اقدام او رشد یافته و پیشرفت می کند ، چراکه شهادت با ضرورت قیام و پیروزی مجاهدان در راه خدا منافات ندارد .

چنانچه روایاتی یافت شود که مطلقا هر قیامی را محکوم به شکست و ناروا بدانند، بدلیل مخالفت با خطوط اصلی معارف قرآن و سنت قطعی معصومان(علیهم السلام) مورد پذیرش نیست، زیرا آیات و روایات فراوانی در اقامه امربه معروف و نهی از منکر، جهاد فی سبیل الله، اقامه حدود الهی و احیای کلمة الله که منحصر در زمان و مکان خاصی هم نیستند نشان می دهد جلوگیری از احیای دین در شرایط مهیا و گاه ضرورت، سخنی ناروا و زعمی آفل است.

فتوا به حرمت وجود حکومتی دینی در عصر غیبت، فتوا به حاکمیت قوانین غیرالهی و حکومت افراد ناشایست بر امت اسلامی است که قطعا مرضی خدا و رسول گرامی اش نبوده و نخواهد بود.

انقلاب و حکومتی چون انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، خیزشی مبارک است که نه رهبران آن مردم را به خویش می خوانند و نه شرایط و قیام و اقدام و برپایی حکومت دینی برایشان مهیا نبود، درنتیجه این خیزش مقدس به برپایی حکومتی انجامید که معادلات سیاسی جهان را به هم ریخت و سرلوحه حرکت بسیاری از مسلمانان و سایر انسان های استثمار شده قرار گرفت. این انقلاب مردم را به امامت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می خواند و امام و مأموم آن همصدا می گویند که ما امت ولی عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف هستیم و آن حضرت،امام ماست. هر کوششی در این کشور به یمن امامت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و این امت بی صبرانه ظهور مبارک او و تسلیم پرچم نظام اسلامی به دست باکفایت ایشان را انتظار می کشند.

انقلاب اسلامی آینه انقلاب مهدوی

برخی افراد در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با محدودی از شاگردان و سربازان ویژه  آن حضرت آغاز می گردد و سرانجام به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین خواهد انجامید ، تشکیک روا می دارند و چنین تحول عظیمی را که با یاری گروهی به ظاهر اندک آغاز می شود بعید میشمارند .

انقلاب اسلامی ایران در این حوزه نمونه بسیار روشنی از امکان وقوعی چنین خیزش و حرکتی عظیم است ، چون انقلاب پر ارج اسلامی به رهبری امام راحل رحمه الله بخوبی روشن ساخت که با افرادی اندک می توان خیزشی عمیق و حرکتی سترگ را ضد طاغوت و طغیان آغاز کرد و با بیدار کردن دلهای خفته ی انسانها آنان را با خویش همراه ساخت و با برچیدن نظام طاغوت شاهد درخشش خورشیذ حکومتی الهی و اسلامی بود .

پیر روشن دل و سفر کرده این انقلاب با دستس تهی از عوامل مادی اما باوری عمیق به نصرت الهی ، چنان حرکتی عظیم را در سطح جهانی آفرید که برخی نشریات خارجی در زمان تبعید آن بزرگوار به پاریس در زیر تصاویر او نوشتند :

هذا المنفی ازعج الشرق ، حیر الغرب و شغل العالم

یعنی  این شخص تبعیدی ، شرق را به زحمت انداخت و غرب را متحیر ساخت و جهان را به خویش سر گرم ساخت .

حقیقت آن بود که نه تنها ایران و خاور میانه ، سراسر جهان بر محور نوک قلم او می گشت  و از انوار پر تلالو بنان و بیان او روشنایی می گرفت و در تپش و انقلاب به سر می برد .

وقتی نماینده ای از نمایندگان امام عصر عجل الله تعالی فرجه چون امام راحل رحمه الله چنین قدرتی دارد ، در تسخیر عالم به دست با کفایت وجود مبارک ولی الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه  با ۳۱۳شاگرد و ارادتمند -همانند امام راحل قدس سره - جای شک و تردید نیست ، هرچند دیگران نیز به اردوگاه یاران و اصحاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه خواهند پیوست .
منبع: کتاب امام مهدی، موجود موعود - نوشته آیة الله جوادی آملی - ص152تا ص ۱۵۹
 
آیة الله مکارم شیرازی


در مورد این چند روایت ، توجه شما را به چند نکته ی ضروری جلب می کنم :

1-ما دارای یک سلسله اصول مسلم در شریعت اسلامی هستیم که تخطی از آنها جایز نیست از جمله « امر به معروف و نهی از منکر »از امور مسلمی است که هیچ گونه تردیدی در آن روا نیست ، آیات و روایات فراوان با تاکید بسیار ،روی این دو اصل مسلم تکیه کرده است .

حال اگر در محیطی قرار بگیریم که احکام الهی پایمال شده ، منکرات آشکار گشته و معروفها به فراموشی سپرده شده ، و ظلم و فساد همه جا را فرا گرفته است ، و ما قادر هستیم که با یک قیام موثر نظام حکومت فاسد را بر هم زنیم و در مقیاس وسیعی منکرات را از میان ببریم و معروف را جانشین آن سازیم ، آیا در چنین فرضی هیچ کس می تواند مدعی شود که این کار حرام است ؟و باید نشست و تماشاچی صحنه های فساد و پایمال شدن احکام اسلام و خروج جوانان مسلمان از دین و آیین بود ؟!

ممکن است بهانه جویان بگویند چنین چیزی واقع نشده ، ما می گوییم فرض کنید چنین امری رخ داد ، این فرض که محال عقلی نیست ، آیا باز هم در این فرض می گویید باید دست از هر اقدامی برداشت و تسلیم فراگیری فساد و ظلم ونابودی احکام اسلامی بود ؟!

گمان نمی کنیم هیچ عالم و محققی چنین چیزی بر زبان جاری کند !

از شواهد این سخن اینکه در حالات محمد بن عبد الله از دودمان امام مجتبی علیه السلام که معروف به نفس زکیة است ، می خوانیم :

هنگامی که گروهی از افراد سر شناس به عنوان حضرت مهدی با او بیعت کردند و جریان به امام صادق علیه السلام رسید و حتی از حضرتش خواستند با او بیعت کند ! امام فرمود که این کار را نکنید زیرا هنوز موقع آن نرسیده است (و ظهور مهدی در آینده خواهد بود ) اگر تو (یعنی عبد الله پدر محمد )فرزندت را مهدی موعود می دانی ، او مهدی نیست ، و اکنون وقت آن فرا نرسیده است ، و اگر می خواهی او را وادار کنی که برای خدا خروج کند و امر به معروف و نهی از منکر نماید ، به خدا سوگند ما او را تنها نمی گذاریم ، و با او بیعت خواهیم کرد !

(و إن کنت إنما ترید أن تخرجه غضبا لله و لیأمر بالمعروف و ینهى عن المنکر فإنا و الله لا ندعک و أنت شیخنا و نبایع ابنک فی هذا الأمرالإرشاد ج  2  ص 190 )

عبد الله عصبانی شد و جواب نا مناسبی داد .

کوتاه سخن اینکه :به فرض که روایات فوق تصریح کند که قبل از قیام مهدی علیه السلام هر گونه قیامی مایه ی گمراهی است ، ما هرگز به خاطر خبر واحد یا چند خبر که در حکم خبر واحد است نمی توانیم اصول مسلمه اسلام را که در قرآن و کلمات معصومین علیهم السلام است کنار بگذاریم ، بنا براین هر وقت مقدمات تشکیل حکومت اسلامی و بر چیدن بساط ظلم و فساد و جنایت و بیدادگری فراهم گردد نباید در اقدام بر آن تردیدی به خود راه داد ، و ادله امر به معروف و نهی از منکر ،و اجرای حدود و اقامه عدل و داد را به عذر اینکه در چند خبر مشکوک از این کار نهی شده است نمی توان زیر پا نهاد !

2-در برابر این روایات ، روایات دیگری داریم که نشان می دهد ائمه ی هدی علیهم السلام بعضی از قیامهایی را که در عصر و زمان آنها روی داد ستودند ،هر چند این قیامها به نتیجه ی نهایی نرسید ، چگونه ممکن است این قیامها ممنوع باشد و باز آن را بستایند ؟!

(سپس معظم له روایاتی در مدح زید بن علی و حسین بن علی شهید فخ را ذکر می کنند )

از همه اینها گذشته در روایتی آمده است که قبل از قیام مهدی علیه السلام اقوامی قیام می کنند و زمینه را برای قیام مهدی علیه السلام آماده می سازند، و از آنها در روایات به نیکی یاد شده است ،اگر قیامهای قبل از حضرت مهدی علیه السلام باطل و دعوت به طاغوت بود این روایات مفهوم صحیحی نداشت در اینجا به دو روایت از طرق شیعه و اهل سنت قناعت می کنیم ، در حالی که روایات بسیار بیش از این است .

در حدیثی از امام ابو الحسن الاول (امام کاظم علیه السلام )می خوانیم که فرمود : رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ‏

مردی از اهل قم قیام می کند و مردم را دعوت به حق می نماید جمعیتی گرد او را می گیرند که مانند پاره های آهن (سخت و محکم ) هستند ، طوفانهای سخت آنها را تکان نمیدهد ، و از جنگ خسته نمی شوند و ترس به خود راه نمی دهند و بر خدا توکل می کنند و عاقبت برای پرهیزکاران است .

 در بعضی از روایاتی که به این گونه قیامها اشاره می کند تصریح شده که آنها زمینه ساز قیام حضرت مهدی (ع) هستند ، و به هر حال نشان می دهد که قیام های مشروعی قبل از قیام مهدی (ع) صورت میگیرد ، قیامهای خونین و برای دعوت به سوی حق توام با پیروزی.

در حدیثی در سنن ابن  ماجه ، از منابع معروف اهل سنت می خوانیم :

گروهی از جوانان بنی هاشم خدمت پیامبر (ص) آمدند ، هنگامی که پیامبر (ص)آنها  دید ، چشمانش پر از اشک شد و رنگ مبارکش دگرگون گشت ،سوال شد چرا در صورت مبارک شما آثار ناراحتی می بینیم  فرمود :

إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ اخْتَارَ اللَّهُ لَنَا الْآخِرَةَ عَلَى الدُّنْیَا وَ إِنَّ أَهْلَ بَیْتِی سَیَلْقَوْنَ بَعْدِی بَلَاءً وَ تَشْرِیداً وَ تَطْرِیداً حَتَّى یَأْتِیَ قَوْمٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَ مَعَهُمْ رَایَاتٌ سُودٌ فَیَسْأَلُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَیُقَاتِلُونَ وَ یُنْصَرُونَ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا یَقْبَلُونَ حَتَّى یَدْفَعُوهُ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَیَمْلَؤُهَا قِسْطاً کَمَا مَلَئُوهَا جَوْراً فَمَنْ أَدْرَکَ ذَلِکَ مِنْکُمْ فَلْیَأْتِهِمْ وَ لَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْجِ

ما خاندانی هستیم که خداوند آخرت را برای ما بر دنیا بر گزیده و خاندان من بعد از من با حوادث سخت و تبعید و کنار زدن آنها (از مقامهایشان ) رو برو می شوند تا اینکه گروهی ازمشرق می آیند که با پرچم های سیاه است، مطالبه نیکی می کنند (وخواهان حق وعدالت می شوند) اما به آنها نمی دهند ، پس پیکار می کنند ویاری می شوند وپیروزمی گردند وآنچه رامی خواهند به آنها می دهند ، ولی آنها پذیرا نمی شوند تا آنرا به کسی از اهل بیت من بسپارند ، پس زمین را از عدالت پر می کند آنگونه از ظلم پر شده است ، هر کدام از شما آن زمان را درک کند باید به آنها بپیوندد هر چند روی برفها با سینه راه برود .

از ذیل روایت به خوبی استفاده می شود که این قیام در آستانه ی  قیام مهدی (عج) و قبل از آن واقع می شود و زمینه ساز قیام آن حضرت خواهد بود و قیامی مشروع است .

از مجموع آنچه در این فصل گفته شد به خوبی استفاده می شود که قبل از قیام مهدی (ع)قیامهای دیگری صورت میگیرد که جنبه الهی دارد ، بعضی به نتیجه می رسد و بعضی به شکست منتهی می شود ، و چنان نیست که هر پرچمی که قبل از حضرت مهدی (ع) برافراشته شود پرچم طاغوت باشد هر چند با اجازه ی اهل بیت علیهم السلام یا در مسیر اهداف آنها قرار گیرد . (دقت کنید)

3- آخرین سخن اینکه روایاتی که می گوید:هر قیامی قبل از قیام مهدی (عج)صورت گیرد قیامی شرک آلود و در مسیر طاغوت است باید آن چنان تفسیر شود که هم با مسلمات فقهی و احکام امر به معروف و نهی از منکر «مبارزه با فساد» سازگار باشد و هم با قیامهای متعددی که در زمان معصومین واقع شده  و بر آن صحه نهادند هماهنگ گردد ، و برای تفسیر این روایات چند راه در پیش داریم :

1- منظور از آن قیامهایی است که بدون اذن و اجازه ی معصومین یا حکام شرع و نائبان عام امام در عصر غیبت صورت بگیرد .

2- منظور قیامهایی است که به قصد دعوت خویش و نه دعوت  به سوی اهداف آل محمد (ص)انجام گیرد که در روایات مکرر به آن اشاره شده است.

3-منظور قیامهایی است که در مقاطع خاصی صورت میگیرد که هیچ گونه آمادگی برای اینگونه قیامها نیست ،و ائمة هدی -علیهم السلام- برای پیشگیری از این قیامهای زود رس و ناپخته آن جمله ها را فرمودند و از آن نهی کردند .

در اینجا بار دیگر بازگشت به قرآن مجید می کنیم و دعوتهای عمومی قرآن را می نگریم که امت اسلامی را دعوت به قیام بر ضد ظالمان و حمایت از مظلومان و اقامه ی قسط و عدل می کند .

در آیه ی 75 سوره نساء می خوانیم : وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً

چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانى که (به دست ستمگران) تضعیف شده‏اند، پیکار نمى‏کنید؟! همان افراد (ستمدیده‏اى) که مى‏گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، یار و یاورى براى ما تعیین فرما!

روشن است که این آیه و همچنین آیات مشابه آن که در زمینه ی اقامه ی قسط و عدل یا دفاع از مظلومان و مبارزه با ظالمان سخن می گوید انحصار به زمان و مکان خاصی ندارد ، و یکی از اصول زیر بنایی اسلام است و هر جا مقدمات و زمینه های این هدف مقدس فراهم گردد باید بدون فوت وقت به آن اقدام نمود .

والسلام

پیام قرآن ج 10 ص 78 تا 84

 آیة الله  شیخ لطف الله صافی گلپایگانی

قیامی که دعوت به عمل به اسلام باشد ، هیچ وقت باطل نیست . والله العالم
حضرت آیة الله العظمی شیخ جعفر سبحانی (دام ظله) :

مراد از « رایة » یاد شده این است که قیام کننده برای خود دعوت کند اما اگر قیام برای احیاء امر اهل بیت علیهم السلام باشد این روایت شامل آن نیست بلکه این نوع قیام جزء امر به معروف و نهی از منکر است .

والله العالم 

آیة الله  سید صادق روحانی

باسمه جلت اسمائه

مفاد این روایة و امثال آن جلوگیری از امر به معروف و نهی از منکر نیست و نیز مفاد آن تشکیل یک حکومت اسلامی تابع امام مهدی ارواحنا فداه مانند حکومت جمهوری اسلامی نیست بلکه مفاد آن مطابق آن روایتی است که قبل از ظهور امام عصر عج فرجه 12نفر بنام مهدی آخر الزمان قیام میکنند که الان اولی آنها در عراق  قیام نموده استبحضرت آیة الله علوی گرگانی :

بسمه تعالی

از مجموع روایاتی که در این زمینه وارد شده است و همچنین از مناسبت حکم و موضوعی که در این روایت وجود دارد ،بدست می آید که مراد از رایت طاغوت ،افرادی هستند که با قیامشان خود را امام زمان یا فرستاده آن حضرت معرفی کنند که ادعای اینان دروغ و کذب است .

و چگونه می توان هر پرچمی را طاغوت نامید در حالیکه در برخی روایات اشاره شده است که افرادی قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام قیام مصلحانه خواهند داشت و حتی در مورد مردم ایران زمین روایاتی داریم که نشان می دهد آنان در نزدیکی ظهور حضرت مهدی علیه السلام با حکومت خود زمینه قیام آن حضرت را  فراهم میکنند آیة ایت لله حاج شیخ نصر الله شاه آبادی :

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین  محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین

اما بعد :این روایات و احادیث در صورت صحت اسناد آنها مربوط به حکام جور و ظلم است که بعنوان دین بلکه بعنوان ظهور القائم عج قیام میکنند میباشد همانطور که در زمان ائمة سلام الله علیهم اجمعین بودند لذت میفرمایند «فصاحبها طاغوت»و اما قیام فقها و حاملان احادیث که از طرف حضرت ولی الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف حجت بر مومنین میباشند و میفرماید «الراد علیهم کالراد علینا و الراد علینا کالراد علی الله است »نخواهد بود گذشته از آنکه حفظ و صیانت دین مبین واجب است عقلا و شرعا و لا یتحقق الا بالامر بالمعروف و النهی عن المنکر و آن حاصل نگردد مگر با تحصیل قدرت « و اعدوا لهم ما استطعتم  الآیة »و اگر نبود مجاهده و مبارزه فقها بلکه نفوس مقدسه ائمة هداة مهدیین سلام الله علیهم اجمعین از بعد از رحلت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله الی زماننا هذا لم یبق من الاسلام حتی اسما همانطوریکه در زمان خود مشاهده کردیم اگر نبود قیام و نهضت فقیه عادل و عارف جامع الشرائط  حضرت حجة الله و آیته آقا روح الله سلام الله علیه پس از گذشت این سی یک سال اثری از دین در این سرزمین باقی نبود و مخفی نماد که سخنانی چنین با تمسک باین قبیل احادیث خارج نشود مگر از حلقومی که که در حدیث فوق از آن «فصاحبها طاغوت یعبدمن دون الله» تعبیر گردیده این حلقوم طاغوتیان است که چنین نداوفریاد ها از آن خارج می شود که در قرون متمادیه سیلی وشکست از ندای حق خورده میباشد اعاذنا الله من شرورانفسنا وایاکم والسلام علیناوعلی عبادالله الصالحین .

الاحقر نصر الله شاه آبادی

آیة الله منتظری

صحیحة ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه السلام قال: « کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله عزوجل.

ابی بصیر از امام جعفر صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: هر پرچمی که قبل از قیام قائم بر افراشته شود، صاحب آن، طاغوت است که غیر خداوند عزوجل را پرستش می کند.»

و نیز نعمانی در کتاب الغیبه به سند خویش از مالک ابن اعین از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود: «هر پرچمی که پیش از پرچم قائم برافراشته شود، صاحب آن طاغوت است».

توضیح روایت

روایت از جهت سند، صحیحه است و لازم است به آن توجه بیشتری مبذول شود که در اینجا از چند جهت به توضیح آن می پردازیم:

داعی به نفس طاغوت است یا داعی به حق؟

در صفحات گذشته ضمن روایت اول همین بخش [روایت عیص بن قاسم] به تفصیل گفته شد که دعوت بر دو گونه است:

1ـ دعوت به نفس که باطل و غیر شرعی و محکوم است.

2ـ دعوت برای درهم شکستن باطل و اقامه ی حق و واگذاردن آن به اهلش که حق و مورد تأیید ائمه ی معصومین علیهم السلام است.

در این روایت، پرچمهایی که به خاطر دعوت به نفس بر افراشته شده، محکوم شده، نه پرچمهایی که برای دعوت به حق بر افراشته شده اند.

به عبارت دیگر، پرچمی که در مقابل قائم (عج) واقع گردد طاغوت است نه پرچمی که در مسیر و طریق و جهت او باشد، به همین جهت در روایت از آن به طاغوت تعبیر شده و گفته شده که صاحب آن در مقابل خدا مورد پرستش واقع شده است.

مؤید این مطلب، گفتار امام باقر علیه السلام در روایتی است که در روضه ی کافی آمده است. [ که قید ضلالت را برای پرچم تصریح نموده] و می فرماید:« هیچکس مردم را تا زمان خروج دجال فرا نمی خواند. مگر اینکه افرادی یافت می شوند که با او بیعت می نمایند و هر کس «پرچم ضلالتی» برافراشت صاحب آن طاغوت است».( من رفعَ رَایَةَ ضَلَالَةٍ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ الکافی ج : 8 ص : 297)

ممکن است گفته شود : آنچه از ظاهر این روایت استفاده می شود این است که بطلان قیام را به حسب زمان مشخص نموده نه به حسب هدف ، بدین معنی که هر قیامی در طول زمان قبل از قیام قائم برپا شود قیام باطلی است ، و عموم در ایجا عموم فراگیر است ، پس در عصر غیبت ، قیام مطلقاً با هر هدفی که باشد جایز نیست.

اما این گفتار را به چند گونه می توان پاسخ گفت:

الف: احتمال صدور روایت در پاسخ به موارد خاص

محتمل است که قضیه خارجیه باشد ، به این معنا که روایت ، اشاره باشد به قضایایی که در همان زمان و شرایط به وقوع می پیوسته  و مراد پرچمهای بخصوصی است که با ویژگیهای بخصوصی در آن زمان برافراشته می شده و ماهیت آنها در بین مردم مورد سؤال و بحث بوده و امام علیه السلام در پاسخ آن سؤالات ، این روایت را بیان فرموده است ، زیرا بسیار بعید به نظر می رسد امام علیه السلام این کلام را ابتداءً بیان فرموده باشد .

ب : تعارض روایت با روایات مؤید قیام

از سوی دیگر در صورتی که این روایت را به صورت مطلق برای همه ی زمانها بدانیم با روایات بسیاری از جمله روایت صحیحه ی عیص ابن قاسم - که پیش از این خواندیم و بر تقدیس قیام زید و کسانی که همانند او دعوت به حق داشتند دلالت داشت ، معارض است .

و نیز این روایت با قیام حسین ابن علی شهید فخ که در زمان خلافت موسای هادی ( برادر هارون الرشید ) قیام نمود معارض است . با اینکه از سوی ائمه ما علیهم السلام روایتی که قیام وی را مورد مذمت قرار داده باشد به دست ما نرسیده و بلکه از سوی دیگر، روایات مستفیضه ای که بر تقدیس او و تقدیس قیامش دلالت دارد نقل شده که در کتاب مقاتل الطالبین به آنها اشارت رفته است . و ما نیز ان شاءالله در مباحث آینده به درج آنها خواهیم پرداخت.

چند نمونه از روایات مؤید قیام در زمان غیبت

1ـ در کتاب غیبت نعمانی به سند خویش از ابی بصیر از امام باقر علیه السلام ضمن روایتی طولانی که در ارتباط باعلامتهای ظهور قائم (عج) است آمده :

«هیچ یک از پرچمهای برافراشته شده [ قبل از ظهور آن حضرت ] هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست، پرچم او پرچم هدایت است، چون که مردم را به حکومت امام زمان دعوت می کند. پس هنگامی که یمانی خروج کرد فروختن سلاح به مردم و به هر مسلمان حرام است. [باید رایگان در اختیار آنها گذاشته شود و یا به مردمی که در مقابل او بایستند نباید سلاح فروخت ]. پس از خروج او به یاری او بشتاب، زیرا پرچم او پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست با او مخالفت نموده و کار شکنی کند، و اقدام کننده بر این کار، اهل آتش است ، زیرا یمانی مردم را به حق و صراط مستقیم دعوت می نماید». (َ لَیْسَ فِی الرَّایَاتِ أَهْدَى مِنْ رَایَةِ الْیَمَانِیِّ هِیَ رَایَةُ هُدًى لِأَنَّهُ یَدْعُو إِلَى صَاحِبِکُمْ فَإِذَا خَرَجَ الْیَمَانِیُّ حَرَّمَ بَیْعَ السِّلَاحِ عَلَى النَّاسِ وَ کُلِّ مُسْلِمٍ وَ إِذَا خَرَجَ الْیَمَانِیُّ فَانْهَضْ إِلَیْهِ فَإِنَّ رَایَتَهُ رَایَةُ هُدًى وَ لَا یَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ یَلْتَوِیَ عَلَیْهِ فَمَنْ فَعَلَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لِأَنَّهُ یَدْعُو إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى‏ طَرِیقٍ مُسْتَقِیم‏بحارالأنوار ج : 52 ص : 230)

از این روایات استفاده می شود که قبل از قیام حضرت حجت (عج) پرچمهای حقی نیز برافراشته می شود ونیز پرچمهایی که مردم را در مسیر حکومت امام زمان (عج) دعوت می کند پرچمهای هدایت است و باید به یاری آنها شتافت .

2ـ و باز در کتاب غیبت نعمانی به سند خویش از ابی خالد کابلی از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: « گویا از مشرق ، قومی را مشاهده می کنم که برای به دست آوردن حق قیام می نمایند ، اما حق به آنها داده نمی شود. پس با جدیت بیشتر به دنبال آن می روند ، باز هم به آنها داده نمی شود ، پس هنگامی که اینچنین دیدند شمشیرهایشان را بر شانه هایشان می گذارند ، در آن صورت هرچه می خواهند به آنها داده می شود، اما آنان نمی پذیرند و قیام می کنند و آن را تنها به صاحب شما امام زمان (عج) واگذار می کنند . کشته های آنها شهیدند . اگر من چنین زمانی را دریابم جانم را در اختیار صاحب و رهبر این قیام قرار خواهم داد».

دلالت این خبر بر اینکه قیام و انقلابی پیش از ظهور قائم (عج) به وقوع خواهد پیوست و اینکه قیام او قیام به حقی است روشن و آشکار است.

3ـ کتاب سنن ابن ماجه در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت نموده که فرمود:

« خداوند برای ما اهل بیت ، آخرت را بر دنیا برگزیده و همانا اهل بیت من پس از من همواره با بلا و مصیبتها و پراکندگیها و تبعیدها ، روبرو خواهند شد تا اینکه یک قومی از سوی مشرق که با آنان پرچمهای سیاه است خواهند آمد که دنبال خبر هستند ، اما به آنان داده نخواهد شد . پس آنان جنگ و قتال خواهند کرد، پس یاری خواهند شد ، آنگاه به آنان آنچه می خواستند داده خواهد شد، اما آنان ، آن را نمی پذیرند تا اینکه آن را به مردی از اهل بیت من واگذار کنند ، پس زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد ، پس از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد . پس هر یک از شما ، آن روز را درک کردید به یاری آنان بشتابید، ولو با راه رفتن روی برف ».

4- و باز در همان کتاب آمده که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:«مردمی از مشرق قیام می کنند و زمینه را برای حکومت مهدی (عج) آماده می نمایند».( یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَه  بحارالأنوار ج  51 ص 87  )

5ـ در کتاب بحارالأنوار از تاریخ قم به سند خویش از ابی الحسن اول [موسی ابن جعفر علیه السلام] روایت نموده که فرمود:

« مردی از اهل قم، قیام می کند که مردم را به حق دعوت می نماید و عده ای اطراف او گرد می آیند، همانند قطعه های بزرگ آهن که بادهای شدید و طوفانها، آنها را از موضع خود منحرف نمی کند، از جنگ خسته نمی شوند و نمی ترسند و بر خدای توکل می کنند و عاقبت از آن متقین است».

( رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ‏

 بحارالأنوار  57 /  216  )

 

احتمال دارد این روایت  و روایتهای قبلی منطبق بر انقلاب اسلامی ایران باشد، چنان که این معنا پوشیده نیست.

6ـ باز در کتاب بحارالأنوار از تاریخ قم آمده است که از برخی از اصحاب ما روایت شده که گفت: من نزد امام صادق علیه السلام نشسته بودم که این آیه در نزد آن حضرت قرائت شد:«فاذا جاء و عد اولیهما بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأس شدید فجاسوا خلال الدیار و کان وعداً مفعولاً ـ پس چون وقت اولین قیام فرا رسد بندگان جنگجو و نیرومند خود را بر شما برانگیزانیم تا آنجا که درون خانه های شما را نیز جستجو کنند و این وعده ای است حتمی» پس ما گفتیم فدایت شویم اینان چه کسانی هستند؟ فرمود:« ـ سه مرتبه ـ به خدا سوگند، اینان اهل قم هستند».

7ـ در کتاب صحیح مسلم به سند خویش آمده است که جابر ابن عبد الله می گوید از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:« پیوسته  دسته ای از امت من بر اساس حق جهاد می کنند و پیروز خواهند بود تا روز قیامت فرا برسد».

8 ـ باز در همان کتاب به سند خویش از جابر ابن سمره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت می کند که فرمود :« پیوسته این دین برپا خواهد بود و جماعتی از مسلمین برای آن جهاد می کنند تا قیامت فرا برسد».

و روایات دیگری مشابه این روایات که از ذکر آنها خودداری می کنیم.

ج: تعارض روایت با روایات جهاد و امر به معروف و نهی از منکر

ظاهر این روایت، آن گونه که اهل سکوت برداشت نموده اند با ادله ی قطعی و روایاتی که در باب جهاد و امر به معروف و نهی از منکر وارد شده تعارض دارد و در مقام تعارض باید از ظاهر این روایت صرف نظر نماییم. زیرا دفاع از اسلام و مسلمین از مهمترین فرایض و واجبات است که در کتاب و سنت بر انجام آن تأکید شده و عقل سلیم بر آن گواهی می دهد.

وظیفه ی دفاع از کیان اسلام و مسلمین حتی در شرایطی که حکومت باطلی بر جامعه حاکم باشد و انسان مجبور باشد با استفاده از امکانات آن حکومت، راه هجوم مشرکین و بیگانگان را سدّ کند و از حق و عدالت دفاع نماید باز ساقط نمی گردد، مشروط بر اینکه آن حکومت تأیید نشود. در این باره، روایت قابل توجهی است که متذکر می شویم.

« یونس روایت می کند که خدمت امام رضا علیه السلام بودم، شخصی آمد و گفت فدایت شوم، به یکی از دوستان و شیعیان شما خبر رسیده که مردی برای جهاد در راه خدا در بین مردم، شمشیر و کمان تقسیم می کند و او نیز رفته و شمشیر و کمان گرفته است، ولی نمی دانسته که این سلاح برای جهاد زیر نظر حکومت جائر است. سپس یاران و اصحاب با او ملاقات نموده و به او گفته اند که جنگ همراه با اینها جایز نیست و او را وادار کرده اند که شمشیر و کمان را به کسی که از او گرفته باز گرداند.

حضرت فرمود: بلی باید چنین کاری انجام بدهد.

سؤال کننده گفت:اما به دنبال آن شخص گشته، ولی او را نیافته است، به او گفته اند که آن شخص از آن محل رفته (یا مرده) است.

حضرت فرمود: پس به مرزها برود، اما جنگ نکند.

گفت: مثل قزوین و عسقلان [محلی در مرزهای روم] و دیلم [گیلان] و مرزهایی نظیر اینها؟

حضرت فرمود: بلی.

گفت: اگر دشمنان به مرزهایی که او به عنوان مرزبانی رفته هجوم آورند چه بکند؟

فرمود: به خاطر حفظ بیضه و کیان اسلام با آنها بجنگد.

گفت: به هر شکل با آنها بجنگد و جهاد کند؟

فرمود : نه، مگر اینکه دارالإسلام و کشورهای اسلامی در خطر باشد، آیا در نظر تو، اگر رومی ها به شهرهای مسلمانان هجوم بیاورند نباید جلوی آنها را گرفت؟

بلی اگر با هجوم آنان به اساس اسلام و مسلمین لطمه وارد شود باید با آنان بجنگد ، به خاطر خودش [ به خاطر تکلیفی که به علت دفاع بر عهده اوست] نه به خاطر سلطنت [بنی العباس] ، چون که اگر اسلام متلاشی شد و به فراموشی گرایید ذکر و یاد و نام محمد صلی الله علیه و آله نیز فراموش شده است».

وسائل‏الشیعة ج : 15 ص : 29

 این روایت را مشایخ سه گانه (شیخ کلینی، شیخ طوسی و شیخ صدوق) روایت نموده اند و ظاهراً روایتی است صحیحه ، چرا که محمد ابن عیسی بن عبید، اگرچه علمای رجال در موثق بودن وی اختلاف نظر دارند، اما ظاهراً وی فردی ثقه و مورد اعتماد است ، چنانکه نجاشی نیز قائل به همین معناست.

اما آنچه از مفهوم روایت استفاده می گردد وجوب دفاع از حوزه ی اسلام و مسلمین به هنگام تجاوز و هجوم کفار است واین ، امر واضحی است که هیچ شکی در آن نیست ، زیرا واگذاردن دفاع ، سبب فرسودگی اسلام و محو شدن آثار و نام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و هنگامی که چیزی واجب شد مقدمات آن نیز به طور حتم  واجب و لازم می شود و مقدمات دفاع در این زمان ها مسلح شدن به سلاح روز و فرا گرفتن فنون مختلف نظامی و در حدّ امکان ، تشکل و سازماندهی است.

ضرورت کسب آمادگی برای دفاع

آیا می توان گفت جهاد و دفاع و راندن کفار از کشور های اسلامی واجب است ، اما در نهایت باید کار حکومت را به افراد فاسق و دنیا طلب ـ بدان جهت که آنان در مسائل سیاسی تجربه دارند و علما و افراد عادل ، تجربه ی چندانی در این زمینه ندارند ـ واگذار نمود ؟

آیا باید به امثال آنچه در عراق پس از اخراج انگلیس ها توسط  جهاد و مبارزات علمای اعلام اتفاق افتاد [و حکومت به دست افراد ناشایسته و غیر متعهد قرار گرفت] تن در داد ، یا اینکه باید نظام را ولو با صرف وقت و امکانات در فراگیری مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و تحصیل اطلاع کافی بر حوادث و وقایعی که در عالم می گذرد حفظ و حراست نمود و مراقب بود تا جامعه مورد تهاجم فتنه ها و مشکلات قرار نگیرد؟

در کتاب کافی از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:

« و العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس ـ کسی که به زمان خویش آگاه باشد، مورد هجوم شبهات  قرار نمی گیرد ».

و من در شگفتم که چگونه علمای اعلام به امور جزئی مانند حفظ اموال صغیر وغایب ، اهتمام ورزیده و آن را از امور حسبیه که شارع مقدس به رها ماندن آن رضایت نداده به حساب می آورند ، اما نسبت به کیان اسلام و مقدرات مسلمانان و حفظ شئون و نظام و توان و شوکت آنان بی تفاوتند و تصدی این گونه مسئولیت ها را مخالف احتیاط تلقی می کنند؟ و در نتیجه این گونه امور و انجام آنها را به عهده کسی که به اسلام آشنا نبوده و ملتزم به دستورات آن نیست  و تقوای لازم را برای این کار ندارد واگذار می کنند .

بلی ! ظاهراً در ابتدای امر، کوتاهی و تقصیری نیز متوجه آنان نیست، زیرا محبوس بودن آنان برای مدت طولانی در گوشه مدارس و سرداب ها و دور بودن از محیط سیاست در قرن های متمادی موجب یأس آنان از بازگشتن حکومت به آنان شده و سبب این شده که نسبت به مقدمات و لوازم آن نیز بی توجه باشند و به مرور زمان از این مسئولیت مهم غفلت نموده و دسیسه های استعمار نیز آنان را هرچه بیشتر به غفلت کشانده است.

اما عجیب تر اینکه حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران با اینکه برای حفظ انقلاب و به عهده گرفتن برخی از مسئولیت های آن به همکاری و کمک آنان بسیار نیاز بود، بدین مسئولیت مهم توجه ننموده و بلکه به جای یاری و کمک و تلاش در جهت فراگیری علومی که حفظ انقلاب و اداره ی کشور به آن نیازمند است به تهاجم و کارشکنی و حمله به انقلاب پرداختند.

بار خدایا به آبروی محمد و آل محمد، ما را برای نصرت اسلام و تقویت مسلمانان موفق و مؤید بدار.

قائم کیست؟

باز گردیم به ادامه ی بررسی مفهوم فقهی روایت : احتمال ضعیف دیگری که در روایت داده می شود این است که مراد از لفظ «القائم» که در این روایت و روایات دیگری نظیر آن آمده است امام دوازدهم علیه السلام که در آخرالزمان قیام می کند نباشد، بلکه مراد از قائم هر کسی که قیام به حق کند باشد و غرض این روایت تخطئه ی کسانی باشد که در زمانی که رهبر به حق، مشغول تهیه ی مقدمات و ایجاد شرایط برای قیام است فرصت طلبانه برای به دست آوردن ریاست و جذب مردم ، دست به حرکت های شتاب زده و ناپخته و زودرس می زنند.

بر اساس این احتمال، شاید بتوان گفت برخی از ائمه علیهم السلام در صدد تهیه ی مقدمات قیام و انقلاب بودند، اما به خاطر تقیه نکردن برخی از شیعیان و کتمان نکردن رازها یا به خاطر پیش افتادن برخی و دست زدن به حرکت و قیام زودرس، اساس قیام به حق را ویران کرده و زمینه ی آن را از بین بردند [ و این روایت برای بازداشتن افراد از دست ردن به این گونه قیامهای زودرس باشد].

در کتاب تحف العقول ضمن وصیت امام صادق علیه السلام به مؤمن الطاق (یکی از اصحاب و شاگردان  آن حضرت) آمده است :

«فوالله لقد قرب هذا الامر ثلاث مرات فاذعتموه، فاخّره الله ـ به خدا سوگند سه مرتبه موقعیت این امر (قیام و انقلاب) نزدیک شد، اما شما آن را فاش کردید، پس خدا آن را به تأخیر افکند».

مرحوم کلینی در اواخر کتاب الحجة اصول کافی، بابی را منعقد نموده، تحت این عنوان که: « همه ی ائمه علیهم السلام قائم هستند».

آیت الله سید محمد شیرازی و حدیث « کل رایة »

والظاهر عندنا الجواز بل الوجوب عنداجتماع الشرایط ...

نظر ما در مورد قیام درزمان غیبت امام عصر سلام الله علیه جواز است بلکه در صورت اجتماع شرائط ،قیام واجب است .وروایاتی که دال بر حرمت است از این سه حال خارج نیستند:

گروه اول : که ضعیف السند هستند مثل مرفوعه حماد . (وسائل الشیعةج 15 ص 51 )

گروه دوم : که دلالتشان برحرمت قیام ، ضعیف است به این معنا که روایت می خواهد بگوید قیام کسی که خود را از جانب خدا ومستقلا امام مفترض الطاعه می داندباطل است مثل روایت سدیر . . (وسائل الشیعةج 15 ص 51 )

دسته سوم: که به مقتضای جمع عرفی احادیث باید بدین نحو مقید شوند (مانند حدیث کل رایة):

کل رایه ترفع داعیة الی نفسها لا الی الرضا من آل محمد فهی باطلة ویؤید ذلک اخبار جهاد زید...بل فی بعض الروایات الدلاله علی حث الامام علیه السلام لخروج بعض اهل البیت .فعن ابی عبدالله ...قال :لوددت ان الخارجی من آل محمد خرج وعلینا نفقة عیاله .

هر پرچمی که با دعوت به خود افراشته شود نه با انگیزه خشنودی اهل بیت ،

باطل است  وشاهد آن روایات جهاد زید است ...در برخی روایات امام علیه السلام تشویق می کنند که قیام صورت پذیرد، همانند روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود دوست دارم یکی از آل محمد قیام کند وهزینه زندگی خانواده او به عهده من باشد.

مراجعه  شود به کتاب  الفقه جلد 47 ص 76

همچنین آیت الله شیرازی در کتاب " الدولة الاسلامیه "می نویسند:

مسألة : إقامة حکم الاسلام فی زمن الغیبه بواسطة نواب الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  الجامعین لشرائط الفتوی من اوجب الواجبات وذلک لامور:

الاول : ان الاسلام دین ودنیا ...

الثانی : الاسوة بالانبیاء السابقین ...

الثالث : الاسوة برسول الله صلی الله علیه واله ...

الرابع : دلیل العقل ..

الخامس : الروایات المتواترة الدالة علی ذلک ..

وعلاوه برآنچه ذکر شد دلائل ومؤیدات دیگری هم بر ولایت فقها در زمان غیبت هست از جمله :

1)ما فی نهج البلاغة عن علی علیه السلام :  أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا

مما یدل علی وجوب الامر علی العلماء ان وجدوا الناصر .

2) ما ذکروه فی روایات الامر بالمعروف و النهی عن المنکر مما هو فوق التواتر

3)ما دل علی وجوب التغییر علی الجائر

4)ما دل علی  امور الحسبة قولا و عملا

5)ما دل علی تصدیق الائمة لقیام مختار ،و زید ، و حسین شهید فخ

6)اطلاق الآیات و الروایات الکثیرة الواردة فی الجهاد ،و الدفاع ،و محاربة المتعدی من الطائفتین ، و الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ،و الحدود  و القصاص و غیر ذلک مما یکون اغلبها من شان الحکومة

مراجعه شود کتاب الفقه جلد 101ص 24

همانطور که مشاهده کردید بنابر نظر آیت الله شیرازی اقامه ی حکومت اسلامی در زمان غیبت از اوجب واجبات می باشد . و  برای کلام خویش استدلال به یازده  دلیل و موید می کنند  .پس از این همه دلیل و اقوال  علماء با مذاق های مختلفی که دارند آیا برای کسی شبهه ای می ماند که هر (حکومتی قبل از قیام امام زمان باطل است )فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلال‏
آیت الله سید کاظم حائری

 و الکل مناقش دلالة او سندا

در تمامی این روایات از جهت سند یا متن اشکال وارد است .

ایشان در قسم اول از اخبار می فرمایند :

الطائفة الاولی : ما یحتمل فیه او یظهر منه النظر الی خروج الشخص لنفسه و فی مقابل الامام المعصوم ، فیکون اجنبیا عن المقام من قبیل ما عَنْ أَبِی بَصِیرٍ بسند تام  عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  قَالَ کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏ . فالتعبیر بالطاغوت و انه یعبد من دون الله یعطی معنی الصنمیة ، و هذا یناسب فرض کون خروجه لنفسه لا بنیة تسلیم الامر الی الامام المعصوم لو حضر .

ولایة الامر فی عصر الغیبة ص 70

بخش اول : روایاتی که ظاهرش نظر دارد به قیامی که در مقابل امام معصوم و برای نفس باشد ، که در این صورت این روایات مربوط به بحث ما نمی باشد و اجنبی از مقام است همانند روایتی که  ابوبصیر نقل می کند از امام صادق علیه السلام : قَالَ کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏

زیرا با توجه به لفظ (طاغوت) که در روایت  آمده (به معنای زیاده روی در عصیان ) و اینکه در مقابل خداوند پرستش می شود - یعبد من دون الله – معنی صنمیت و بت پرستی از روایت فهمیده می شود ؛ واین مناسب است با صورتی که قیام برای نفس باشد .

ولایة الامر فی عصر الغیبة ص 70
آیة الله سید مصطفی خمینی

عصر خلفاء جائر اقتضاء جعل این گونه اخبار را داشته ودلیل آنهم  خاموش کردن شعله های آتش علیه حکومت بوده واین مطلب کاملا واضحی درهمه زمانها و مقتضای کار حیلت گران است و حقیقتا کدام نیرنگی بهتر وکاراتر از جعل احادیث علیه قیام از زبان امامان شیعه است ؟ این حیله چنان کارگر بوده که منجر به سکوت بزرگان شریعت در زمانهای  مختلف شده وموجب شک و تردید در قیام وتشخیص وظیفه شده است.

حال اگر ما این روایات را قطعی الصدور هم بدانیم ،جهت  صدور کاملا مشخص است که از روی تقیه بوده چرا که ائمه علیهم السلام متهم به ریاست طلبی ودعوت مردم به حکومت حقه اهل بیت بوده اند .واین دعوت به تشکیل حکومت  مجرد وهم وخیال نبوده بلکه بر اساس برخی روایات تاریخی از ائمة علیهم السلام این گونه رفتارها را  در جاهای مختلف مشاهده می کردند .

خلاصه کلام آنکه ما نمی توانیم حرمت قیام وتشکیل حکومت را از اینگونه روایاتی که ازجهات مختلف  مخدوشند درمقابل ادله محکم وقوی ضرورت قیام استفاده کنیم .

واگر نبود که شرح وبسط این مسأله از حوصله کتاب خارج است آنچنان تشریح می کردم که احدی ازمنکرین شکی برایش باقی نماند..

ولایة الفقیه (للسیدمصطفی الخمینی)، ص 60

متن اصلی :

ثمّ إنّ عصر الخلفاء الجائرین کان یقتضی جعل هذه الأخبار؛ لإخماد النار المشتعلة ضدّهم، و هذا الأمر ممّا هو الواضح البارز من الأوّل إلى‏ عصرنا هذا، و هو مقتضى‏ کَیْد الکَیَدة و مَکْر المَکَرة، و أیّ کید أحسن من ذلک؛ حتّى أورث سکوت أعلام الشریعة فی العصور المختلفة، و أوجب التردّد فی الأمر و الشکّ فی الوظیفة؟! و هذه الأیادی ربّما نهضت لإخفاء المسألة علیهم؛ باستراق الأحادیث التی تحثّ المسلمین ضدّهم.

هذا، و لو سلّمنا صدور مثلها عنهم (علیهم السّلام) فجهة الصدور واضحة، و هی التقیّة من هؤلاء الجائرین الظالمین، فإنّهم (علیهم السّلام) کانوا متّهمین بتطلّب الرئاسة و جلب الناس إلى‏ أنفسهم للحکومة الحقّة، و ما کان ذلک بمجرّد الوهم و الخیال، بل کانوا یرون ذلک منهم (علیهم السّلام) فی شتّى‏ النواحی الشتّى‏ حسب بعض الآثار و التواریخ.

 (فبالجملة:) لا یمکن العثور على‏ تلک الآثار و اللُّبّیات الواضحة حذاء هذه الأخبار المخدوشة من جهات کثیرة، و لو لم یکن بسط الکلام فی المقام خروجاً عن وضع الکتاب و الباب، لدخلت المسألة من بابها و أوضحتها حقّها؛ کی لا یبقى‏ بعد ذلک شبهة عند أحد من المنکرین، فنرجو للَّه تعالى‏ أن یوفّقنی لذلک، فإنّه خیر موفّق.

   ولایة الفقیه (للسید مصطفى الخمینی)، ص: 60

آیة الله امینی

آیت الله ابراهیم امینی در کتاب «دادگستر جهان» با اشاره به این مطلب که دین اسلام شامل دو دسته از احکام و قوانین است (یکی احکام فردی مانند نماز و روزه ودیگری احکام اجتماعی مثل جهاد و دفاع) به تبیین برخی از احکام اجتماعی می پردازد و در ادامه، تشکیل حکومت اسلامی را به عنوان تنها راه رسیدن به عرصه عملی این قوانین معرفی می کند. وی در این زمینه می نویسد:

«همه ی احکام، قوانین و برنامه های سیاسی و اجتماعی اسلام، مثل جهاد، دفاع، قضا، قوانین حقوقی و مدنی و جزایی، امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با فساد و بیدادگری و اجرای عدالت اجتماعی، نیاز به نظم و تشکیلات وسیع اداری دارد و بدون تأسیس یک حکومت اسلامی، نمی توان آنها را اجرا کرد».دادگستر جهان ص 249

آیت الله امینی پس از بیان آیات و روایات متعدد و إثبات اینکه تشکیل حکومت اسلامی در همه زمان ها، یکی از اصول پذیرفته شده ی اسلامی است و در آن مناقشه ای راه ندارد، به نکته ی بسیار مهمی إشاره می کند وآن اینکه شاید برخی افراد به بهانه وجود چند حدیث، از انجام این وظیفه ی بزرگ (یعنی تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت) شانه خالی کنند و خویشتن را با انجام برخی مراسم مذهبی دلخوش بدارند؛ به همین جهت در إدامه مطالب، به بررسی و نقد این روایات (یعنی روایات و احادیث مخالف قیام در عصر غیبت) می پردازد. ایشان روایات مذکور را به پنج دسته تقسیم می کند که یکی از آن دسته روایات، روایت معروف «کل رایة» است. وی در نقد و بررسی این روایت چنین می نگارد:

«در بعضی روایات، صاحب هر پرچمی که قبل از قیام حضرت قائم برافراشته شود، طاغوت معرفی شده است.

حدیث اوّل: وَعَنهُ عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الحُسَینِ بنِ سَعِیدٍ عَن حَمَّادِ بنِ عِیسَی عَن الحُسَینِ بنِ المُختَارِ عَن أَبِی بَصِیرٍ عَن أَبِی عَبدِالله عَلَیه السَّلام قَالَ کُلُّ رَایَةٍ تُرفَعُ قَبلَ قِیَامِ القَائِمِ عَلَیه السَّلام فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعبَدُ مِن دُونِ الله عَزَّ وَ جَلَّ.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر پرچمی که قبل از قیام قائم برافراشته شود، صاحبش طاغوتی است که در برابر خدا، پرستش می شود.

سند حدیث: حدیث مذکور از جهت سند خوب است و راویان آن توثیق شده اند.

حدیث دوم: مُحَمَّدُ بنُ إِبرَاهِیمَ النُعمَانِیُّ فِی کِتَابِ الغَیبَةِ، عَن عَبدِ الوَاحِدِ بنِ عَبدِالله قَالَ حَدَّثَنَا أَحمَدُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ رَبَاحٍ الزُّهرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بنُ العَبَّاسِ عَن عِیسَی الحُسَینِیِّ عَنِ الحَسَنِ بنِ عَلِیِّ بنِ أَبِی حَمزَةَ عَن أَبِیهِ عَن مَالِکِ بنِ أَعیَن الجُهَنِیِّ عَن أَبِی جَعفَرٍ عَلَیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ کُلُّ رَایَةٍ تُرفَعُ  قَبلَ رَایَةِ القَائِمِ عَلَیه السَّلام فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ.

امام باقر علیه السلام فرمود: صاحب پرچمی که قبل از پرچم مهدی برافراشته شود، طاغوت است.

سند حدیث: سند حدیث مذکور، قابل اعتماد نیست؛ زیرا حسن بن علی بن ابی حمزه، در کتاب های رجال،بسیار دروغگو، ملعون و از سران واقفیّه، معرفی شده است.

بررسی معنا و مفادّ حدیث: رایه به معنای پرچم است. رفع رایه، کنایه از اعلان جنگ در برابر نظام حاکم و تأسیس حکومت جدید است. صاحب پرچم، رهبر نهضتی است که برای سرنگون ساختن حکومت موجود، مردم را به یاری می طلبد. طاغوت، یعنی شخص جبّار و ستمگری که به حریم مقدّس الهی تجاوز کرده و بندگان خدا را وادار می سازد، حاکمیت او را در برابر حاکمیت الله بپذیرند و بدون چون و چرا تسلیم فرمان هایش باشند. جمله ی یعبد من دون الله بهترین شاهد است که صاحب پرچم، می خواهد در برابر حکومت الله، حکومتی را تأسیس کند و خواسته های خودش را به اجرا درآورد. صاحب چنین پرچمی به عنوان طاغوت معرفی شده است.

پس، معنای حدیث این می شود: صاحب هر پرچمی که قبل از قیام قائم برافراشته شود و به حریم حاکمیت الله تجاوز کرده، مردم را به اطاعت خویش فراخواند، طاغوت است.

بنابر مفادّ حدیث، نهضت های غیر دینی مردود است، اما اگر نهضتی به عنوان دفاع از دین و حاکمیت احکام و قوانین قرآن شکل گیرد، مردود نخواهد بود. زیرا در این صورت پرچمی در برابر پرچم دین، برافراشته نشده و رهبر چنین نهضتی طاغوت نیست، بلکه ضدّ طاغوت است. چنین رهبری مردم را به پرستش خویش دعوت نمی کند، بلکه به اطاعت از پروردگار جهان، فرا می خواند. چنین پرچمی نه تنها در برابر پرچم قائم آل محمد قرار نگرفته، بلکه در مسیر حکومت جهانی آن جناب و زمینه ساز آن خواهد بود. آیا می توان گفت صاحب هر پرچمی که قبل از قیام قائم برافراشته شد، طاغوت است؟ مگر علی بن ابی طالب علیه السلام در برابر حکومت طاغوتی معاویه قیام نکرد؟ مگر امام حسن علیه السلام به معاویه اعلان جنگ نداد؟ مگر امام حسین علیه السلام برای دفاع از اسلام و مبارزه با دستگاه ستمگر یزید، قیام نکرد؟ مگر زید بن علی بن حسین، برای دفاع از قرآن و مبارزه با ستم پیشگان، قیام نکرد؟». دادگستر جهان ص282

آیت الله امینی در خلاصه سخن خود چنین می نویسد: «چنان که ملاحظه می فرمایید، احادیث مذکور، تنها قیام هایی را مردود می شمارد،  که رهبر آن، مدّعی مهدویت باشد و به عنوان قائم آل محمد قیام کند، یا هدف غیر الهی داشته باشد ویا بدون تهیّه مقدمات لازم وقبل از فرا رسیدن زمان مناسب، اقدام شود.

اما اگر رهبر قیام، نه به عنوان مهدویت و نه به منظور تأسیس حکومتی در برابر حاکمیت الله، بلکه به منظور دفاع از اسلام و قرآن و مبارزه با ظلم و استکبار، و به قصد تأسیس حکومت عدل الهی و اجرای کامل قوانین آسمانی، قیام و اسباب نهضت را نیز پیش بینی کرد و مردم را به یاری طلبید، پرچم چنین نهضتی پرچم طاغوت نیست، بلکه پرچم ضدّ طاغوت است. تأسیس چنین حکومتی در برابر الله نیست، بلکه به منظور حاکمیت الله و در مسیر حکومت جهانی حضرت مهدی و زمینه ساز آن است. بنابراین، روایات مذکور چنین نهضت و انقلابی را مردود نمی شمارد».

همان ص 284

آیت الله صالحی مازندرانی
از جمله احاد یثی  که دست آویز اصحاب قعود شده است این حدیث شریف می باشد که زیاد مورد استفاده قرار می گیرد .

کلمه یعبد ظاهرا ظاهرا با صیغة مجهول درست است ، یعنی صاحب آن پرچم می خواهد در مقابل خداوند عبادت شود یعنی از وی اطاعت کنند .

لفظ طاغوت به معنای طغیان وزیادت است یعنی این که از حریم ها گذشته و آن را نا دیده بگیرد . و از حدودی که خداوند تعیین کرده است خارج شود همانطور که آب از حد و یا سدی که برایش معین شده خارج شود ،می گویند طغیان کرده است ، در آن صورت است که خرابی به بار می آورد. آب با اینکه ماده حیات بشر است ، اگر از مسیر خودش منحرف گردد ،عامل خرابی و مرگ انسان ها می شود.

اما ظاهر حدیث نشان می دهد که ربطی به مبارزه و جهاد در راه خدا ندارد .

از طرفی نص صریح قرآن است که فرمود :                                

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُم‏

و در وصیت امیر المومنین علیه السلام آمده است که فرمود :

کُونَوا  لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنا

پس قیامی که در راه خدا و برای اعتلای کلمه توحید و بر قراری قسط و عدل  باشد تخصصا از حدیث خارج است .

چون حدیث سخن از پرچم باطل به میان آورده است پس سخن از قیام و نهضتی است که رهبر آن به دنبال اعتلای توحید نیست و کسانی بوده اند که به عنوان مهدی علیه السلام  قیام نموده و تحت پوشش آن نام مقدس به اهداف شیطانی و پلید خود می اندیشیدند .

اما کسی که بنده خداوند و عالم ، فقیه مومن و عاشق خدا و احکام الهی باشد،هرگز در زندگی من نمی گوید  و در همه حال مردم را به خداوند و  توحید فرا می خواند ،اگر چنین کسی پرچمی برافراشته است حتما هدف مقدسی را تعقیب می کند ، مانند حضرت امام خمینی قدس الله نفسه الزکیة .

بنا براین در احادیث قبل بیان شده بود که به اهداف رهبران قیام توجه کنید .

شهید مطهری ، وقتی از پاریس برگشت ، از وی پرسیدند آنجا چه خبر بود ؟فرمود :

در جلسه ای خصوصی امام فرمود :آقای مطهری ! این ما نیستیم که این کارها را می کنیم من دست کمک خدا را به وضوح لمس می کنم .

این طاغوت نیست  بلکه آمده است طاغوت را نه تنها از کشور بلکه از دلها ریشه کن کند . پس برای سرنگونی پرچم طاغوت آمده است .

برای این تفسیر شاهدی از کتاب کافی نقل می کنیم  :

وَ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَحَدٍ یَدْعُو إِلَى أَنْ یَخْرُجَ الدَّجَّالُ إِلَّا سَیَجِدُ مَنْ یُبَایِعُهُ وَ مَنْ رَفَعَ رَایَةَ ضَلَالَةٍ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ  الکافی   ج  8  ص 296   

در حدیث قبل کلمه ضلالت وجود نداشت و در ذهن خطور می کرد هر پرچمی  که قبل از قیام حضرت مهدی علیه السلام بر افراشته شود ، صاحبش طاغوت است . لکن در این حدیث کلمه ضلالت وجود دارد . به همین دلیل می فرماید :

هر کسی پرچم گمراهی بر افرازد ، صاحبش طاغوت است .

پس علاوه بر نصوص و اخباری که به آن ها اشاره شد ، این حدیث نشان می دهد برداشتی که از آن حدیث شریف شده است و بر طبق آن هر قیامی را مخدوش و محکوم می داند ، نا صواب است .در نتیجه قیامی که برای حاکمیت طاغوت انجام گیرد ، محکوم است .

خبر نگاری از روزنامه ی ایتالیایی در نوار غزه واقع در فلسطین اشغالی مقاله ای راجع به عظمت امام خمینی و انقلاب نوشته است که در روزنامه جمهوری اسلامی سال 1367شمسی 1409 قمری به چاپ رسیده است :

« در ایران این پرچم بر حکومت غیر مذهبی شاه غلبه کرد ،  در لبنان این پرچم برتری محرومین و فقیر ترین مردمان حومه ی جنوبی بیروت را تامین کرد .در عربستان سعودی این پرچم وارد اماکن مقدسه شد ، این پرچم دانشگاه ها و پادگان ها را تسخیر کرد . این پرچم در اردن خواب شاه حسین را مختل کرد ...»

این پرچم ، پرچم تقوا و عدالت و پرچم قرآن و توحید است  که پرچمهای طاغوتی را جمع کرده است .

این حدیث ارتباطی به این نهضت و قیام ندارد . سخن امام علیه السلام ناظر به قیام و پرچمهایی است که در جهت تامین اهداف طاغوتی بر افراشته شود . امام صادق علیه السلام نگران اوضاع و احوال آن روزگار بود که شیادانی تحت عنوان مهدویت قیام کرده و برای فریب مردم مظلوم ، خود را به عنوان مهدی موعود معرفی می کردند و مردم هم فریب می خوردند .

بنابر این امام هشدار می دهد که به اهداف آنها توجه کنید و نشانه های قیام و پرچم طاغوت را هم بیان فرمود :

نشانه ی طاغوت این است که خود را به جای ولی الله اکبر جا می زند و می خواهد خود به جای خداوند معبود مردم بشود .

مبانی ولایت فقیه ص 154

آیة الله مومن قمی

به نظر اینجانب یک مسئله در استدلالات مذکور مورد توجه قرار نگرفته(و منشأ مغالطه شده) وآن صحیحه عیص بن القاسم (الکافی ج : 8 ص : 264)است زیرا اگر آن را در کنار این احادیث مبارک قرار دهیم مشکل حل می شود و کاشف از این است که پرچمی که قبل از ظهور بلند شده اگر با هدف سلطنت و خود محوری باشد ودعوت به نفس، برافرازنده آن پرچم طاغوت است؛

اما اگر هدفش اقامه احکام الهی باشد ورافع آن پرچم برای خود هیچ موضوعیتی قائل نباشد بلکه پیرو ولایت ائمه اطهارعلیهم السلام ومنتظر ظهورشان باشد تا بتواند پرچم حکومت اسلامی را به دست آن بزرگواران بسپارد وخودش نیز در زمره پیروان و یاران آن حضرات قرار گیرد همانگونه که زید بن علی بن حسینعلیهما السلام بر این هدف بود(در صحیحه عیص بیان شده است) در این صورت به هیچ وجه مورد عتاب اهل بیتعلیهم السلام نیست بلکه قطعا به مانند زید موضوع ستایش و دعای حضرات معصومینعلیهم السلام خواهد بود وداخل در عموم این آیه شریفه می باشد:"وجاهدوا فی الله حقّ جهاده هو اجتباکم" همانطور که زید مشمول آن است.

در نهایت:

صحیحه عیص و امثال آن پرچم هایی که برای تأسیس حکومت و ولایت بلند شده را بر دوقسم قرار می دهد و حکم به حرمت آن پرچمی می کند که برای ریاست رافعش بلند شده و اینکه این نوع پرچم مبغوض نزد ائمهعلیهم السلام وصاحبش عاصی آن عزیزان است از اول امر تا آخر، ودر مقابل حکم بر مشروعیت ومحبوبیت علمی که با هدف از بین بردن موانع عمل به احکام دین است می کند واینکه بپادارنده این پرچم، مخاطب آن آیه شریفه(مذکور در بالا) و عامل به آن است.

پس راهی جز تخصیص این احادیث نیست بدینگونه که "کل رایة"ی مذکور در این گروه از روایات فقط مربوط به پرچمی است که هدف رافع،ریاست خودش بر امت باشد واین ریاست همه ی هم و غم و هدف او باشد، ولی پرچمی که جز به هدف اقامه دین نیست وو رافعش تابع ائمه معصومینعلیهم السلام ومنتظر ظهورشان می باشد تا بتواند ولایت و آنچه در دستش است را به آنها واگذار کند اینچنین پرچمی از این عموم خارج می شود و درواقع صحیحه عیص مخصص عموم این اخبار است.

بلکه می توان گفت اصلا پرچمی که برای اقامه دین است تخصّصا از عموم این روایات خارج است نه تخصیصا(با این قرینه که طاغوت در لغت یعنی کسی که در گناه افراط کند) لهذا بعید نست که بگوییم این عموم منصرف به خصوص این طاغی می باشد و شامل کسی که برای اقامه دین قیام کرده نمی شود(تخصّصا).

در هر صورت این که اینگونه از روایات مانع از آن پرچمی که برای احیای دین بلند شده نیستند شکی نیست یا تخصصا و یا تخصیصا.

ماحصل دقت در همه این اخبار که معارض با ادله مشروعیت یا وجوب تأسیس حکومت اسلامی در زمان غیبت شمرده می شوند این است که تأسیس حکومت مذکور(حکومتی که برای اقامه احکام خدا و حدود الهی وتحویل آن به صاحبان اصلی اش برپا شده)مانعی ندارد ونتیجه جمع بین این اخبار نیز جواز بلکه رجحان تأسیس چنین حکومتی می باشد و اصلا ادله مشروعیت تأسیس حکومت اسلامی معارض ندارد.

فالمتحصل من الدقة فی جمیع هذه الاخبار التی قد تعد معارضات لادلة مشروعیة بل ایجاب تاسیس الدولة الاسلامیة فی زمن الغیبة ان تاسیس الدولة الکذائیة لا مانع عنه ، بل الجمع بین هذه الاخبار ایضا جواز تاسیسها بل رجحانه و تکون ادلة مشروعیة تاسیسها بلا معارض اصلا ، و الحمد لله تعالی .

الولایة الالهیة الاسلامیة ج 1 ص 115 شهید سید محمد باقر حکیم و حدیث « کل رایة »

ما ورد فی بعض الروایات بسند صحیح معتبر : " کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله عز وجل " ، فإن مضمون هذه الروایة - إذا أردنا أن نأخذه على ظاهره - مناف لروح القرآن وللآیات التی تدل على وجوب مقاومة الکفر والظلم والطغیان والفساد ، کما أن صحة سند هذه الروایة لا یرقیها إلى حالة الیقین بل تبقى روایة ظنیة ولو بمضمونها للقبول به ، فأما أن تطرح جانبا تصرف إلى غیر ظاهرها ، بافتراض أن هذه الرایة تکون رایة فی مقابل رایة القائم ، أو بغیر اسمه وبدون إذنه ، أو أنها فی مقام الحدیث عن الواقع الخارجی للرایات المعاصرة لزمن صدورها .
  ترجمه: ظاهراین روایت با روح قرآن وآیاتی که دال بر وجوب مقاومت در مقابل کفر وظلم وفساد وطغیان هستند، منافات دارد .همانطوریکه سند این روایت یقین آور نیست بلکه ظنی السند است .  پس باید یا بر خلاف ظاهرش  حمل کنیم :مثلا بگوییم منظور پرچمی است که درمقابل امام زمان است یا بدون اذن حضرت بوده یا اینکه درمقام اخبار از وقایع خارجی وپرچمهایی است که درزمان خود حضرت برای قیام  بلند شده  .
تفسیر سورة الحمد  ص 111
 آیت الله سید جعفر مرتضی العاملی

اولا : مراد از رایات ، رایات گمراهی و ضلالت است وشاهد آن روایت امام باقر علیه السلام  است که فرمودند:

ومن رفع رایة ضلالة فصاحبها طاغوت ( کافی 8/296)

ثانیا : منظور امام علیه السلام کسی است که دعوت به خود می کند وشخص خود را محور می داند درحالیکه امام از اوراضی نیست .دلیل ما این است که امام ابتدا از رایة سخن می گوید سپس صاحبش را طاغوتی می نامد که مورد اطاعت وپرستش مردم قرارمی گیرد ( طاغوت یعبد ) یعنی اشاره به صنمیت صاحب آن پرچم دارد.

ثالثا : روایتی که راجع به قیام زید است فرق بین رایة ضلال و رایة حق را روشن می نماید:

روی عن الرضا علیه السلام  أن الامام الصادق علیه السلام  قال :

رحم الله عمی زیدا ، انه دعا الی الرضا من آل محمد ولوظفر لوفی بما دعا الیه ..الی ان قال الامام الرضا علیه السلام  للمأمون : إن زید بن علی لم یدع ما لیس له  بحق ، وانه کان اتقی لله من ذلک انه قال أدعوکم الی الرضا من آل محمد..(وسائل ج15/ ص52)

رابعا : آنچه که در صحیحه عیص بن قاسم آمده برای ما روشن می کند که ائمه چگونه دونوع قیام و پرچم را تشریح مینمودند و مردم را قانع می کردند که با کسانی که ادعای امامت می کردند ودر ادعایشان صادق نبودند قیام نکنند :

ولا تقولوا خرج زید فإن زید کان عالما وکان صدوقا ولم یدعکم الی نفسه بل دعاکم الی الرضا من آل محمد ولوظفر لوفی بما دعاکم الیه ...فالخارج منا الیوم الی ای شیء یدعوکم ؟الی الرضا من آل محمد؟ فنحن نشهدکم انا لسنا نرضی به وهو یعصینا الیوم ولیس معه احد ...وهو اذا کانت الرایات والأولویه أجدر ألایسمع منا (وسائل ج 15ص 50)

نگویید که زید قیام کرد .زید عالم وصادق بود وشما را به خود دعوت نمی کرد بلکه به خشنودی اهل بیت فرامی  خواند واگر پیروز می شد به وعده خود عمل می کرد ...ببینید کسی که شما رادعوت به قیام می کند هدفش چیست ؟آیا به دنبال رضایت آل محمد است؟ ما شهادت می دهیم که از این شخص راضی نیستیم او امروز که هیچ قدرت وجمعیتی ندارد ما رامعصیت می کند پس اگر قدرت پیداکند وجماعتی به دنبال اوباشند به طریق اولی از ما اطاعت نخواهد کرد.

بنابراین احادیثی که درنهی قیام آمده این گونه افراد را مد نظر داشته واین صحیحه دلالت بر لزوم یاری کسانی دارد که دعوتشان حق بوده است (بل ان هذه الصحیحة تدل علی لزوم نصر من تکون دعوته محقة کما کان الحال بالنسبة لزید بن علی الذی دعا لنقض حکم الجائرین المجتمع )

خامسا : روایاتی که مربوط به قیام یمانی است متضمن مدح او و رایة هدایت بودن اوست لذا دال بر این است که کل رایة ترفع قبل قیام القائم منظور رایات ضلالت وگمراهی است وهمچنین نشانگر این است که قیام علیه حکام جور وظلم اسقاط حکومت هایشان جایز است.

ومثل ذلک ایضا حدیث :

رجل  من قم معه قوم کزبر الحدید ..

وحدیث تفسیر آیه " فاذا جاء وعد اولاهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولی بأس شدید " حیث قال الامام ثلاث مرات : "هم والله اهل قم " فإن المدح لهؤلاء العباد یدل علی مشروعیة ما یقومون به فی زمن الغیبه.
(مختصرمفید ج 3 ص 171 تا 175
در روایت «حکم» از امام باقر علیه السلام آمده است که فرمود: « ای حکم، همه ی ما قائم به امر خدا هستیم، گفتم پس تو مهدی هستی؟ فرمود: همه ی ما، هدایت شده به سوی خدا هستیم، گفتم پس تو صاحب شمشیری؟ فرمود: همه ی ما صاحب شمشیر و وارث شمشیریم».

و در روایت دیگری عبدالله ابن سنان روایت نموده که گفت: خدمت امام صادق علیه السلام آیه: «یوم ندعوا کل اناس بامامهم ـ روزی که هر دسته از مردم را به امامشان فرا می خوانیم» را قرائت کردم، حضرت فرمود: «امام آن کسی است که پیشاپیش آنهاست و او قائم مردم زمان خویش است.

ما پیش از این نیز گفتیم که لفظ امام از نظر لغت برای هر پیشوا و جلوداری وضع شده است و منحصر به ائمه ی دوازده گانه علیهم السلام نیست، بر این اساس شاید مراد از « قائم اهل زمان خویش» نیز اعم بوده و مراد از آن قائم بالفعل در میان هر امت باشد. اما از سوی دیگر این احتمال بسیار بعید به نظر می رسد، زیرا آنچه از لفظ «القائم» ـ که همراه با الف و لام تعریف ـ در روایت ما به کار برده شده، ظاهر می شود. همان قائم مورد نظر یعنی امام زمان (عج) است، پس در این صورت مراد از پرچمی که در این روایت،مورد مذمت قرار گرفته، پرچمی است که صاحب آن مردم را به نفس خویش فراخواند نه به اقامه ی حق، و اطاعت از امام به حق، و این نکته ای است شایان توجه و دقت.

علامه سید محمد حسین طهرانی و حدیث کل رایه

از کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام؛ ج‌۴ ، ص: ۳۱

s6

پاسخ از ظهور روایاتى که هر گونه قیام را قبل از ظهور حضرت قائم محکوم مى‌کند

أفرادى که مى‌گویند در زمان غیبت إنسان نباید به هیچ وجه من الوجوه قیامى و إقدامى کند به چند روایت تمسّک مى‌کنند:

أوّل روایتى است که کلینى در «روضة کافى» عن محمّد بن یحیى، عن أحمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن حَمّاد بن عیسى، عن الحسین بن المختار، عن أبى بصیر، عن أبى عبد الله علیه السّلام روایت مى‌کند که:

قَالَ: کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَآئِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَهِ عَزّ وَ جَلَّ‌

سلسلۀ سند را به حضرت صادق علیه السّلام مى‌رساند که آن حضرت فرمود:

«هر پرچمى که قبل از قیام قائم برافراشته گردد، صاحب آن پرچم طاغوت است؛ و مردم او را عبادت مى‌کنند و دست از عبادت پروردگار عزّ و جلّ برداشته، او را معبود خود قرار مى‌دهند.» یعنى آن صاحب پرچم، طاغوت است و در مسیر غیر پروردگار حرکت مى‌کند؛ و خود را معبود مردم قرار داده است و أفرادى که به او مى‌گروند عابد او هستند و عبادتشان هم در غیر راه خدا قرار دارد.

و این رایت هم اختصاص به یک رایت ندارد‌

(کُلُّ رَایَةٍ)

هر پرچمى برافراشته گردد (کُلّ اضافه به رایة شده است، رایت هم نکره است و إفادۀ عموم مى‌کند). بنابراین، این حکم تا قبل از قیام قائم إدامه دارد. این است مفاد این روایت.

حال از سند که بگذریم آیا خود این متن قابل قبول است، یا اینکه منظور خاصّى را در بر دارد؟ از قرینۀ‌

قَبْلَ قِیَامِ الْقَآئِمْ‌

مى توان استفاده کرد که آن رایتى که برداشته شود، نه هر رایتى است که در راه قائم و در مسیر دین و در مسیر قرآن و در مسیر ولایت و در مسیر رضایت خود حضرت قائم برافراشته گردد؛ بلکه آن رایتى است که در مقابل رایت قائم است.

چون قائم علیه السّلام فقط یک قیام دارد و آن قیام بحقّ است؛ و آن قیام وقتى تحقّق پیدا میکند که به موقع انجام شود و بجاى خود و به منصّۀ خود نشسته باشد. و هر کسى قبل از قیام قائم رایتى را- و لو بنام دین- برافرازد، اگر در غیر مسیر حضرت قائم باشد بعنوان خودپسندى و شخصیّت طلبى و یا‌ لا أقلّ بعنوان خود محورى تحقّق خواهد یافت؛ و ولایتى را که به خود نسبت مى‌دهد در مقابل ولایت قائم علیه السّلام است نه مندکّ و فانى در ولایت و قیام قائم، و نه در مسیر و ممشاى آن حضرت.

پس هر رایتى که در مقابل قیام قائم باشد‌

فَصَاحِبُها طَاغُوتٌ‌

. چون قیام قائم إنسان را با از بین رفتن شخصیّت و استکبار و خودمنشى که در أفراد موجود است بسوى پروردگار حرکت مى‌دهد؛ و این رایت أفراد را بسوى خود دعوت مى‌کند و هر جائى که محورى و مرکزى از شخصیّت طلبى باشد، آن طاغوت است و‌

یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَهِ عَزّ وَ جَلَّ.

مجلسى در «مرآت العقول» این روایت را موثّق دانسته است.