سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران

عظمت نهج البلاغه دربیان علامه حسن زاده

نگاه حکیم، عارف و فیلسوف اسلامی به نهج البلاغه چگونه است؟

خطبه یکصد و هشتاد و چهارم نهج البلاغه یکی از خطب توحیدیه است که شریف رضی-رضوان الله علیه- در عنوان آن گوید: "و تجمع هذه الخطبه من اصول العلم ما لا تجمعه خطبه" و الآن هزار و چهارصد و دو سال از هجرت خاتم - صلی الله علیه و آله و سلّم- می گذرد و قبل از اسلام و بعد از اسلام نوابغ دهر که طرفداران شعب علوم عقلیه و معارف عرفانیه و مدعیان مکاشفات ذوقیه و قلمداران نامور جهانی بودند در همه اطراف و اکناف ارض آمدند و رفتند و منشئات دقیق و جلیل علمی و قلمی آنان موجود است، کدام گوهرشناس به خود اجازه می دهد که یک کتاب از گفته هایشان را هموزن یکی از بندهای همین یک خطبه نهج قرار دهد؟

وانگهی حالا می گویند سطح علوم و معارف بالا گرفته است و عصر ترقّی و تعالی فرهنگ است و  ماشاءالله شهوت تألیف هم عجیب اوج گرفته است، مع ذلک چه کسی را یارای آن است که به اندازه چند بند همین یک خطبه توحیدیه دم برآورد!؟

کدام ادیب فنّان تواند به تقلید صورت عبارات او سخن گوید؟ این "مقامات حریری و بدیع الزّمان همدانی" و "منشئات ابوالعلای معرّی" و "خطبه های ابن نباته" و "رسائل ابن عمید" و "مکاتیب عبدالحمید" و ائمه اربعه کتب ادب "بیان و تبیین جاحظ" و "امالی قالی" و "ادب الکاتب ابن قتیبه" و "کامل مبرّد" شاهدند...

...علاوه این که کلمات صادر از بیت عصمت و وحی پیغمبر و آل-صلّی الله علیه و آله- نه فقط از حیث فصاحت و بلاغت، دستورالعمل و سرمایه ادبی عبدالحمیدها و ابن نباته ها اند، بلکه در جمیع شئون و اُمور حیات انسانی نهج قویم و طریق مستقیم اند.

کدام زمامدار اجتماع است که در نظم مملکت داری و دستورالعمل مدینه فاضله سازی و آداب راعی و رعیت ترقیم همانند عهد نامه مالک را به عهده بگیرد!؟ این عهد اردشیر و رسائل وزراء و فرمانهای فرماندهان بسیار در متون سیر و تواریخ گواهند.

کدام فرمانده سپاه و امیر لشکر در آیین جنگاوری و سلحشوری و مبارزه با دشمن چنانکه در چند فصل قسم اوّل و دوم نهج از اسدالله آمده است تواند تعلیم آداب حرب دهد!؟ این کتاب سیاسه الحروب هرثمی و کتاب الحرب عیون الاخبار ابن قتیبه و آداب الحرب مبارکشاه و تبصره ارباب الالباب طرطوسی و غیرها حجّت اند.

کدام عارف منازل و مراحل پیموده است که کلماتش در کنار مشرب عرفان سرسلسله عارفین، علی علیه السّلام نمودی داشته باشد!؟ این فصوص و فتوحات و مصباح الانس و تمهید در محضر مبارک نهج البلاغه شهود عدل اند.

کدام حکیم متألّه را یارای این است که در برابر خطبه های توحیدی علی علیه السّلام قلم در دست گیرد؟ این رسائل فارابی و شفا و اشارات شیخ و قبسات و اسفار میر و صدرا حاضرند. حکیم در مقابل "ینحدر عنّی السّیل" به وحشت است و عارف در برابر "ولا یرقی إلی الطّیر" به دهشت.

در وصف متّقین چنان گفت که همام شریح شرحه شرحه شد و در وصف طبیعت خفّاش و طاووس را چنان آراست که بیانش از زبان و بنان امثال من راست نیاید، بلکه منوچهری های خِرّیت در طبیعت آرائی انگشت حیرت به دندان گیرند.

کوتاهی سخن این که حقّ مطلب همان است که خود آن جناب در خطبه دویست و سی و یکم نهج به کلام بلیغ خود فرمود "و أنا لأمراء الکلام و فینا تنشّبت عروقه و علینا تهدّلت غصونه" در همین عبارت ملاحظه بفرمائید و در آن غور و تدبّر بنمائید، ببینید این جمله کوتاه از حیث لفظ و معنی چقدر بلند است و خود همین کلام شاهد صادق خود است که صادر از امیر کلامی چنانی است و مثل منی باید تا چه اندازه قلم فرسایی کند تا بتواند حق بیان را ادا کند و یا عاقبت امر از عهده آن عاجز بماند؛

در نیابد حال پخته هیچ خام       پس سخن کوتاه باید والسّلام

انسان کامل در نهج البلاغه/ ص ۲۴ و ۲۵